تبیین جامعه‌شناختی مدارا و ابعاد آن (مورد مطالعه: شهروندان هجده سال به بالای استان کرمانشاه)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه پیام‌نور

2 استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه رازی

3 استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه پیام‌نور

4 دانشجوی دکتری جامعه شناسی مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور و کارشناس دانشگاه رازی کرمانشاه

چکیده

مدارا وضعیتی پارادوکسیکال است که در آن، افراد باید اموری را که قابل‌پذیرش نیست یا حتی مورد تنفر و ناپسند است، تحمل کنند. این وضعیت پارادوکسیکال، تبدیل مدارا یا تساهل به نوعی ملکۀ ذهنی را برای بسیاری از جوامع و شهروندان مسئله‌ساز کرده است. در جهان معاصر که درهم‌تنیدگی و تراکم اخلاقی (حقیقی و مجازی) کنش‌ها ویژگی برجستۀ آن است، مدارا برای تداوم ارتباط بدون تنش و مسالمت‌آمیز میان افراد و جوامع محلی و جهانی دارای اهمیت بسیاری تلقی می‌شود. براین‌اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین جامعه‌شناختی وضعیت مدارا و ابعاد آن در بین شهروندان هجده سال به بالای استان کرمانشاه که دارای بافت فرهنگی، قومی و مذهبی ناهمگون است، انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و به شیوۀ پیمایشی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل همۀ شهروندان بالای هجده سال در استان است و براساس فرمول کوکران، 855 نفر به شیوۀ نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای ارزیابی می‌شوند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد میانگین‌های مدارا در استان کرمانشاه 68/2 (از دامنۀ 1 تا 5) بوده است و پاسخگویان دارای بیشترین مدارا به‌ترتیب در ابعاد اجتماعی (03/3)، عقیدتی (48/2)، سیاسی (47/2) و اخلاقی-رفتاری (38/2) هستند. همچنین مطابق یافته‌ها، متغیرهای تحصیلات، جنس، وضعیت تأهل، سرمایه و ابعاد آن بر مدارا تأثیر دارند، اما متغیرهای سن، قومیت، مذهب و شهر محل سکونت تأثیری بر مدارا ندارند. در حقیقت، با توجه به نتایج مطالعه به‌نظر می‌رسد اقوام و مذاهب در استان کرمانشاه فارغ از تنوع، آثاری منفی بر تساهل شهروندان استان بر جای نهاده‌اند؛ چرا که نوع مبتذلی از هویت‌خواهی از سالیان گذشته و به‌ویژه در چهار دهۀ اخیر در سطح استان رواج داشته است که عموماً در پی طرد هویت مقابل و برجسته‌سازی نمودهایی است که عمدتاً تقابلی و مروج خشونت (کلامی-رفتاری) هستند تا گفت‌وگویی و ارتباطی.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Sociological Explanation of Tolerance and its Dimensions (Case Study: Citizens over 18 Years Old in Kermanshah Province)

نویسندگان [English]

  • Yaghoub Ahmadi 1
  • Vakil Ahmadi 2
  • Saeed Goodarzi 3
  • Parvaneh Abdolmaleki 4
1 Associate Professor, Department of Sociology, Payame Noor University
2 Assistant Professor, Department of Sociology, Razi University
3 Assistant Professor, Department of Sociology, Payame Noor University
4 PhD student in Sociology, Payame Noor University, and employee of Razi University, Kermanshah
چکیده [English]

