بررسی گرایش دختران دانشجو به حجاب و بدحجابی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه باقرالعلوم

چکیده

وضعیت پوشش زن ایرانی پس از دوره مشروطه یعنی همزمان با دوران برخورد فرهنگ ایرانی با فرهنگ غربی‌ـ دوران تجدد ـ، دستخوش تغییر و در برخی موارد تحول شده است. با پیروزی انقلاب اسلامی و توجه به ارزش‌های اصیل اسلامی و ریشه­های فرهنگ ایرانی، احیا و اشاعه فرهنگ حجاب و عفاف مجددا در دستورکار سیاست‌گذاران فرهنگی کشور قرار گرفت. به رغم تلاش­های گوناگون، همچنان نگرانی­هایی در این خصوص مطرح است و جریان­های مختلف پیشنهادهای گوناگونی را برای گسترش حجاب و مقابله با مظاهر بدحجابی ارائه می­کنند. متولیان فرهنگی در مراکز آموزشی و دانشگاهی به گسترش فرهنگ حجاب همت گمارده‌اند و برنامه­هایی نیز در این خصوص اجرا کرده­اند. در مقاله حاضر با استفاده از روش گروه کانونی، موضوع گرایش دختران به انتخاب پوشش کامل و یا روی‌گردانی از آن، بررسی و تحلیل شده است. جمعیت و نمونه آماری این تحقیق را دختران دانشجو تشکیل می­دهند. یافته­های تحقیق نشان­گر سطح پایین آگاهی دانشجویان و نیز  ضعف استدلال عقلی و علمی آنان در انتخاب یا انکار حجاب است. به این معنا که بیشتر شرکت­کنندگان در جلسات بحث، در تأیید حجاب یا مخالفت با آن با اتخاذ مواضع احساسی، نظر خود را در باب گرایش یا عدم گرایش خویش به حجاب بیان می­کردند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Review of Female Students Trends to Veiled and Unveiled

نویسندگان [English]

  • Nematolah Karamolahi
  • Mohammad Aghasi
چکیده [English]

 Iraninan women coverage status has cheng  and in some cases, been transformed after the constitutional “mashroteh” dealing with the Iranian culture adopting western culture(Modernity). With the Islamic Revolution and the Islamic values ​​and roots of Iranian culture, regeneration and culture and chastity were again in the country's cultural policy agenda. Nevertheless, Also raised concerns in this regard is different streams for various proposals to deal with manifestations of the veil and dress offer. Cultural officials in these programs have been implemented. In this study using focus groups, girls tend to choose full coverage or post it on the handling, investigation and analysis. Population and sample survey of the female students. research findings indicate a low level of awareness and poor students in their scientific reasoning and rational choice or rejection of the veil. More companies in the hearings, the approval or opposition to unveiling its positions and were feeling their own reluctance to Drbab orientation or  express their veil.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Dress
  • Veil
  • focus groups
  • female students
  • Participatory Interview

بررسی گرایش دختران دانشجو به حجاب و بدحجابی

 نعمت‌الله کرم‌اللهی1 ، محمد آقاسی2

(تاریخ دریافت: 13/10/90    تاریخ پذیرش:10/4/91)

 

چکیده

وضعیت پوشش زن ایرانی پس از دوره مشروطه یعنی همزمان با دوران برخورد فرهنگ ایرانی با فرهنگ غربی‌ـ دوران تجدد ـ، دستخوش تغییر و در برخی موارد تحول شده است. با پیروزی انقلاب اسلامی و توجه به ارزش‌های اصیل اسلامی و ریشه­های فرهنگ ایرانی، احیا و اشاعه فرهنگ حجاب و عفاف مجددا در دستورکار سیاست‌گذاران فرهنگی کشور قرار گرفت. به رغم تلاش­های گوناگون، همچنان نگرانی­هایی در این خصوص مطرح است و جریان­های مختلف پیشنهادهای گوناگونی را برای گسترش حجاب و مقابله با مظاهر بدحجابی ارائه می­کنند. متولیان فرهنگی در مراکز آموزشی و دانشگاهی به گسترش فرهنگ حجاب همت گمارده‌اند و برنامه­هایی نیز در این خصوص اجرا کرده­اند. در مقاله حاضر با استفاده از روش گروه کانونی، موضوع گرایش دختران به انتخاب پوشش کامل و یا روی‌گردانی از آن، بررسی و تحلیل شده است. جمعیت و نمونه آماری این تحقیق را دختران دانشجو تشکیل می­دهند. یافته­های تحقیق نشان­گر سطح پایین آگاهی دانشجویان و نیز  ضعف استدلال عقلی و علمی آنان در انتخاب یا انکار حجاب است. به این معنا که بیشتر شرکت­کنندگان در جلسات بحث، در تأیید حجاب یا مخالفت با آن با اتخاذ مواضع احساسی، نظر خود را در باب گرایش یا عدم گرایش خویش به حجاب بیان می­کردند.

کلمات کلیدی: پوشش، حجاب، گروه کانونی، دختران دانشجو، مصاحبه مشارکتی

مقدمه

زنان به عنوان نیمی از جامعه و عهده­دار تربیت نیمه­ای دیگر، از مهم­ترین نیرو­های اجتماعی تأثیرگذار در ساخت تاریخ و حدوث تحولات مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه به شمار می­روند. در جامعه برخوردار از فرهنگ دینی، ضمن قائل شدن جایگاه ویژه­ برای زنان، انتظارات گوناگونی از آنان نیز مطرح است که از جمله آن می­توان به مراعات پوشش در عرصه­ اجتماع اشاره کرد. البته داشتن پوشش نه امری تازه، بلکه امری دیرپا است که بشر در ادوار مختلف تاریخ و در جوامع گوناگون به آن التزام داشته است.

به گواهی تاریخ، در جامعه و فرهنگ ایرانی، زنان فارغ از نوع پوشش،‌همواره در محیط­های عمومی بدن و سر خویش را می­پوشیدند و مناقشه جدی بر سر پوشیدگی زن در ایران، امری متأخر و همزاد جریان­­های تجددطلبی در سده­های اخیر است.

پیرامون پوشش ابتدایی ایرانیان ویل دورانت می‌گوید که ایرانیان جز دو دست، بازگذاشتن سایر قسمت­های بدن را خلاف ادب می‌شمردند، و به همین علت سر تا پای ایشان با سربند یا کلاه، یا پاپوش پوشیده بود (ویل دورانت، 1365 : 413). ظاهرا این پوشش در میان زنان و مردان رایج بوده است. این همسانی و پوشیدگی لباس زنان و مردان را در سایر دوره­های تاریخی نیز می­توان دید. مثلا در دوران افشاریه و زندیه، لباس زنان تقریبا شامل قطعات لباس مردان بود، پیراهن بلندی معمولا بر روی دیگر لباس ها پوشیده می­شد. زنان در زیر آن چاقچور بر تن داشتند؛ آن­ها حتی از جلو صورتشان هم دستمال سفید می­آویختند (حجازی، 1385 :224-226).

در دوران قاجاریه لباس زنان ایرانی، تا پیش از مسافرت­های ناصرالدین شاه به فرنگ، عبارت بود از پیراهنی کوتاه و ارخالقی از آن کوتاه­تر که برای پوشاندن بالای تنه به کار می­رفت و زیرجامه­ای که تا پشت قدم­ها را می­پوشاند. در زمستان کلجه­ای هم برای حفظ سرما بر آن اضافه می­شد. سرپوش زن­ها هم چارقدی بود که سر و موهای بافته بلند آن­ها را می­پوشاند. هنگام بیرون رفتن از خانه چنین می‌پوشیدند: چاقچوری که زیرجامه در آن بگنجد بر پا و چادر سیاهی بر سر و روبندی از پارچه سفید، با قلابه جواهر که از پشت سر آن­ها می‌درخشید، به صورت می‌زدند. مسافرت شاه به فرنگ و دیدن لباس بالرین­های پطرزبورغ که شلوار بافته­ چسبان نازکی به پا می­کردند و زیر جامه­ی بسیار کوتاهی به اندازه یک وجب روی آن پوشیده و روی انگشت پا با موزیک می­رقصیدند، شاه هوسناک را بر آن داشت که زن­های حرم خود را به این لباس درآورد، مد لباس خانم­ها هم همیشه از اندرون شاه بیرون آمده ابتدا به شاهزاده خانم­ها و زنان اعیان و بعد به سایرین سرایت می‌کرد (مستوفی،1371 :511).

