روایت دختران از پدیدۀ پوشش؛ بازتعریف هویت و دلالت‌های معنایی آن (مورد مطالعه: دختران جوان شهر شاهین‌دژ)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه کردستان

2 کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه کردستان

چکیده

با ظهور عصر جدید، ژست‌ها و کردارهای بدنی اهمیتی خاص یافته‌اند. ایماژ بدنی ما صرفاً توسط آنچه بدن خود را شبیه بدان می‌پنداریم، شکل نمی‌گیرد، بلکه این زمینه‌های اجتماعی–فرهنگی هستند که بر تفسیر ما از آنچه می‌بینیم، اعمال قدرت می‌کنند. سؤال اصلی پژوهش این است که سوژه‌های مورد مطالعه چه درکی از پوشش خود دارند و آنان براساس چه خصیصه‌هایی دست به گزینش پوشش می‌زنند. بر همین مبنا، هدف این پژوهش، مطالعۀ روایت دختران جوان شهر شاهین‌دژ از پدیدۀ پوشش است که در آن سیاست‌های زندگی در قالب مفاهیمی مانند تمایز اجتماعی و مصرف نمایشی برساخته می‌شود. برای این منظور، از سنت نظری افرادی نظیر وبلن، بوردیو و گیدنز به‌منظور صورت‌بندی مفاهیم در راستای اهداف و سؤالات تحقیق بهره جسته‌ایم. روش پژوهش به‌کاررفته، تحلیل روایت مضمونی است که از فنون مصاحبۀ عمیق و مشاهدۀ مشارکتی برای گردآوری داده‌ها استفاده شد. انتخاب نمونه‌ها هم به‌صورت هدفمند و با رعایت معیار حداکثر تنوع صورت گرفت که با توجه به معیار اشباع نظری، با 24 نفر از دختران شهر شاهین‌دژ مصاحبه به‌عمل آمد. یافته‌های این پژوهش در قالب 26 مفهوم اولیه و پنج مقولۀ اصلی صورت‌بندی شد. این مقوله‌ها عبارت‌اند از: 1. سلطۀ رسانه در زندگی روزمره؛ 2. تغییرات هنجاری/ارزشی سوژه‌ها؛ 3. بدن به‌مثابۀ سوژه‌ها؛ 4. نمایش خود؛ 5. بدن و طبقۀ اجتماعی. نتایج پژوهش بیانگر دلالت‌های متفاوت پوشش از دیدگاه دختران نمونۀ پژوهش، در نقش کنشگران زمینۀ پژوهش است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Girls’ Narrative of the Dressing Phenomenon: A Redefinition of Its Identity and for Meaning (Case study: young girls in Shahindej)

نویسندگان [English]

  • Hossein Daneshmehr 1
  • Elnaz Hassankhani 2
1 Assistant Professor of Sociology, University of Kurdistan
2 MA in Sociology, University of Kurdistan
چکیده [English]

Introduction: Adorning the face and clothing is now seen more as a means of establishing identity, and media, advertising, and affinity groups have become promoters of binding norms. Women are judged more than men by these norms and are ashamed of their bodies when they do not conform to societal expectations. Women's clothing is seen both as a means of display and as an important means of concealing or revealing various aspects of personal life, as it links customary formalities and principles to identity. As a social phenomenon, women’s dressing has undergone numerous conflicts, struggles, and changes in recent decades. Every dressing has a meaning, but what matters most is its position within the system of collecting meanings. In today’s Iranian society, where on the one hand traditional components still play a role in lifestyle and on the other hand certain modern social features and global cultural components have been incorporated into the living environment, the style of dressing in girls is of great importance as a group where these changes are manifested to the maximum. The aim of the present study is to investigate dressing among young girls from the city of Shahindej in Iran and to answer the question of what semantic understanding they have of the phenomenon of dressing and the adoption of a type of it, that is, what meaning colors, patterns, sizes, and designs of dressing have for them.
Method: This is a qualitative narrative study in the traditional and analytical sense. A narrative study is a type of qualitative research that collects data from a series of stories. These stories represent a narrative of people’s life experiences, quoted by themselves about themselves or by others about other people. Data were collected using in-depth interviews and participant observation and analyzed using thematic analysis. The research participants include young girls from Shahindej between the ages of 18 and 30. Samples were selected using the purposive sampling method until theoretical saturation, resulting in twenty-four in-depth interviews.
Findings: The research results were evaluated and analyzed based on five factors that are the main causes of change in semantic understanding of the phenomenon of dressing among young girls from Shahindej. The extracted factors include the dominance of the media in everyday life, changes in the norms/values of the subjects, the body as a subject, self-presentation, and the body and social class. The findings suggest that actors seek to reproduce and believe in the dressing while embracing different implications of it. Self-representation in the context of dressing seems to be the most important factor in acquiring a position and social acceptance, distinguishing oneself and one’s class from others through the type of dressing, makeup, and jewelry. As Veblen puts it, the provision of clothing causes people to reduce their comfort and necessities of life to a greater extent than other items they use, and to provide what is desired as conspicuous consumption.
Conclusion: The body, deeply affected by the reflexivity of the modern age, can no longer be considered simply as a type of fixed physiological entity. Sociologists have well demonstrated that clothing is a cultural indicator. One way to learn about the culture of a society, therefore, is to become familiar with how people dress. In all cultures and societies, dressing is a personal issue and at the same time a political issue with implications for gender and the status of women.