Introduction: Tolerance is in fact a paradoxical situation in which people have to endure things that are not acceptable, or even hated and disliked. This paradoxical situation has prevented the tolerance from being into a “rote learning” in many societies and citizens. Tolerance can be seen as a “flawed virtue” because it refers to the acceptance of the differences between others and us that we would rather fight, ignore, or overcome. However, ‘flawed’ a virtue it may be, tolerance may be the only thing that stands between peaceful coexistence and violent intergroup conflict. This makes tolerance a topic of great importance. While scholars have systematically studied political (in) tolerance and the closely related subject of prejudice for over half a century now, many conceptual and empirical puzzles remain unsolved. This may well reflect the complex nature of tolerance and the dilemmas which are intrinsic to the idea of toleration. The problem of tolerance is widespread in research. This is due to a number of aggressive manifestations unacceptable for modern society, which is opposed to tolerance. An analysis of the sources on problems of tolerance/intolerance suggests that it is possible to influence intolerance by studying and reproducing tolerance. At the same time, in the contemporary world, where the entanglement and moral density of actions is a prominent feature, tolerance is considered very important for the continuation of a stress-free and peaceful relationship between individuals, and local and global communities. Accordingly, the present study aimed to explain the sociological status of tolerance and its dimensions among citizens 18 years and older in Kermanshah province.
Method: The research method is descriptive survey, and the statistical population of the study included all citizens over 18 years old in Kermanshah province. Based on the Cochran’s formula, 855 people were selected by multi-stage cluster.
Finding: Findings showed that the mean of tolerance in Kermanshah province was 2.68 (from 1 to 5), and the respondents had the most tolerance socially (3.03), ideologically (2.48), and politically (2.47), and moral-behaviorally (2.38). Findings also indicated that the variables of education level, gender, marital status, capital and its dimensions had an effect on tolerance, but the variables of age, ethnicity, religion, and city of residence did not have an effect on tolerance.
Conclusion: In fact, it seems that according to the results of the study, ethnicities and religions in Kermanshah province, regardless of their diversity, have negative effects on the tolerance of the citizens of the province, because it seems that the “vulgar” type of identity seeking has been prevalent in Kermanshah for many years, especially in the last four decades, which generally seeks to reject the opposite identity and highlights the manifestations that are mainly confrontational and promoters of violence (verbal-behavioral). The presence of stereotypes among ethnic (and of course much more religious) groups in Kermanshah is one of the external manifestations of this kind of vulgar identity. In addition, the results of the study based on the almost identical effects of all three types of capital (economic, social, and cultural) on tolerance indicate the importance of paying attention to multidimensional models in explaining tolerance and side components. This is a topic that has recently come to the attention of contemporary thinkers and, of course, is in stark contrast to the views of many thinkers, from Marxists to modernization theorists (that change in political development is the sole cause of change).