براساس شواهد تاریخی، اولین نشانه‌های کشف حجاب از دربار ناصرالدین شاه قاجار آغاز شد. مسافرت‌های شاه به اروپا و مشاهدات وی از وضعیت پوشش زنان اروپائی در انتقال فرهنگ آن دیار به دربار و سپس به جامعه تأثیر به‌سزایی داشت. رفته‌رفته موضوع کشف حجاب در قالب تجددخواهی به محافل روشن‌فکری و اشعار شعرا نفوذ کرد و در مطبوعات منعکس شد. این روند تا جایی ادامه یافت که در دوران پهلوی اول به کشف حجاب منجر شد و پهلوی دوم به تعمیق و نهادینه­سازی مبانی و اندیشه­های آن پرداخت. بر اساس اسناد تاریخی، روند گسترش و نهادینه­سازی بی­حجابی در جامعه ایرانی یک طرح استعماری است (مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1388).

با پیروزی انقلاب اسلامی و ظهور مطالبات اجتماعی برای اجرای احکام اسلام، موضوع حجاب به عنوان یک فریضه دینی در دستورکار کارگزاران فرهنگی جامعه قرار گرفت و از همان ابتدا مجموعه­ای از اقدامات سلبی و ایجابی در زمینه ترویج و نهادینه­سازی فرهنگ حجاب اجرا شد. به رغم گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب و دغدغه مسؤولان فرهنگی در این زمینه، همچنان موضوع حجاب و سازوکارهای مقابله با مظاهر بدحجابی، به عنوان یک آسیب و مسأله اجتماعی، مبتلابه محسوب می­شود. این مسأله اجتماعی به نوبه خود ریشه در مسائل اجتماعی بنیادی­تری دارد که اصلاح آن نیازمند اتخاذ سیاست­های فرهنگی و اجتماعی داهیانه و واقع­نگرانه است. زیرا حجاب به مثابه رسانه­ای نمادین و کنشی اجتماعی، از یک سو تحت تاثیر ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و از سوی دیگر، متاثر از کنشگران اجتماعی اعم از زن و مرد است. گرچه موضوع بدحجابی از سوی متولیان فرهنگی و رسانه­های جمعی با عناوینی چون وازدگی در برابر فرهنگ بیگانه،‌گسترش فساد،‌تضعیف اعتقادات و تقیدات دینی در جامعه مطرح و از پیامدهای فرهنگی و اجتماعی آن با تعابیری مانند بروز ناامنی،‌اختلال در نظم روابط جنسی، افزایش آزار جنسی، عوارض جسمانی،‌آسیب­های روانی،‌تزلزل بنیان خانواده و.... یاد شده است؛ اما این سؤال مطرح می‌شود ­که چرا به­رغم تأکیدات فوق، برخی با نادیده گرفتن حساسیت­های فرهنگی و اجتماعی از مراعات حجاب در محیط­های بیرونی استنکاف می­ورزند؟

در این مقاله تلاش شده است تا نوع نگاه دختران دانشجو به موضوع حجاب و نقش عواملی چون خانواده، دوستان، رسانه و... در انتخاب نوع پوشش آنان بررسی شود. در فرآیند این تحقیق پاسخ­ سؤالات زیر پی گرفته شد:

-           نوع نگاه دانشجویان دختر به موضوع حجاب چگونه است؟ آیا انتخاب نوع پوشش از سوی آنان مبتنی بر آگاهی است، یا مبنای عقلانی و مستدلی برای آن ندارند؟. برای دریافت پاسخ شرکت‌کنندگان به این سؤال، بحث را با این سؤال آغاز کردیم که:« آیا حجاب محدودیت است یا مصونیت؟»

-           عوامل مؤثر بر انتخاب نوع پوشش از سوی دانشجویان دختر چیست؟. به منظور یافتن این عوامل از نوع روابط آنها با جنس مخالف و نیز عواملی مانند طبقه اجتماعی و نوع مصرف فرهنگی و رسانه­ای پرسشکردیم.

-           جایگاه و نقش خانواده در انتخاب پوشش مناسب و یا نامناسب از سوی شرکت­کنندگان چیست؟

 

 

 

 

پیشینه تحقیق

یکی از جامع ترین تحقیقات پیرامون حجاب با عنوان «نگرش زنان به انواع پوشش‌های رایج» به کارفرمایی سازمان تبلیغات اسلامی(فرجی، 1384) انجام شده است. در این پژوهش مروری بر ادبیات نظری و تجربی کلیه کارهای پیرامون پوشش بانوان گردهم آمده است. این پژوهش‌ها ویژگی‌هایی دارند مانند:

1-      پژوهش‌های تاریخ محور: محقق معتقد است، تعداد پژوهش‌های غیر‌تاریخی انجام شده در این حوزه بسیار محدود و اندک است.

2-      پژوهش‌های پیمایش‌محور: در اندکی از کارهای انجام شده از روش‌های کمی و آماری استفاده شده است و از پرسش‌نامه بهره برده‌اند و همچنین روش‌های کیفی را به کار نگرفته‌اند.

3-      پژوهش‌های مرد‌محور: در این پژوهش‌ها به نگاه مرد توجه شده است و یا پیرامون حجاب بانوان از مردان سؤال شده است، حال آنکه پوشش لزوما امری زنانه نیست.

4-      پژوهش‌های شتاب‌محور: در این پژوهش‌ها نوعی شتاب برای رسیدن به مشکلات توجه به حجاب دیده می‌شود که نتیجه آن غفلت از عمق مطالب بوده است.

5-      پژوهش‌های دولت‌محور: اغلب نهادهای دولتی به پژوهش در این حوزه پرداخته‌اند.

این مقاله می‌کوشد تا در فضایی متفاوت از پیشینه، به تحقیق و پژوهش بپردازد. از این رو روش به‌کار رفته کیفی است و مخاطب به طور ویژه دختران دانشجو انتخاب شده‌اند. با توجه به دولتی نبودن پژوهش، مخاطبان در فضایی آزاد به اظهار نظر پرداخته‌اند. همچنین تلاش شده است، از تعجیل در رسیدن به نتایج جلوگیری به عمل آید.

 

چارچوب مفهومی

در تحقیقات توصیفی و کیفی، به جای استفاده از چارچوب نظری برای تدوین و آزمون فرضیات، از چارچوب مفهومی برای استخراج سؤال یا سؤالات تحقیق استفاده می­شود. در چارچوب مفهومی، محقق مفاهیم مورد استفاده در دسته بندی و تحلیل داده­ها را به گونه­ای روشن تعریف و ابعاد و ویژگی­های آنان و نیز ارتباط آنها با یکدیگر را توضیح می­دهد ( کرم‌الهی، 1390). در این تحقیق، مفاهیم اصلی که منبعث از مطالعات کتابخانه‌ای و تحقیقات پیشین است، به این شرح تعریف می­شوند:

1-      حجاب/ پوشش/ عفاف: حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است ( مهدی­زاده، 1387: 10). واژه حجاب از آن جهت معنای پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ پوشش است، اما، هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد ( مطهری، 1368: 15). حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود(مهدی­زاده، 1387: 10).واژه عفاف نیز با مفهوم حجاب دارای قرابت معنایی است. حجاب و عفاف هر دو به معنی مانع و بازدارنده هستند، با این تفاوت که حجاب مانع و بازدارنده ظاهری است و عفاف مانع و بازدارنده باطن است ( پسندیده، 1383: 1).

2-      مصرف رسانه­ای: یکی از پدیده­های رایج جهان معاصر، حضور پررنگ رسانه­ها در حیات اجتماعی و آثار سازنده یا مخرب آنها بر ساحت­های گوناگون زندگی ـ از جمله سبک زندگی ـ انسان است. تلویزیون، سینما و ماهواره به عنوان رسانه­هایی پرمخاطب و در دسترس، با داشتن نقش اساسی در ساخت یا تغییر ذائقه و سلیقه فرهنگی مخاطبان، گرایش­ آنها را در زمینه مصرف فرهنگی و از جمله مد و سبک پوشش جهت می­دهند. قابلیت دسترسی به رسانه­های مجازی و شبکه­های ماهواره­ای در کنار جوانی جمعیت ایران، زمینه­ساز تغییر دیدگاه جوانان از جمع­گرایی به فرد گرایی و در نتیجه الگوگیری از فرهنگ غرب در ابعاد مختلف سبک زندگی به ویژه شیوه پوشش شده است.

3-      مصرف فرهنگی: به در این مقاله به هر گونه استفاده از کالاهای فرهنگی، مصرف فرهنگی اطلاق شده است. 

4-      گروه دوستان یا همالان: پس از خانواده، از گروه همالان به‌عنوان دومین عامل جامعه‌پذیرى نام برده مى‌شود. معمولاً افراد متعلق به این گروه‌ها از موقعیت نسبتاً مساوى در گروه و روابطى صمیمانه و نزدیک برخوردار هستند. با افزایش نفوذ گروه همسالان، نفوذ والدین رو به کاهش مى‌رود. اکثر نوجوانان ترجیح مى‌دهند اوقات خود را با همسالان خود بگذرانند.