کلیدواژه‌ها [English]

  • girls
  • Clothing
  • conspicuous consumption
  • Self-expression
  • Narrative Analysis
  • آدمیان، مرضیه، عظیمی هاشمی، مژگان، و صنعتی شرقی، نادر (1391)، «تحلیل جامعه‌شناختی سبک پوشش جوانان»، فصلنامۀ زن و جامعه، شمارۀ 4: 161-186.
  • اباذری، یوسف، و حمیدی، نفسیه (1378)، «جامعه‌شناسی بدن و پاره‌ای مناقشات»، زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان)، شمارۀ 4: 127-160.
  • اشتروس، آنسلم و کوربین، جولیت (1391)، مبانی پژوهش کیفی؛ فنون و مراحل تولید نظریۀ زمینه‌ای، ترجمۀ ابراهیم افشار، تهران: نی.
  • ایگلتون، تری (1381)، درآمدی بر ایدئولوژی، ترجمۀ اکبر معصوم‌بیگی، تهران: آگه.
  • باکاک، روبرت (1381)، مصرف، ترجمۀ خسرو صبری، تهران: شیرازه.
  • بنت، اندی (1386)، فرهنگ و زندگی روزمره، ترجمۀ لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان، تهران: اختران.
  • بلیکی، نورمن (1384)، طراحی پژوهش‌های اجتماعی، ترجمۀ حسن چاوشیان، تهران: نی.
  • بوردیو، پیر (1381)، نظریۀ کنش؛ دلایل عملی و انتخاب عقلانی، ترجمۀ مرتضی مردیها، تهران: نقش و نگار.
  • پاترسون، مارک (1398)، مصرف و زندگی روزمره، ترجمۀ جمال محمدی و نرگس ایمانی‌مرنی، تهران: نی.
  • توسلی، غلامعباس (1383)، «تحلیلی از اندیشۀ پیر بوردیو دربارۀ فضای منازعه‌آمیز اجتماعی و نقش جامعه‌شناسی»، نشریۀ نامۀ علوم اجتماعی، شمارۀ 3: 1-25.
  • حمیدی، نفیسه، و فرجی، مهدی (1386)، «سبک زندگی و پوشش زنان در تهران»، فصلنامۀ تحقیقات فرهنگی، شمارۀ 1: 65-92.
  • خواجه‌نوری، بیژن، روحانی، علی، و هاشمی، سمیه (1390)، «سبک زندگی و مدیریت بدن»، فصلنامۀ علمی-پژوهشی جامعه‌شناسی زنان، شمارۀ 4: 21-48.
  • خواجه‌نوری، بیژن (1385)، «بررسی رابطۀ مؤلفه‌های جهانی‌شدن و مشارکت اجتماعی زنان، مطالعۀ موردی: تهران، شیراز و استهبان»، پایان‌نامۀ دکتری، رشتۀ جامعه‌شناسی، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز.
  • دهقانیان، حمید، و خیری، حسن (1393)، «بررسی الگوی پوشش جوانان شهر یاسوج»، فصلنامۀ معرفت فرهنگی-اجتماعی، شمارۀ 4: 45-76.
  • ذکایی، محمدسعید، و خطیبی، خاطره (1385)، «رابطۀ حضور در فضای مجازی و هویت مدرن پژوهشی در بین کاربران اینترنتی جوان ایرانی»، فصلنامۀ علوم اجتماعی، شمارۀ 33: 111-153.
  • ذکایی، محمدسعید، و امن‌پور، مریم (1391)، درآمدی بر تاریخ فرهنگی بدن در ایران، تهران: انتشارات تیسا.
  • رضادوست، کریم، و میرزایی، ابراهیم (1387)، «زنان و هویت‌یابی (با نگاهی به تحولات معاصر جامعۀ ایران)». فصلنامۀ توسعۀ اجتماعی، شمارۀ 1: 141-161.
  • ساروخانی، باقر و رفعت‌جاه، مریم (1383)، «زنان و بازتعریف هویت اجتماعی»، مجلۀ جامعه‌شناسی ایران، شمارۀ 2: 133-160.