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ideological Tolerance
  • Moral Tolerance
  • political tolerance
  • Social Tolerance
  • Types of Capital
  • ادیبی، مهدی، رستگار، یاسر و صمد بهشتی (۱۳۹2)، «مدارای اجتماعی و ابعاد آن»، فصلنامۀ علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی، شمارۀ 13: 353-375.
  • قادرزاده، امید و یوسف نصرالهی (۱۳۹۸)، «مدارای اجتماعی در جوامع چندفرهنگی؛ مطالعۀ پیمایشی شهروندان میاندوآب»، مجلۀ علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد: شمارۀ ۱: 1-47.
  • اینگلهارت، رونالد و کریستین ولزل (1394)، نوسازی، تغییر فرهنگی و دموکراسی، ترجمۀ یعقوب احمدی، تهران: کویر.
  • باگناسکو، آرنالدو. (1388)، «اعتماد و سرمایۀ اجتماعی»، در راهنمای جامعهشناسی سیاسی، ترجمۀ محمد خضری، فرامرز تقی‌لو و سعید فرزادپور، تهران: پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی.
  • بوردیو، پیر (1384)، «شکل‌های سرمایه»، در سرمایۀ اجتماعی، اعتماد، دموکراسی و توسعه، به کوشش کیان تاجبخش، ترجمۀ افشین خاکباز و ح‍س‍ن‌ پ‍وی‍ان، تهران: شیرازه.
  • بهشتی، سیدصمد و یاسر رستگار (1392)، «تبیین جامعه‌شناختی مدارای اجتماعی و ابعاد آن در بین اقوام ایرانی»، مسائل اجتماعی ایران (دانشگاه خوارزمی)، شمارۀ 2: 7-35.
  • پاتنام، رابرت (1379)، دموکراسی و سنتهای مدنی، ترجمۀ محمدتقی دلفروز، تهران: دفتر مطالعات سیاسی وزارت کشور.
  • تاجبخش، کیان (1385)، سرمایۀ اجتماعی، اعتماد، دموکراسی و توسعه، تهران: شیرازه.
  • جهانگیری، جهانگیر و حسین افراسیابی (1390)، «مطالعۀ خانواده‌های شهر شیراز در زمینه عوامل و پیامدهای مدارا»، مجلۀ جامعه‌شناسی کاربردی، شمارۀ 3: 153-175.
  • حقیقتیان، منصور، انصاری، ابراهیم و هاشم دانایی اصل (۱۳۹۳)، «بررسی رابطۀ بین سرمایۀ فرهنگی و مدارای اجتماعی معلمان، مطالعۀ موردی: معلمان شهر اصفهان»، اولین کنفرانس ملی روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شادگان.
  • دومهری، مصطفی، بهیان، شاپور و اسماعیل جهان‌بخش (۱۳۹۸)، «مطالعۀ رابطۀ بین سرمایۀ اجتماعی و مدارای اجتماعی (مورد مطالعه: شهروندان ۱۵ تا ۴۴ سال استان مازندران)»، فصلنامۀ مطالعات فرهنگارتباطات، شمارۀ ۲۰: 143-166.
  • ریتزر، جورج و داگلاس گودم (1390)، نظریۀ جامعه‌شناسی مدرن، ترجمۀ خلیل میرزایی و عباس لطفی‌زاده، تهران، انتشارات جامعه‌شناسان.
  • زالی‌زاده، مسعود، باقری، معصومه و حسین ملتفت (1397)، «بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر مدارای اجتماعی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز)»، جامعه‌شناسی کاربردی، شمارۀ 29: 129-146.
  • شارع‌پور، محمود و خوش‌فر، غلامرضا (1381)، «رابطۀ سرمایۀ فرهنگی با هویت اجتماعی جوانان (مطالعۀ موردی: شهر تهران)»، نامۀ علوم اجتماعی، شمارۀ 20: 133-147.
  • شارع‌پور، محمود، آزادارمکی، تقی و علی عسگری (1388)، «بررسی رابطۀ سرمایۀ اجتماعی با مدارا در بین دانشجویان دانشکده‌های علوم اجتماعی دانشگاه‌های تهران و علامه طباطبایی»، مجلۀ جامعه‌شناسی ایران، شمارۀ 1: 68-94.
  • فیروزجائیان، علی‌اصغر، شارع‌پور، محمود و نازنین فرزام (۱۳۹۵)، «سرمایۀ فرهنگی و مدارای اجتماعی (آزمون میمیک)»، فصلنامۀ توسعۀ اجتماعی، شمارۀ 2: 33-64.
  • قاضی‌نژاد، مریم و الهه‌سادات اکبرنیا (1396)، «دینداری: مدارای اجتماعی یا فاصلۀ اجتماعی (پیمایشی در میان مسلمانان و مسیحیان شهر تهران)»، مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، شمارۀ 6: 21-40.
  • مقتدایی، فاطمه (1389)، «بررسی و سنجش میزان مدارای اجتماعی و عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر آن در شهر اهواز»، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصادی.
  • نصراصفهانی، علی، انصاری، محمداسماعیل، شائمی‌برزکی، علی و حسین آقاحسینی (1388)، «بررسی تحمل و مدارا به‌عنوان یکی از اجزای سرمایۀ اجتماعی با تکیه بر دیدگاه سعدی»، فصلنامۀ مطالعات ملی، شمارۀ 40: 9۲-۱۱۷.
  • والزر، مایکل (1398)، در باب مدارا، ترجمۀ صالح نجفی، تهران: پردیس دانش.
  • وزارت کشور (1395)، اداره کل امور اجتماعی، مرکز جرائم استان کرمانشاه.
  • ولکاک، مایکل. و نارایان، دیپا. (1389)، «سرمایۀ اجتماعی و تبعات آن برای نظریۀ توسعه، پژوهش و سیاست‌گذاری»، در سرمایۀ اجتماعی، اعتماد، دموکراسی و توسعه، تدوین کیان تاجبخش، ترجمۀ افشین خاکباز و حسن پویان، تهران: شیرازه، 525-568.