 

روش تحقیق

این تحقیق با روش کیفی گروه کانونی[1] اجرا شده است. بیکر(1388) جذابیت تحقیق اجتماعی را در تلاش برای نیل به درکی روشن­تر و عمیق­تر از موضوعی می­داند که قبلا شناخت فراوانی نسبت به آن داشتیم، و این دقیقا همان چیزی است که به نظر فیلک (1387) نیاز ما را برای پرداختن به روش­های تحقیق کیفی بیش­تر از قبل می­کند.

در روش گروه کانونی، اعضای ‌گروه با تمرکز بر یک بحث جمعی، دیدگاه یا تجربه خود را درباب مساله مورد بررسی ارائه می­کنند. گروه کانونی، شکل مشخصی از روش وسیع­تر مصاحبه­های گروهی برای بهره­گیری از تعاملات گروهی به منظور تولید داده است (محمد پور، 1389 :‌).

روش گروه کانونی یک روش کیفی و مناسب برای بررسی ژرفایی جمعیت­های محدود است. در این روش اطلاعات غنی و پرمایه­ای درخصوص یک موضوع از یک جمعیت محدود گردآوری و با هدف دستیابی به کنه واقعیت تحلیل می­شود.

در روش گروه کانونی، جلسات گفتگو و تبادل نظر مشترکی با حضور افراد واجد تخصص یا تجربه درباب یک موضوع و با محوریت یک میانجی[2] تشکیل می­شود. هدف تشکیل جلسات گروه کانونی، ارائه راه­کارهایی برای مواجهه مناسب با یک مسئله و یا دستابی به ایده­هایی درباب آن است. در این قبیل جلسات با تعیین یک موضوع خاص به عنوان محور گفتگو، میانجی/ مدیر جلسه تمام هّم خود را مصروف ایجاد یک فضای تعاملی در میان حضار و استخراج برآیند دیدگاه آنها درخصوص موضوع مورد بحث می­کند. در این جلسات بحث و تعامل، هرکدام از اعضا در یک فضای گفتگویی آرمانی، فارغ از فشارها و عوامل تحریف­گر و محدودساز بیرونی، دیدگاه یا تجارب خود درباب موضوع را طرح می­کند. دیدگاه­های مطروحه، در یک فضای کاملاً آزاد از سوی دیگر حضار مورد نقد و ارزیابی قرار می­گیرد، همان­گونه که او نیز در بررسی انتقادی نظرات دیگران آزادی لازم را دارد. نتیجه این­که بسیاری از ایده­ها و عقایدی که فرد از بازگو کردن آن در حضور دیگران احتراز می­ورزد، زمینه و فرصت ابراز در فضای تعاملی سازنده ایجاد شده از سوی میانجی/ مدیر جلسه را می­یابد. افزون بر این، فضای تعاملی گروه کانونی فرصت مناسبی را جهت بازخوردگیری و پالایش دیدگاه­ها در اختیار شرکت­کنندگان در بحث قرار می­دهد. به این معنا که افراد ضمن طرح آزادانه افکار خود واکنش دیگران نسبت به آنها را دریافته و امکان پالایش نظرات خود در پرتو دیدگاه دیگران را می­یابند.

بحث گروهی در ایران از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا در جامعه ما یک عنصر فرهنگی قوی تضاد وجود دارد که گاه موجب می­شود، افراد نه فقط از یکدیگر بدگویی و بر ضد یکدیگر کار کنند، بلکه آنها نتوانند با هم یک بحث سازنده انجام دهند که در پایان آن به توافق نظر و همدلی برسند (رفیع پور،1382 : 72).

 البته روش گروه کانونی به رغم ظاهر ساده و روان، دارای پیچیدگی­هایی است که از آن جمله می­توان به مواردی چون: عدم مشارکت در بحث، تبدیل مباحثه گروهی به مجادله و مناظره­های دو نفره­، دور شدن از اصل موضوع­، دلخوری­ها و نگرانی­ها، عدم ابراز اندیشه و نظر واقعی، احتیاط در سخن گفتن از سوی شرکت­کنندگان و.. اشاره کرد. در این میان، حساس بودن موضوع بحث می­تواند بر پیچیدگی­های رفتاری و گفتاری شرکت کنندگان در بحث بیافزاید. به رغم دشواری­های فوق، در تحقیق حاضر برای فهم ژرف­ و واقع­نگرانه­ علل و انگیزه­های گرایش دانشجویان دختر به پوشش کامل و یا نداشتن پوشش مناسب، با بهره­گیری از روش گروه کانونی و برگزاری جلسات بحث گروهی مورد بررسی قرار گرفت.

جمعیت آماری این تحقیق شامل دانشجویان دختر دانشگاه­های تهران است که از میان آنها تعداد 19 نفر با روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب و اطلاعات مورد نیاز تحقیق از آنها گرداوری شد. نمونه گیری هدفمند دارای انواعی است که در این پژوهش از «نمونه گیری مورد استثنایی یا کرانه­ای[3]» استفاده شده است.

در تحقیق حاضر، برای اجرای روش گروه کانونی، ابتدا جمعیت آماری تحقیق برحسب نوع پوشش گونه­شناسی شد و سپس با برگزاری سه جلسه بحث به روش گروه کانونی با حضور نمایندگانی از گونه­های مختلف، تلاش شد تا دیدگاه­ها و تجارب دانشجویان درخصوص موضوع حجاب گردآوری و تحلیل شود. همان­طور که یافته­های تحقیق نشان می­دهند، حضور محقق ­به عنوان میانجی/ مدیر جلسات گروه کانونی توانسته است ضمن ایجاد فضای تعاملی سازنده و پیش­گیری از قطبی شدن بحث، اطلاعات مفیدی درباب انواع دیدگاه­ها و تجارب دانشجویان دختر درباب حجاب گردآوری نماید.

 

یافته­های تحقیق

یافته­های تحقیق در دو بخش ارائه می­شوند. ابتدا در بخش یافته­های توصیفی تصویری اجمالی از فضای جلسات گروه کانونی و ویژگی­های زمینه­ای اعضای این جلسات ارائه می­شود. سپس در بخش بعد، مهم­ترین نکات تحلیلی حاصل از یافته­های توصیفی استخراج و بیان می­گردد.

الف) یافته­های توصیفی

پیش از ترسیم تصویری کلی از ویژگی­های زمینه­ای شرکت­کنندگان در جلسات بحث، تذکر این نکته ضروری است که به دلیل ضرورت پنهان ماندن هویت مشارکت کنندگان در جلسات گروه کانونی، در این تحقیق برای هر کدام از مشارکت­کنندگان یک کد خاص در نظر گرفته شد و در گزارش نظرات آنان از کد مزبور استفاده شده است. اعضای سه گروه کانونی، کاملا غیرهمگن و از دانشجویان با پوشش­های متنوع انتخاب شدند. به منظور اطمینان یابی از بداعت و تازگی پاسخ­های شرکت­کنندگان و ندادن فرصت «جواب سازی» به آنان، پیش از برگزاری جلسات گروه کانونی، هیچ اطلاعاتی درخصوص موضوع بحث در اختیار دانشجویان قرار نگرفت.

متاسفانه یکی از مشکلاتی که همواره در فرایند اجرای روش گروه کانونی بروز می­کند، عدم حضور افرادی است که قول شرکت در جلسات بحث را داده­اند. از این رو تعداد نفرات حاضر در جلسات متفاوت است. نکته دیگر در این تحقیق، عدم تمایل دانشجویان شهرستانی به شرکت در جلسات بحث و برگزاری جلسات با حضور دانشجویان تهرانی است.

اطلاعات ویژگی­های زمینه­ای شرکت­کنندگان در جلسه گروه کانونی که از طریق پرسشنامه­های جانبی تکمیل شده از سوی آنان استخراج شده، در جدول شماره یک منعکس شده است. بر طبق اطلاعات مندرج در جدول، از پنج نفر شرکت کننده در گروه کانونی اول، از حیث نوع پوشش سه نفر مانتویی و دو نفر چادری بودند. محل سکونت دو نفر در مناطق شمال شهر(لویزان و فرمانیه) و سه نفر نیز در مناطق مرکزی شهر قرار داشت. میانگین درآمد خانواده شرکت کنندگان 800 هزار تومان و میانگین سن آنها نیز 21 سال بود. دو نفر بیننده ماهواره و همگی کاربر اینترنت بودند. چهار نفر دارای سابقه دوستی با جنس مخالف بودند. از نظر سطح ارتباط، دو نفر دارای ارتباط کلامی ـ عاطفی و دو نفر نیز افزون بر تعاملات کلامی، ارتباط فیزیکی (دست دادن و بوسیدن) محدود نیز برقرار کرده­اند.