  • سیدمن، استیون (1386)، کشاکش آرا در جامعه‌شناسی، ترجمۀ هادی جلیلی، تهران: نی.
  • ظهیری‌نیا، مصطفی، رستگار، یاسر، و پاشاامیری، مسعود (1397)، «دلالت‌های معنایی حجاب در میان زنان و دختران جوان بندرعباس»، مجلۀ راهبرد فرهنگ، شمارۀ 43: 124-153.
  • فاضلی، محمد (1383)، «گفتمان و تحلیل گفتمان انتقادی»، پژوهشنامۀ علوم انسانی و اجتماعی، شمارۀ 14: 81-106.
  • کاظمی، عباس (1395)، امر روزمره در جامعۀ پساانقلابی، تهران: فرهنگ جاوید.
  • کبیری، افشار، منوچهری، ایوب، و بابازاده، رسول (1397)، «تحلیل جامعه‌شناختی گونه‌های مدگرایی در میان شهروندان استان آذربایجان غربی»، فصلنامۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، شمارۀ 4: 763-789.
  • گیبینز، جان آر.، و ریمر، بو (1381)، سیاست پست‌مدرنیته، ترجمۀ منصور انصاری، تهران: گام نو.
  • گیدنز، آنتونی (1393)، تجدد و تشخص: جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، ترجمۀ ناصر موفقیان، تهران: نی.
  • گیدنز، آنتونی (1378)، تجدد و تشخص: جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، ترجمۀ ناصر موفقیان، تهران: نی.
  • محمدی، جمال، دانش‌مهر، حسین، الیاسی، فاضل و یزدان اعظمی (1393)، «پوشش زنان و دلالت‌های معنایی آن مطالعۀ موردی: زنان جوان شهر کرمانشاه»، فصلنامۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، شمارۀ 4: 639-666.
  • وبلن، تورشتاین (1386)، نظریۀ طبقۀ تن‌آسا، ترجمۀ فرهنگ ارشاد، تهران: نی.
  • یارشاطر، احسان، و بلوکباشی، علی (1382)، پوشاک در ایران‌زمین، ترجمۀ پیمان متین، تهران: امیرکبیر.
  • Bourdieu, P. (1984), Distinction, Cambridge: M.A. Harvard University Press.
  • Bovone, L. (2006), Urban style cultures and urban cultural production in Milan: Postmodern Identity and the Transformation of Fashion. Poetics, No. 6: 370-382.‌
  • Glaser, B. G., & Strauss, A. L. (1967), The discovery of Grounded Theory: Strategies for qualitive research, Chicago: Aldintransaction a Division of transaction publishers.
  • Tiggemann, M., & Lacey, C. (2009), Shopping for clothes: Body satisfaction, appearance investment, and functions of clothing among female shoppers. Body Image, No. 4: 285-291.‌
  • Johansson, T. (2000), Social psychology and modernity. Buckingham: Open University Press.‌
  • Gimlin, D. (2006), The absent body project: Cosmetic surgery as a response to bodily dys-appearance. Sociology, No. 4: 699-716.‌
  • Grogan, S. (2007), Body image: Understanding body dissatisfaction in men, women and children. Routledge.‌