  • ·       همتی، رضا و وکیل احمدی (1393)، «تحلیل جامعه‌شناختی از وضعیت فرهنگ شهروندی و عوامل تبیین‌کنندۀ آن (مورد مطالعه: شهر ایوان)»، برنامه‌ریزی رفاه و توسعۀ اجتماعی، شمارۀ 5: 139-183.
    • Agius, E., and Ambrosewicz, J. (2013), Towards Culture of Tolerance and Peace, Montreal, Canada: Internatioal Bureau for Childrens rights.
    • Alexander, J. C. (2003), The Meanings of Social Life: A Cultural Sociology, Oxford: Oxford University Press.
    • Ananina, V., and Danilov, D. (2015), “Ethnic Tolerance Formation among Students of Russian Universities: Current State, Problems, and Perspectives”, Procedia-Social and Behavioral Sciences, No. 23: 487–496.
    • Bobo, L. and Licari, F. C. (1989), “Education and Political Tolerance”, Public Opinion Quarterly, No. 53: 285–307.
    • Côté, R. R., Andersen, B., and Erickson, B. H. (2015), Social Capital and Ethnic Tolerance: The Opposing Effects of Diversity and Competition. The Handbook of Research Methods and Applications on Social Capital. Edited by Yaojun Li. Cheltenham, United Kingdom: Edward Elgar. 91–106.
    • Dahl, R. A. (1998), On Democracy,New Haven and London: Yale University Press.
    • Dixon, J. C. and Michael S. R. (2004), “Nice to Know You? Testing Contact, Cultural and Group Threat Theories of Anti-Black and Anti-Hispanic Stereotypes”, Social Science Quarterly, No. 85: 257–280.
    • Gibson, J. (2013), “Measuring Political Tolerance and General Support for ProCivil Liberties Policies, Notes, and Cautions”, Public Opinion Quarterly, No. 77: 45–68.
    • Hjerm, M., Eger, M. Bohman, A., and Connolly, F. F. (2020), “A New Approach to the Study of Tolerance: Conceptualizing and Measuring Acceptance, Respect, and Appreciation of Difference”, Social Indicators Research, No. 147: 897–919.
    • Karpov, A. O. (2017), “Dissonance Tolerance as a New Principle of the Cross-Cultural Sustainability”, Procedia - Social and Behavioral Sciences, No. 17: 723–730.
    • King, P. (1976), Toleration, London, George Allen and Unwin.
    • Lipset, S. M. (1959), “Some Social Requisites of Democracy: Economic Development and Political Legitimacy”, American Political Science Review, No. 53: 69–106.
    •  Lipset, S. M. (1960), Political Man: The Social Bases of Politics. Garden City, NY: Doubleday.
    • Mather, D. M., and Tranby, E. (2014), “New Dimensions of Tolerance: A Case for a Broader, Categorical Approach”. Sociological Science, No. 1: 512–531.
    • Ministry of Interior (2016), General Department of Social Affairs, Crime Center of Kermanshah Province.
    • UNESCO (1995), “Declaration of Principles on Tolerance”, Retreived from http://www.unesco. org/cpp/uk/declarations/tolerance.pdf.
    • Vogt, P. (2002), Social Tolerance and Education, Review of Education, Pedagogy, and Cultural Studies, London: Sage.
    • Walzer, M. (2019), On Tolerance, Translated by Saleh Najafi, Tehran: Pardis Danesh Publications.
    • Welkak, M., and Narayan, D. (2010), “Social Capital and Its Consequences for Development Theory, Research and Policy Making”, in Social Capital, Trust, Democracy and Development, Edited by Kian Tajbakhsh, Translated by Afshin Khakbaz and Hassan Pouyan, Tehran: Shirazeh: 568–525. (In Persian)
    • Widmalm, S. (2005), “Trust and Tolerance in India: Findings from Madhya Pradesh and Kerala”, India Review, No. 3: 233–257.
    • Witenberg, R. T., and Butrus, N. (2012), “Some Personality Predictors of Tolerance to Human Diversity: The Roles of Openness, Agreeableness, and Empathy”, Journal of Australian Psychological Society, No. 65: 220–235.
    • Zanakis, S., Newburry, W., and Taras, V. (2016), “Global Social Tolerance Index and Multi-Method Country Rankings Sensitivity”, Journal of International Business Studies, No. 47: 480–497.