 دومین مصاحبه گروهی از جمع متنوع و پرشوری تشکیل شده بود و تعداد آنان نیز قابل توجه بود. در این گروه یک دانشجو ساکن شهر قزوین و مابقی ساکن تهران بودند. علی رغم استفاده همگی از اینترنت، تنها سه نفر از شرکت کنندگان در منزل ماهواره داشتند. در زمینه دوستی با جنس مخالف نیز نیمی از گروه اعلام کردند که چینن تجربه ای را داشته­اند. کد شماره شش پس از جلسه و اظهار تمایل شخصی، اعلام نمود که دوستی او به روابط جنسی ختم شده است. اما سایرین اعلام داشته­اند که دوستی آنها در حد روابط کلامی ـ عاطفی بوده است.   

     درآمد خانواده­های گروه دوم از هفتصد هزار تومان تا سه میلیون تومان متفاوت بود، اما سنین آنها بین 21 تا 23 سال بود. همگی شرکت کنندگان در این گروه کانونی را دانشجویان مقطع کارشناسی تشکیل می­دادند.

سومین مصاحبه گروهی با حضور نمایندگان تشکل­های دانشجویی دانشگاه تهران و نیز کانون های فرهنگی به عنوان فعالان فرهنگی انجام شد. نمایندگان تشکل­های بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی، نماینده سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی، نماینده مدرسه دانشجویی قرآن و عترت و کانون­های فرهنگی رحل یار و کوثر در این جلسه حضور داشتند. انگیزه انتخاب این گروه، شناسایی نوع نگرش و رفتار فعالان فرهنگی ـ اجتماعی دانشگاه در زمینه پوشش و حجاب و تفاوت یا شباهت نگرش و رفتار آنان با سایر دانشجویان بود. از این رو با برقراری تعامل با تشکلهای مزبور از آنان خواسته شد تا یک نفر فعال خانم را برای این نشست معرفی کنند.

مطابق اطلاعات کسب شده همه این دانشجویان چادری، ساکن در منازل مسکونی ملکی در مناطق متوسط شهری، کاربر اینترنت و فاقد سابقه دوستی با جنس مخالف بودند. دو نفر دانشجوی کارشناسی و مابقی نیز در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می­کردند که انتظار می­رفت در این گروه تفاوت­های تحصیلی، پوششی و سنی را شاهد باشیم. میانگین درآمد ماهانه خانواده آنها 1 میلیون و 200 هزار تومان و میانگین سن آنان نیز نزدیک به 24 سال بود. و سرانجام اینکه به جز یک نفر مابقی بیننده برنامه­های ماهواره­ای نبودند. این مصاحبه با این موضوع آغاز شد که آیا تشکل یا گروهی که عضو آن هستید موضع مکتوب و خاصی نسبت به حجاب دارد؟ و تقریبا همه پاسخ منفی می دانند.

 

 

A

ویژگی­های

زمینه­ای

اعضای جلسات گروه کانونی

1

2

3

4

5

6

7

8

 

نوع پوشش

مانتو

مانتو

چادر

چادر

مانتو

-

-

-

محل سکونت

لویزان

پیروزی

خ‌دماوند

فرمانیه

پیروزی

-

-

-

وضع مسکن

شخصی

شخصی

شخصی

شخصی

شخصی

-

-

-

درآمدخانواده

000/500

000/000/1

000/700

000/800

000/000/1

-

-

-

ماهواره

بله

خیر

خیر

خیر

بله

-

-

-

اینترنت

بله

بله

بله

بله

بله

-

-

 

سابقه دوستی

بله

بله

خیر

بله

بله

-

-

-

حد رابطه

عاطفی- کلامی

همراه بوسه

-

عاطفی- کلامی

دست دادن

-

-

-

                     

 جدول شماره 1: ویژگی افراد شرکت کننده

a

ویژگی­های

زمینه‌ای

اعضای جلسات گروه کانونی

1

2

3

4

5

6

7

8

 

نوع پوشش

چادر

مانتو

  مانتو

چادر

مانتو

مانتو

مانتو

مانتو

محل سکونت

بهارستان

پیروزی

آزادی

ونک

رسالت

قزوین

شهرک آزادی

تهرانسر

وضع مسکن

اجاره‌ای

شخصی

شخصی

شخصی

شخصی

شخصی

شخصی

شخصی

درآمدخانواده

000/000/3

000/500/2

000/600

 

000/500/1

000/700

000/500

000/500/1

000/700

ماهواره

خیر

خیر

بله

خیر

خیر

خیر

بله

بله

اینترنت

بله

بله

بله

بله

بله

بله

بله

بله

سابقه دوستی

بله

بله

بله

خیر

خیر

بله

خیر

خیر

حد رابطه

عاطفی- کلامی

عاطفی- کلامی

عاطفی- کلامی

-

-

رابطه جنسی

-

-

ادامه جدول شماره 1

 

 

ادامه جدول شماره 1

A

ویژگی­های

زمینه­ای

اعضای جلسات گروه کانونی

1

2

3

4

5

6

7

8

 

نوع پوشش

چادر

چادر

چادر

چادر

چادر

چادر

-

-

محل سکونت

نارمک

پیروزی

صادقیه

آزادی

نیروهوایی

بهارستان

-

-

وضع مسکن

شخصی

شخصی

شخصی

شخصی

شخصی

شخصی

-

-

درآمد

000/000/2

000/000/1

000/000/1

000/700

000/000/1

000/500/1

-

-

ماهواره

خیر

خیر

خیر

خیر

بله

خیر

-

-

اینترنت

بله

بله

بله

بله

بله

بله

-

-

سابقه دوستی

خیر

خیر

خیر

خیر

خیر

خیر

-

-

 

 

ب) یافته­های تحلیلی

داشتن حجاب از ضروریات دین­ اسلام است. دین اسلام از سه بعد «اعتقادات»، «اخلاق» و «احکام» تشکیل شده است. در آموزه­های دین اسلام سه جنبة «معرفتی»، «عاطفی» و «رفتاری» قابل تشخیص است. (شجاعی­زند، 1384).

با توجه به گفتار فوق، می­توان نتایج به دست آمده از جلسات گروه کانونی این تحقیق را طبقه­بندی کرد. تحلیل یافته­های تحقیق نشانگر ارتباط مباحث مطروحه از سوی اعضای گروه کانونی با ابعاد شناختی و رفتاری موضوع حجاب است. بنابراین در ادامه، یافته­های تحقیق در قالب دو مبحث «ابعاد شناختی» و «ابعاد رفتاری» ارائه شده­اند. 

1) ابعاد شناختی

یکی از مشکلات قابل مشاهده در گفتگوهای انجام شده، فقدان استدلال برای داشتن پوشش/حجاب است. با حل شدن فلسفه حجاب یا هر فعل برآمده از دین، می­توان رفتار پایدار دینی را از افراد جامعه انتظار داشت. در غیر این صورت بدیهی است که شخص نوع دیگر رفتار را پذیرا خواهد بود. بدیهی است که پیامدهای شناخت دینی از دو راه ظهور می­یابد. یا باعث انجام کاری و یا احتراز از انجام کاری می­شود که در این تحقیق این دو را به ترتیب «جنبه شناختی مثبت» و «جنبه شناختی منفی» نامیده­ایم. در جدول شماره دو، مقولات ناظر به ابعاد شناختی و رفتاری(مثبت و منفی) حجاب آمده است.

به عنوان یک نمونه، در پاسخ به سوال حجاب مصونیت است یا محدودیت؟ به رغم ارائه پاسخ­های گوناگون و بعضا متناقض، تقریبا هیچ استدلال متقاعدکننده­ای در باب پذیرش یا رد این عبارت از سوی شرکت­کنندگان ارائه نشد. نظرات ارائه شده در پاسخ به این سوال در گروه کانونی نخست به این شرح بود.

کد شماره 1 معتقد بود که:

«می­تواند این مصونیت به وسیله حجاب، از نگاهها اتفاق بیفتد، ولی برای کسانی که حجابهای خیلی بد دارند چنین نگاه­هایی هم هست.»

 او در ضمن اینکه خودش را محجبه نمی­دانست­، می­گفت:

 «حجاب من مطابق عرف جامعه است و حجاب من حجاب بدی نیست. البته حاضر نیستم که پوشش کامل خودم رو بردارم چرا که خودم رو مذهبی می­دونم و دوست دارم که یک چیزی روی سرم باشه . دوست دارم.»

کد شماره 2 ضمن نقد به دوست هم دانشگاهیش گفت:

«وقتی که بنا شد در جامعه همه پوشش خود رو بردارند دیگه ربطی به دین و این چیزا نداره که­. من هم بر خواهم داشت پوششمو.»

