تحلیل جامعه‌شناختی گونه‌های مدگرایی در میان شهروندان استان آذربایجان غربی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی، دانشگاه ارومیه

2 استادیار برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه ارومیه

3 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی، دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات تهران

چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی گونه‌های مدگرایی در میان شهروندان استان آذربایجان غربی است. برای این منظور، وضعیت سبک‌های مدگرایی (فراغتی، هویتی، اعتراضی، لذت‌جویانه، منفعلانه و کارکردی) و عوامل تأثیرگذار بر آن بررسی می­شود. جامعۀ آماری این تحقیق، شامل شهروندان 15 تا 64 سالۀ استان آذربایجان غربی است. برای این مطالعه، درمجموع، 350 نفر به­روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. تکنیک گردآوری داده‌ها پرسشنامۀ محقق­ساخته است که از نظر روایی و پایایی ارزیابی شده است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌هایی که توسط افراد نمونه پر شدند، جمع‌آوری و در نرم‌افزار SPSS و AMOS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان می­دهد میانگین سبک‌های مختلف مدگرایی از سطح میانگین مورد انتظار کمتر است و فقط میانگین مدگرایی منفعلانه از میانگین مورد انتظار بالاتر است. نتایج ضریب هم‌بستگی پیرسون نشان می‌دهد سرمایۀ فرهنگی با مدگرایی فراغتی، لذت‌جویانه و کارکردی هم‌بستگی مثبت و معنادار دارد، اما با مدگرایی هویتی، اعتراضی و منفعلانه هم‌بستگی­ای ندارد. هم‌بستگی میان گونه‌های مختلف مدگرایی و سرمایۀ اقتصادی معنادار نیست. همچنین بین سرمایۀ اجتماعی و مدگرایی هویتی و لذت‌جویانه هم‌بستگی مثبت وجود دارد. درمجموع، نتایج نشان می‌دهد میزان مدگرایی در میان شهروندان آذربایجان غربی از میانگین مورد انتظار کمتر است و در بین گونه‌های مدگرایی، گرایش به مد بیشتر منفعلانه است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Sociological Analysis of the Fashionism Types among Citizens of West Azerbaijan Province

نویسندگان [English]

  • Afshar Kabiri 1
  • Ayub Manouchehri 2
  • Rasool Babazadeh 3
1 Assistant Professor, Urmia University
2 Assistant Professor, Urmia University
3 PhD Candidate in Sociology, Science and Research University of Tehran
چکیده [English]