همانگونه که مشاهده می­شود، این سخنان حاکی از شناختی سطحی است که منجر به عدم رعایت پوشش می­شود. چرا که مراعات حجاب را به عرف و رفتار دیگران محدود می­سازد.

 کد شماره 3 که پوشش چادر به سر داشت را دارای شناخت مثبت می­دانیم، چرا که به هیچ وجه حاضر به برداشتن حجابش نبود و در اواخر جلسه نیز هنگامی که بحث به این سمت پیش رفت که اگر روزی اکثریت جامعه پوشش خویش را بردارند با عصبانیت گفت که آن وقت ایران را ترک خواهم کرد. به نظر او پوشش نه تنها محدودیتی برای او نداشته، بلکه عامل مصونیت­بخش او نیز بوده است. وی هم چنین با اذعان به انتخاب اعتقادی حجاب، به عدم توجه خود نسبت به خوش­آمدن یا نیامدن دیگران در این خصوص اشاره کرد.

از کد شماره یک پرسیده شد شما که حجاب را مصونیت نمی­دانید، آیا برای شما مشکلی پیش نیامده؟ که در پاسخ گفت:

«چرا بعضی وقتها یه چیزایی توی خیابون میگن که از خجالت سرمو پایین می اندازم ولی خودم رو قانع می­کنم که اون مشکل داره و نه من. ولی من دیدم که به چادری هم تیکه انداختند.»

 

کد شماره 2 در پاسخ گفت:

«یه خانمی که مانتو و روسری پوشیده یا مانتوی کوتاه، بیشتر از یه خانم چادری تیکه می­اندازند.»

کد شماره 5 ادامه داد:

«من زمانی که چادری بودم مصونیت داشتم و الان هم به شرایط بستگی دارد که با چادر جایی برم یا نه. من اگر جایی برم که ببینم که همه مؤمنند حس می­کنم نگاهها روم سنگینه. اگه جایی باشه که خجالت نکشم پوششمو بر می­دارم. خیلی از کسانی هم که چادری هستند خواست دلشون نیست­، بسته به شرایط این کارو کردند.»

کد شماره 4 که تا الان سکوت کرده بود به نکته جالبی اشاره نمود و گفت:

«من شاید یه زمانی خیلی با اعتقاد و با فکر چادر سرم نمی­کردم ولی بعد از رفتن به طرح ولایت با فکر و استدلال قبول کردم که چادر سرم باشه. قبلا ممکن بود که اگر اتفاقی بیفتد من تغییر کنم. همه چیو با دلیل پذیرفتم. قبلا هم اعتقاد داشتم ولی الان خیلی سفت و سخت هستم روی اعتقاداتم.»

 وقتی پرسیده شد که اگر کس دیگری هم در این طرح شرکت کند آیا تغییر می­کند یا نه؟ در پاسخ گفته شد که بستگی به زمینه­های پیشین فرد دارد و کد شماره یک هم در اینجا گفت که یکی مثل من اصلا تغییر نمی­کنم. شماره 5 در اینجا ادامه داد:

«باور کنید اگر اجبار نباشه برای یک نفر اون اینقدر ذهنش باز میشه که دیگه لج و لجبازی نمیشه.»

در گروه کانونی دوم، ابتدا با این سوال بحث آغاز شد که به نظر شما وضعیت فرهنگی دانشگاه چگونه است؟ پس از مدتی بحث بر روی این موضوع، خانم شماره یک تقریبا بر خلاف همه اعضای جلسه، از فضای فرهنگی معاونت فرهنگی دانشگاه و از شیوه برخورد مناسب آنها در امر حجاب و نیز دعوت از همه برای فعالیت در امور فرهنگی دانشگاه تعریف کرد.

 از همین جا بود که جرقه بحث­های بعدی شکل گرفت و شماره دو پرسید که فقط از شما چون چادری هستید دعوت کردند؟ خانم شماره یک که توقع چنین سوالی را نداشت، اظهار بی­اطلاعی کرد. در اینجا شماره هشت ضمن نامناسب دانستن وضعیت فرهنگی دانشگاه گفت:

«نوع پوشش در دانشکده ما خیلی مهم است. بچه ها آنطور که می­خواهند نمیتوانند بپوشن چرا که هم کلاسی­ها چیزهایی می­گن و بهشون حرف میزنن.»

این حرف مؤید این نکته است که در صورت وجود شناخت و آگاهی نسبت به حجاب و روشنی فلسفه آن برای افراد، قضاوت دیگران، عرف جامعه و فشار اجتماعی نمی­تواند فرد را به کنارگذاشتن آن وادار سازد. 

کد شماره دو در ادامه گفت:

«در جلسههایی که گذاشتند برای تغییر نگرش بچه ها صرف چیزهایی میشه که زور بیشتر کنند و فشار و بیشتر کنند. مثلا در دانشگاه ما یک پدیده­ای هست که بهشون می­گیم خانم حجاب و اونها موظف هستند که به دانشجوها تذکر بدهند که چه نوع پوششی برای اونها مناسبتره. در یک جلسه­ای رئیس دانشکده گفت که برای بالا­تر بردن حجاب در دانشکده ما تلاش کردیم تعداد این افراد رو بیشتر کنیم که این به نظرم اصلا درست نیست.»

شماره چهار که در دبیرستان شهید مطهری به عنوان یکی از مدارس مذهبی تحصیل کرده بود، در ادامه گفت:

«با توجه به جنبههای مختلف و مخصوصا پوشش کلا در محیط دانشگاه احساس راحتی نمی­کردم. نه تنها من بلکه همه دوستانم هم اینطور بودیم. با اینکه رشته­های متفاوتی بودیم ولی بهترین گروههای دوستی برای همون دبیرستان بود. من دوست صمیمی هم اگر در دانشگاه دارم برای این بود که عقب نمونم. من ترم اول با کسی دوست نبودم و ساعت یه امتحان بلد نبودم و افتادم. دوست صمیمی الان دارم توی دانشگاه ولی برای اینه که عقب نمونم. فرق داره با دوستیهای دیگه­ام.»

دراینجا برای فهم نگاه شرکت کنندگان مجدداً سوال مصاحبه قبلی مطرح شد که به نظر شما آیا حجاب مصونیت است یا محدودیت؟

شماره چهار معتقد بود که :

«این جمله میشه کاملتر هم بشه که حجاب هم محدودیت است و هم مصونیت ولی به نظر من مصونیتش بیشتر از محدودیت هست.»

شماره دو ضمن ارزیابی خود به عنوان فرد محجبه، اظهار داشت که نویسنده­ها طوری می­نویسند که حجاب محدودیت نیست ولی هست و در مصونیت آن هم شکی نمی­دید و در ادامه گفت:

«یک سری چیزها به خانواده­ها و پدر و مادرها بر می­گرده. در همه جوامع و فرهنگ­های اصیل هم نوعی پوشش بوده و لباس انسان بودن آدم رو می­رسونه.»

دقت در گفته­های فوق نشانگر آن است که دانشجویان شرکت­کننده در جلسات گروه کانونی شناخت منطقی و ژرفی از حجاب و مصونیت یا محدودیت بودن آن ندارند. اهمیت این نکته از آن روست که از این افراد به عنوان قشر دانشجو انتظار می­رود با داشتن شناخت بیشتر از کنش­های فردی و اجتماعی­ خود، توانایی استدلال در دفاع از آنها را واجد باشند.

«حجاب در واقع یه چیز اضافه است. نه زاید ها. فک کنید که توی تابستون شما کت و کاپشن توی تابستون بپوشید».

 شماره شش ادامه داد:

«همین نوع حجاب تیپیکال ما هم محدودیته . همین مانتو که کلیشه هم شده. به نظرم میشه نوعی حجاب داشت و اینطوری هم نبود. به نظر من تقریبا مصونیته. حجاب در حدی که یه حریم خصوصی برای خودش داشته باشه کافیه. ولی میشه نوع دیگه داشته باشه. رنگای متنوع و طرحهای دیگه.»

شماره دو که با این شرکت کننده همکلاسی بود در ادامه گفت که کت و شلوار و کت و دامن از این قبیل است و بعد هم به ذکر نکته­ای در  برخورد بد دانشگاه با آنان پرداخت.

خانم شماره پنج معتقد بود:

«محدودیت هست چرا که برای برخی ممکن است باشد و برای عده ای دیگر هم نه. محدودیت هست به نظر من. ولی جایی ممکن است به نفع من باشد و جایی هم نه. مثلا خاطرم هست یه جایی رفتم برای تدریس که استخدام بشم. چون اونجا چادر داشتم به من گفتند که میشه توی همونجا باشم ولی بقیه به خاطر نوع پوشش باید میرفتن توی خونه­ها تدریس می کردن. اینجا به نفع من بود ولی من اینو درست نمی دونم.»

شماره دو ضمن تایید گفت:

«آدم محدود تر بشه سختتر.»