This paper is to study the fashionism types among citizens of West Azerbaijan province. For this purpose, the status of fashionism types (leisure, identity, protest, pleasure, passive, and functional) and its influential factors have been investigated. The statistical population of this study is the citizens aged 15–64 years in West Azerbaijan province. Using survey method and multistage cluster sampling method, 350 people were selected as samples. The data collection instrument was a researcher-made questionnaire that was evaluated for validity and reliability. Data were collected using questionnaires, which were filled out by individuals, and were analyzed by using SPSS and AMOS. Results indicate that the mean of different types of fashionism was lower than the expected average level, and only the average passive fashionism was above the expected average. Results of Pearson correlation coefficient showed that there was a positive significant correlation between cultural capital and leisure, pleasure, and functional fashionism, but there was no correlation between identity, protest, and passive significant. Correlation between different types of fashionism and economic capital is not meaningful. Also, there was a positive correlation between social capital and identity and pleasure fashionism. In sum, results showed that fashionism was less than the expected average among the citizens of the West Azerbaijan and among the modes of fashionism, the tendency to fashionism is more passive.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Cultural Capital
  • Economic Capital
  • Fashionism
  • Social capital
  • West Azerbaijan
  • احمدی­منش، حسین (1391)، «بررسی نسبت سبک زندگی و مصرف»، پروندۀ ماه علوم اجتماعی، شمارۀ 60: 19-24.
  • استوری، جان (1385)، مطالعات فرهنگی دربارۀ فرهنگ عامه، ترجمۀ حسین پاینده، تهران: آگاه.
  • اسفیدانی، محمدرحیم؛ نظری، محسن و کریمی دوایجانی، مریم (1393)، «بررسی رفتار خرید اجتماعی مد در بازار پوشاک»، تحقیقات بازاریابی نوین، شمارۀ 2: 173-190.
  • افراسیابی، حسین؛ سیار خلج، حامد و شکوهی­فر، کاوه (1395)، «عوامل مرتبط با مدگرایی در بین جوانان شهر یزد»، جامعه­پژوهی فرهنگی، شمارۀ 1: 35-64.
  • حاتمی، خدیجه؛ کواسمی، ایوب؛ آقایاری هیر، توکل (1394)، «بررسی رابطۀ بین هم­رنگی، تشخص­طلبی و طبقۀ اجتماعی-اقتصادی با میزان مدگرایی (مورد مطالعه: دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز)»، جامعه‌شناسی کاربردی، شمارۀ 4: 199-212.
  • رضایی، مصطفی (1389)، «سبک‌های زندگی و چالش‌های هویتی»، زمانه (جامعه و علوم اجتماعی)، شمارۀ 95: 44-45.
  • زارع، بیژن و فلاح، مهدی (1391)، «بررسی سبک زندگی جوانان در شهر تهران و عوامل مؤثر بر آن»، فصلنامۀ تحقیقات فرهنگی، شمارۀ 4: 75-108.
  • ساوج، مایک و وارد، آلن (1385)، جامعه‌شناسی شهری، ترجمۀ ابوالقاسم پوررضا، تهران: سمت.
  • فاضلی، محمد (1382)، مصرف و سبک زندگی تهران، صبح صادق، چاپ اول.
  • فدرستون، مایک (1380)، «زیبایی‌شناختی­کردن زندگی روزمره»، مترجم: مهسا کرم­پور، فصلنامۀ ادبی-فرهنگی ارغنون، شمارۀ 19: 187-228.
  • فرخ­نیا، رحیم و لطفی، اعظم (1390)، «بررسی تأثیر فضای مجازی اینترنت بر مدگرایی»، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، شمارۀ 77: 92-115.
  • قادری، طاهره و رضایی، سپیده (1393)، «رابطۀ سرمایۀ فرهنگی و گرایش جوانان به مد، تفاوت بین دختران و پسران»، فصلنامۀ علوم اجتماعی، شمارۀ 66: 1-35.
  • کرایب، یان (1392)، نظریۀ اجتماعی کلاسیک، ترجمۀ شهناز مسمی­پرست، تهران: آگاه.
  • گل­محمدی، احمد (1377)، جهانی‌شدن، فرهنگ و هویت، تهران: نشر نی.
  • گیرود، پی‌یر (1380)، نشانه‌شناسی، ترجمۀ محمد نبوی، تهران: آگه.
  • محمدی، جعفر (1391)، مد و مدگرایی ، مجلۀ اینترنتی فصل نو، http://www.fasleno.com
  • معیدفر، سعید و حقیقی، عبدالحمید (1387)، عوامل اجتماعی گرایش به مد در میان جوانان 15-25 سالۀ تهرانی، مطالعات جوانان، شماره­های 14 و 15: 137-150.
  • میرآخوری، مهدی (1389)، مد و مدگرایی و تأثیرات آن در تغییرات فرهنگی جوامع، مجلۀ اینترنتی فصل نو، http://www.fasleno.com
  • محمدعلی، سارا (1394)، عوامل اجتماعی-فرهنگی مؤثر بر گرایش جوانان به پوشش و مد غربی، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، تهران: دانشگاه خوارزمی.
  • وبلن، تورشتاین (1383)، نظریۀ طبقۀ مرفه، ترجمۀ فرهنگ ارشاد، تهران: نشر نی.
    • Bing, H. (2014). “Current Fashion Buying Among Indian Female Upper-Middle Class with Reference to Tamil Nadu”, International Journal of Marketing, Financial Services & Management Research, IJMFSMR, No. 6: 117–128.
    • Lipovetsky, G. (2010), The Hyperconsumption Society, Beyond the Consumption Bubble, New York : Routledge.
    • Marco Belfanti, C. (2009), “New Approaches to Fashion and Emotion, University of Brescia”, Journal of Social History, No. 2: 261-283.
    • McFatter, R. D. (2002), “Fashion Involvement of Affluent Female Consumers”, Submitted to the Graduate Faculty of the Louisiana State University and Agricultural and Mechanical College in partial fulfillment of the requirements for the degree of Master of Science in The School of Human Ecology.
    • Mukoko, A. (2012), “Fashion Awareness and Interest among Female Students at a College in Gweru, Zimbabwe”, International Journal of Asian Social Science, No. 2: 1956–1966.
    • O’Cass, A., and Julian, C. C. (2001), “Fashion Clothing Consumption: Studying the Effects of Materialistic Values, Self-Image/Product-Image Congruency Relationships, Gender and Age on Fashion Clothing Involvement”, In S. Chetty, and B. Collins (eds), Bridging marketing theory and practice: Proceedings of the Australian and New Zealand Marketing Academy (ANZMAC) Conference, Auckland, New Zealand, 1–5 December, Massey University Press, Auckland, New Zealand.
    • Park, E. J., and Forney, J. C. (2006), “Cultural Impact on Impulse Buying of Y Consumers’ in the U.S. and Korea”, 2006 AMS/KAMS CPM Conference, Seoul, Korea.