شماره سه در اینجا با تاکید معتقد بود که همه چیز به سمت خانم­ها برگشته و این در حالی است که باید آقایان هم به این نکته توجه کنند. در همین جا بود که شماره دو دوباره از برخوردهای بد با پوشش­های نامناسب در دانشگاه یاد کرد. شماره سه هم با استناد به دوستش خانم شماره نه در خرید مانتوهای مناسب گفت:

«در رابطه با همین مصونیت من مانتوی خیلی کوتاه هم نپوشیدم تا بالای زانو حتی یکی دو شماره از سایزم بزرگتر می­گیرم. یکی دو سال پیش چادر میپوشیدم ولی تا دلتون بخواد به من تیکه می­انداختن. خودم کلی خجالت کشیدم و چادر و کنار گذاشتم.»

شماره یک که در سکوت بود در اینجا گفت:

«من در دوره مدرسه تیکه می­شنیدم ولی الان نه و مشکلی هم در دانشگاه در نوع ارتباطم ندارم. محدودیت هم به این بستگی داره که نوع نگاهت چی باشه. محدودیت برام ایجاد شد بعد از داشتن چادر ولی مشکلی نداشتم

شماره چهار گفت :

«به نظرم داشتن یا نداشتن چادر مساله تیکه انداختن نیست. من هیچ تیکه ای نشنیدم با توجه به منطقه خونمون. نمی­تونه کسی همه منشهای عفاف و رعایت بکنه و اذیت بشه. من خودم خیلی دیدم که کسی عفیفانه برخورد کرده و اتفاقی نیفتاده. خود فرد خیلی مهمه ولی جامعه هم فضاش اهمیت داره. شاید در دوره راهنمایی دبیرستان خیلی نمی فهمیدم ولی الان فرق کرده موقعیتم و بیشتر می فهمم.»

شماره شش در ادامه حرف دوستش اینگونه اشاره کرد و هرچند میان حرفش خیلیها حرف زدند گفت که:

«من خودم اعتراف می کنم که بسته به نوع لباسم نوع نگاه آقایون خیلی تغییر می کنه. حتی من از آقایون شنیدم این مطلب و که نوع لباس در نوع نگاه خیلی تغییر میکنه. حرفم اینه که حجابه واقعا مصونیته. خودت راحتتر هستی. هرچه قدر خودتو بیشتر در معرض دید میذاری بیشتر اذیت میشی.»

شماره سه در اینجا به هیجان آمد و گفت:

«الان همه ما داریم روی حجاب لباس بحث می­کنیم. ولی من خودم توی دانشگاه خیلی دیدم که شاید کسی حجاب درستی داره ولی رفتار درستی نداره و بیشتر هم با پسرا ارتباط داره. حجاب رفتار به نظرم یه جاهایی مهمتر از این حجابه. پوشش گفتار و رفتار و کردار هم باید داشته باشه.»

تقریبا همه شرکت کنندگان هم این مطلب را تایید کردند و شماره هفت گفت:

«همه اینها درست است و به نظر من بادی لنگوییچ{زبان بدن} خیلی مهم هست.»

گروه کانونی سوم را فعالان فرهنگی ـ اجتماعی یکی از بهترین دانشگاه­های کشور تشکیل می­دادند. انتظار می­رفت نسبت به فلسفه حجاب و پوشش و نیز مصونیت دانستن یا ندانستن آن از طرف نمایندگان تشکل­های فرهنگی حرفهای بیشتری بشنویم. اما این امر آنچنان که باید و شاید اتفاق نیفتاد.

در مجموع، یافته­های مربوط به جنبه­های مثبت و منفی بعد شناختی حجاب در جدول

شماره دو آمده است.

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 2 :  یافته های تحلیلی؛ جنبه های مثبت و منفی بعد شناختی

شناختی1-2

مثبت

1-       مصونیت بودن حجاب و یا اذعان به بیشتر بودن مصونیت

2-       ضرورت داشتن منش عفیفانه از سوی خانمها اعم از چادری و مانتویی

3-       عدم پایبندی استدلالی و اعتقادی به حجاب

4-       برقراری ارتباط میان مذهبی بودن  و پوشش داشتن

5-       تأثیر دوره طرح ولایت در آگاهی بخشی نسبت به انتخاب اعتقادی چادر

6-       پرهیز از اجبار و ضرورت  دادن شناخت برای انتخاب اگاهانه و آزادانه

7-       عدم همدلی با زنان و عدم فهم همدلانه مشکلات آنان

8-       ضرورت حضور اجتماعی زنان برای تحقق برخی از اهداف جامعه

9-       ضرورت نگاه مبنایی تر به مقوله زن و ماهیت و هدف خلقت انسان

10     توجه به تفاوتهای زن و مرد

11     عدم نگاه ابزاری به زن

12     حضور اجتماعی زن به عنوان یکی از فلسفه های حجاب

 

ادامه جدول شماره 2

شناختی2-2

منفی

1-       درست ندانستن نگاه صوری و ابزاری به حجاب

2-       محدودیت بودن حجاب یا در مواقع خاص مثل ورزش

3-       حجاب اضافی است نه زاید، مثل لباس بیشتر در تابستان

4-       توجیه وضعیت پوشش خود با مشابهت سازی آن با پوشش عرفی جامعه

5-       مراعات حجاب به خاطر عرف

6-       عدم اعتقاد به چادر به عنوان نماد پوشش اسلامی؛ چادر پوشش عهد قجر است

7-       تلقی از چادر به عنوان نماد انسان مؤمن. و عدم انتخاب چادر به دلیل عدم  توانایی در انطباق کامل خود با رفتارهای مورد انتظار از یک مؤمن

8-       تلقی بدحجابی به عنوان نماد طبقه اجتماعی خاص(مرفه و تحصیلکرده)

9-       نداشتن تعریف صحیح از حجاب

 
2) ابعاد رفتاری

همانطور که گفته شد علاوه بر ابعاد شناختی، شیوه رفتار دانشجویان درخصوص حجاب هم قابل بحث و بررسی است. حتی در برخی موارد می­توان تناقض میان شناخت و رفتار را مشاهده کرد. آنچه بیشتر در این بخش دیده شد، تاثیر محیط اجتماعی و خانوادگی بر نوع پوشش است. به این معنا که بسیاری از رفتارهای بدحجابانه متأثر از محیط زندگی و زیست­جهان فرد است. به نکته­ای که یکی از شرکت کنندگان در گروه کانونی دوم گفته توجه شود:

«من مادرم چادری هستند و بارها شده که با هم کنار یک بوتیک بریم و اون در مغازه رو ببنده و بگه که ما جنس نداریم یا اندازه ایشون نداریم و براش یه کمبود بود که به ما جنس بفروشه. اینا برای من اهمیت نداره ها. حالا شما شانس آوردی دیگه. من یه مهد کودک کار می کردم. محجبه ترین آدمی که می­اومد اونجا کت و شلوار می­پوشید و روسری لبنانی و ادکولون تکمیل. بچه ها اذیتش می کردن بچه رو که مادرت کچله و زشته. چادر و چاقچور پوشش عهد قجره به نظر من. هیچ لزومی نداره من مثل قجریا لباس بپوشم.»

و درست در نقطه مقابل خانم شماره هفت ادامه داد :

«من همیشه همین پوشش و داشتم و با همین رانندگی کردم و همه جا رفتم و هیچ مشکلی هم نداشتم و ندارم. توی جامعه هم به راحتی هم هستم»

در یک جمع­بندی کلی، اعضای شرکت­کننده در گروه­های کانونی بر این عقیده بودند که در میان عوامل مختلف، رفتار دانشگاهیان بیشترین تاثیر منفی را بر کنارگذاشتن پوشش مطلوب اسلامی در سطح جامعه داشته است. برای پرهیز از اطاله کلام، در ادامه مهم­ترین یافته­های مربوط به بعد رفتاری حجاب در جدول شماره چهار آورده شده است. در این جدول عوامل مؤثر بر عدم اقبال زنان و دختران به حجاب در جامعه از نگاه اعضای شرکت کننده در جلسات گروه کانونی ارائه شده است.

 

 

رفتاری

3-1

عامل موثر درونی

مبتنی بر شناخت

 

تأثیر نوع لباس بر نوع نگاه آقایان به زن

1- اذیت بیشتر زنان هنگام در معرض دید بودن

2- آمادگی پرداخت هر گونه هزینه برای پایبندی به حجاب

3- عدم توجه به خواست دیگران در پایبندی یا عدم پایبندی به حجاب

4- محدودیت داشتن حجاب تیپیکال

5- امکان داشتن حجاب با رنگها و طرحهایی متفاوت از آنچه هست

 

 

بدون شناخت

 

1-       محجبه ندانستن خود

2-       انتخاب چادر به عنوان پوششی برای سرپوش گذاشتن بر بسیاری از کجرویها

3-       عدم هرزگی مانتو پوشها و عدم سلامت اخلاقی و رفتاری چادریها

 

 

 

جدول شماره 3 :  یافته های تحلیلی؛ عوامل مؤثر بر گرایش یا عدم گرایش به حجاب

 

 

 

ادامه جدول شماره 3

رفتاری

3-2

 

عامل موثر بیرونی

حکومت

1-       سیاسی دانستن حجاب

2-       نگاه صوری و قانونی به مراعات حجاب

3-       منجر شدن اجبار قانونی به لج بازی و تنفر از چادر

خانواده و اطرافیان

1-       تأثیر خانواده و والدین در نحوه پوشش

2-       کنارگذاشتن چادر به خاطر تیکه انداختن دیگران

3-       کم کاری خانواده ها در امر حجاب و عدم آگاهی بخشی لازم از سوی آنها

4-       لزوم آغاز کار از مدرسه و از خانواده نه از دانشگاه

رسانه ها

1-       تأثیر رسانه ملی در عدم نهادینه سازی چادر

2-       انتخاب پوشش چادر در فیلمها برای افراد مجرم یا فاقد جذابیت

3-       نقش منفی تبلیغات رسانه ای درباب حجاب

عرف و جامعه

1-       اشاره به استفاده ابزاری از چادر

2-       برخورد نامناسب اجتماعی مغازه داران با مادر چادری

3-       نقش آقایان در حدشکنی خانمها و گرایش آنان به بد حجابی

دانشگاه

1-       برخورد نامناسب در دانشگاه با موضوع حجاب

2-       عدم روشنگری لازم و استفاده از اجبار و فشار برای مجاب سازی دانشجویان به مراعات حجاب

3-       عدم آگاهی مسؤلان دانشگاه از موضوع حجاب و سازوکار نهادینه سازی آن

4-       عدم انتخاب چادر برای احراز توجه دیگران در دانشگاه

5-       تأثیر محیط دانشگاه بر نحوه پوشش

6-       محتوای درسی دانشگاهها

بحث و نتیجه­گیری

در این مقاله موضوع گرایش و عدم گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر دانشگاه­های تهران با روش گروه کانونی مورد بررسی قرار گرفت. از مجموع یافته­های تحقیق، مشاهدات میدانی، مصاحبه­های عمقی و پرسشنامه­های جانبی نتایج زیر به دست آمده است:

1)      اولین و مهم­ترین نکته فقدان معرفت و شناخت لازم در خصوص گرایش یا عدم گرایش به حجاب در بین دانشجویان دختر است. متاسفانه دختران چادری و غیرچادری، فاقد دلایل محکم، روشن و مستدلی برای انتخاب خویش هستند. هنگام سؤال از چرایی نوع پوشش مورد علاقه، تنها به شنیده­هایی بسنده می­کنند که در بسیاری از موارد قابل استناد نیست. مثلا خانمی در علت برداشتن چادرش گفت:

«این پوشش برای دوره قاجاریه است و پیش از آن هم استفاده نمی­شده است. حتی معلوم نیست که حضرت فاطمه]سلام الله علیها[ هم چنین پوششی داشته­اند.»

خانم دیگری هم در علت داشتن پوشش تبعیت محض از بزرگان دین را مطرح می­نمود و وقتی از او پرسیده شد که چطور و کجا از این پوشش استفاده می­شد، پاسخی برای سوال نداشت.

ممکن است که در میان فعالان حقوق زنان ـ اعم از فمینیست­ها یا زنان مسلمان متعلق به گفتمان انقلاب اسلامی ـ دلایلی را در نفی پوشش و یا اثبات آن شنید، اما در لایه­های پایین تر این امر چندان مشهود نیست. حتی در میان تشکل­های دانشجویی که در بین دانشجویان به فعالان فرهنگی ـ اجتماعی مشهورند و به نوعی محل رجوع دانشجویان هستند، نیز استدلالات روشن و محکمی برای داشتن یا نداشتن پوشش مطرح نبود و با کوچک­ترین شبهه نسبت به اعتقادات خویش عقب­نشینی و یا در بهترین حالت از سپر سکوت استفاده می­کردند.

به نظر می­رسد در عوض تربیت افرادی با ذهن تحلیلی تنها موفق به تربیت افرادی با ذهن تقلیدی شده­ایم. این قبیل افراد بیش و پیش از آنکه دارای گرایش و رفتاری درون­خیز باشند، واجد گرایش­هایی برون­خیز و متأثر از محیط واقعی و مجازی پیرامونی خود هستند. به بیان دیگر، نظام تعلیم و تربیت جامعه نتوانسته به شیوه اقناعی دختران را نسبت به چرایی نوع پوشش خود توجیه نماید.

2)      یافته­های تحقیق بیانگر وجود نوعی الگوی تقابل در خصوص حجاب در بین دختران دانشجو است. این الگو تقابل «حجاب رسمی» و «حجاب هنجاری» است. یعنی کسانی که از روی اجبار قانون به حجاب تن داده­اند و کسانی که آن را به عنوان یک ارزش درونی شده می­پندارند.

3)      یافته­های به دست آمده از مصاحبه­های مشارکتی و عمقی تکمیلی، نشانگر تأثیر عامل «ارتباط با نامحرم و داشتن دوستی با جنس مخالف» بر گرایش به بدحجابی و یا نداشتن پوشش و یا سستی در پوشش مناسب در بین اعضای گروه کانونی است. هر چه این ارتباط گستره و عمق بیشتری داشته باشد، تأثیر بیش­تری بر پوشش فرد خواهد داشت. در دو مورد که به صورت خاص بررسی شد، هر دو مورد به رغم برخورداری از خاستگاه خانوادگی مذهبی و چادری بودن در مراحل اولیه، پس از برقراری ارتباط با جنس مخالف به تدریج در نوع پوشش خود بازنگری کرده بودند. در مورد اول که سطح رابطه تا مرحله دست دادن با دوست جنس مخالف پیش رفته بود، به اذعان خود دیگر بسته به محیط پوشش را انتخاب می­کند و تنها در محیط مذهبی از چادر استفاده می­کند، او در برابر این سوال که آیا حاضر است پوشش را به طور کامل بردارد و در خیابان تردد نماید­، مقاومت جدی نشان می­داد.

مورد دیگر که تا حد بیشتری با جنس مخالف ارتباط برقرار نموده بود، دیگر برایش مهم نبود که پوشش چگونه باشد و حتی حاضر بود به طور کامل پوشش را بر دارد. اما در عین حال دوست داشت که به فضای قبلیش باز گردد، اما آن را امکان­پذیر نمی­دانست. وی در پاسخ به این که اولین اشتباه و یا اولین جایی که باعث شد به این سمت (نداشتن پوشش مناسب) پیش بروی چه بوده ؟ حضور در خانه یک پسر را به عنوان نخستین اشتباه خود مطرح نمود. یافته­ها نشان می­دهد، در خانواده­های مذهبی، ‌دختران دانشجو ابتدا همان سبک حجاب خانواده را برگزیده­اند، اما با گرایش به جنس مخالف، در یک فرایند تدریجی از میزان پای­بندی خویش به حجاب کاسته و یا نوع آن را تغییر داده­اند. در واقع به موازات افزایش میزان و نوع ارتباط نامشروع آنها،‌میزان و نوع پوشش آنها نیز تغییر کرده است. اساسا هر نوع ارتباط صمیمانه و نزدیک با نامحرم ـ اعم از ارتباط حضور و غیرحضوری (اینترنتی) ـ بر نوع پوشش دختران تأثیرگذار است. علاوه بر آن استماع موسیقی و تماشای ‌ماهواره و  فیلم­های دارای صحنه­های خلاف اخلاق نیز بر این روند موثر است.

در علت گرایش به جنس مخالف، مهم­ترین عامل از نظر دختران دانشجو، احتیاج به محبت و پس از آن کنجکاوی است. التزام به پوشش مناسب نیز یکی از موانع جدی ارتباط بی محابا و یا تداوم آن با جنس مخالف ارزیابی شده است.

1)      اذعان دانشجویان دختر به تمایل به عدم پوشش کامل در محیط بیرونی در سنین نوجوانی و مراحل ابتدایی بلوغ از دیگر یافته­های این تحقیق است. میزان توجه و شیوه برخورد خانواده، مدرسه و جامعه در این اختلال موقت با آنان، در نوع پوشش آینده آنان تأثیر بنیادی دارد. بسیاری از خانم­های چادری اذعان می­کردند که در ابتدای نوجوانی از سوی خانواده برای انتخاب چادر تحت اجبار و فشار قرار نگرفته­اند و آنان با اراده و اختیار خود این پوشش را انتخاب کرده­اند. اهتمام جدی خانواده­ها و مسؤولان نهادهای فرهنگی و تربیتی مرتبط با نوجوانان و جوانان نسبت به حساسیت­های دوران بلوغ و برخورد محبت­آمیز، غیرحذفی و غیرتحمیلی آنان در این دوران با دختران، نقش بسزایی در هدایت آنان در راستای انتخاب پوشش مناسب دارد.

2)      سیاسی شدن موضوع حجاب از دید دانشجویان از عوامل مؤثر بر کاهش گرایش به پوشش مناسب است. یافته­های تحقیق نشان می­دهد که از نگاه دختران دانشجو تنها در صورت تغییر نظام سیاسی موجود، امکان کشف حجاب وجود دارد. این مسأله بیانگر برقراری نوعی تقارن میان حفظ نظام سیاسی و موضوعات دینی از جمله حجاب، در ذهن افراد مورد مطالعه است. بدیهی است که امکان تغییر شرایط فرهنگی وجود دارد، اما تغییر شرایط فرهنگی نباید در ذهن اعضای جامعه به معنای تقویت یا تضعیف و یا حذف نظام سیاسی تلقی شود. در صورت بروز این پدیده بسیاری از امور روزمره زندگی اجتماعی، با برخورداری از صبغه سیاسی، از جوهره واقعی خود تهی می‌شوند.

3)      ناتوانی دستگاه­های فرهنگی در طراحی و ترویج سبک زندگی دینی و اسلامی در سطح جامعه به‌ویژه در بین دختران از انتقادات مطرح شده از سوی شرکت کنندگان در جلسات گروه کانونی بود.

4)      نگاه به چادر یک نگاه ویژه و مقدس است. این نگاه در بین دختران غیرچادری نیز رایج است به گونه­ای که در توجیه عمل خود دلایلی چون «مؤمن نیستیم» و یا «نمی­توانیم همه جا سر کنیم» را عنوان می­کنند. این مطلب هم یک فرصت است و هم یک تهدید. فرصت از آن جهت که نظام فرهنگی جامعه در باورپذیر ساختن چادر به عنوان یک پوشش مومنانه برای جوانان موفق بوده است، به بیان دیگر چادر در بین دختران دانشجو به عنوان نماد دینداری تلقی می­شود. اما عدم همخوانی رفتار و منش افراد چادری با انتظارات اجتماعی از افراد متدین، می­تواند به عنوان یک تهدید، زمینه­ساز بدبینی نسبت به آموزه­های دینی را فراهم آورد. توجه به این امر به ویژه از سوی بانوان چادری شاغل در نهادهای حکومتی بسیار مهم است. زیرا هر گونه برخورد خشک، خشن و دافعه­دار آنان تاثیر جدی منفی بر ذهن چنین افرادی دارد. در ضمن با در نظر گرفتن قواعد فقهی و مصالح جامعه ایمانی داشتن انواع دیگر پوشش کامل نیز باید طراحی و ترویج شود.

5)      برقراری فضای گفتگو و اظهار نظر سازنده و دوستانه در بین اقشار و تیپ­های گوناگون نقش مهمی در ایجاد همدلی و تفاهم و پرهیز از اقدامات سلبی متقابل در زمینه­های مختلف و از جمله درخصوص حجاب دارد.

6)      یافته­های تحقیق نشان می­دهد، دختران دانشجو از ظاهرگرایی­های بیهوده و نیز مقدس­مابی­ در سطح جامعه که باعث نفاق و دورویی می­شود آزرده بودند و اعتقاد داشتند این رفتارها بر گرایش دختران به سمت بی حجابی تأثیر اساسی دارد.

 

 

 

 

منابع

  • آرون،‌ریمون (1382)، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، ترجمهباقر پرهام،‌تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
  • احمدی نوده، خدابخش؛ بیگدلی، زهرا؛ مرادی، آزاده  و سیداسماعیلی، فتح‌اله (1389)، «رابطه اعتقاد به حجاب و آسیب‌پذیری فردی، خانوادگی و اجتماعی»، مجله علوم رفتاری، شماره4:97-102.
  • بیکر، ترز ال (1388)، نحوه انجام تحقیقات اجتماعی، ترجمه هوشنگ نایبی، تهران: نشر نی.
  • پسندیده، عباس (1383)، پژوهشی در فرهنگ حیا، ری: انتشارات دارالحدیث.
  • حجازی، بنفشه (1385)، تاریخ هیچکس(بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر افشاریه و زندیه)، تهران: انتشارات قصیده‌سرا.
  • دورانت، ویل آریل (1365)، تاریخ تمدن، ترجمه امیرحسین آریانپور و همکاران،‌تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
  • رفیع پور، فرامرز (1382)، شیوههای تغییر رفتار، ترجمه علی فتحی آشتیانی و هادی عظیمی آشتیانی، تهران: انتشارات سمت.
  • شجاعی‌زند،‌علیرضا (1384)،. «مدلی برای سنجش دینداری در ایران»، مجله جامعه شناسی ایران، شماره9: 34-66.
  • فرجی، مهدی (1384)، پژوهش نگرش زنان به انواع پوششهای رایج، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی
  • فلیک، اووه (1387)، درآمدی بر تحقیق کیفی، ترجمه هادی جلیلی، تهران: ‌نشر نی.
  • کرم­الهی، نعمت­الله (1390)، جزوه درس روش تحقیق کیفی، کارشناسی‌ارشد جامعه­شناسی دانشگاه باقرالعلوم(ع).
  • کوزر، ‌لوئیس(1380 )، زندگی و اندیشه بزرگان جامعهشناسی، ترجمهمحسن ثلاثی،‌تهران: نشر علمی.
  • مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات (1388)، تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، تهران: وزارت اطلاعات.
  • مستوفی، عبدالله (1371)،. شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران: انتشارات زوار.
  • مطهری، مرتضی(1380)، مساله حجاب، تهران: انتشارات صدرا.
  • مهدی زاده، حسین (1387)، حجابشناسی؛ چالشها و کاوشهای جدید، قم: انتشارات مرکز مدیریت حوزه‎ علمیه قم.  


1 .استادیار دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام،  n.karamollahi@yahoo.com

2 . دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام

 

[1] . Focus Group

[2].moderator

[3] . extreme or deviant case sampling

  • آرون،‌ریمون (1382)، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، ترجمهباقر پرهام،‌تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
  • احمدی نوده، خدابخش؛ بیگدلی، زهرا؛ مرادی، آزاده  و سیداسماعیلی، فتح‌اله (1389)، «رابطه اعتقاد به حجاب و آسیب‌پذیری فردی، خانوادگی و اجتماعی»، مجله علوم رفتاری، شماره4:97-102.
  • بیکر، ترز ال (1388)، نحوه انجام تحقیقات اجتماعی، ترجمه هوشنگ نایبی، تهران: نشر نی.
  • پسندیده، عباس (1383)، پژوهشی در فرهنگ حیا، ری: انتشارات دارالحدیث.
  • حجازی، بنفشه (1385)، تاریخ هیچکس(بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر افشاریه و زندیه)، تهران: انتشارات قصیده‌سرا.
  • دورانت، ویل آریل (1365)، تاریخ تمدن، ترجمه امیرحسین آریانپور و همکاران،‌تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
  • رفیع پور، فرامرز (1382)، شیوههای تغییر رفتار، ترجمه علی فتحی آشتیانی و هادی عظیمی آشتیانی، تهران: انتشارات سمت.
  • شجاعی‌زند،‌علیرضا (1384)،. «مدلی برای سنجش دینداری در ایران»، مجله جامعه شناسی ایران، شماره9: 34-66.
  • فرجی، مهدی (1384)، پژوهش نگرش زنان به انواع پوششهای رایج، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی
  • فلیک، اووه (1387)، درآمدی بر تحقیق کیفی، ترجمه هادی جلیلی، تهران: ‌نشر نی.
  • کرم­الهی، نعمت­الله (1390)، جزوه درس روش تحقیق کیفی، کارشناسی‌ارشد جامعه­شناسی دانشگاه باقرالعلوم(ع).
  • کوزر، ‌لوئیس(1380 )، زندگی و اندیشه بزرگان جامعهشناسی، ترجمهمحسن ثلاثی،‌تهران: نشر علمی.
  • مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات (1388)، تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، تهران: وزارت اطلاعات.
  • مستوفی، عبدالله (1371)،. شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران: انتشارات زوار.
  • مطهری، مرتضی(1380)، مساله حجاب، تهران: انتشارات صدرا.
  • مهدی زاده، حسین (1387)، حجابشناسی؛ چالشها و کاوشهای جدید، قم: انتشارات مرکز مدیریت حوزه‎ علمیه قم.