Trend study of quality of life in Iran

Document Type : Research Article

Authors

Abstract

The construct quality of life is analytical, practical, construct and a main element in policy- making and the study of policies in public sphere as well as it has been known as an indicator in social development. The characters of the construct as dynamic, multidimensional, and has been diversity conceptions about it due to using more fields in their studies. However this attention caused to is increasing range studies and more investigation on this construct. In Iran such other countries studies of quality of life experienced new changes. For knowing trend these changes all studies published in level country in form academic dissertation, research projects and papers scientific that in their title have term quality of life collected and studied. The results this study showed although in recent years in Iran has increase non-medical studies in part quality of life but contribution in studies in compare with part medical is very little. The studies of quality of life in the medical field are more than 8 times the number of studies in the social science. Social science in compare with medicine has an approach more comprehensive of the quality of life. Studies qualities of life in field social science are doing on diversity communities and with more dimensions. These studies have more content. These characters could take more evaluate of quality of life that by using it researchers can measure the progress and development of society. Than studies about of quality of life in Iran have to more attention to social approach quality of life, that it is need to increasing study in field’s non medicine. Of course this problem in recent studies, in compare with earlier studies, has been more attention.

Keywords


روند مطالعه کیفیت زندگی در ایران

غلامرضا غفاری[1]

 علیرضا کریمی[2]

حمزه نوذری3

تاریخ دریافت: 15/3/91           تاریخ پذیرش: 3/9/91

چکیده

 سازه کیفیت زندگی را سازه­ای تحلیلی، سیاستی و عنصری کلیدی در سیاست­گذاری و بررسی سیاست­های حوزه عمومی به حساب می‌آورند و از آن به عنوان شاخص توسعه اجتماعی یاد می­شود. ویژگی­های این سازه مانند پویایی، چند بُعدی بودن و پنداشت­های مختلف از آن سبب شده تا این سازه که در ابتدا در حوزه­های بهداشت و سلامت مورد استفاده قرار می­گرفت به تدریج به دیگر حوزه­های مطالعاتی نیز ورود پیدا کند. بی‌گمان چنین اقبال و توجهی موجب افزایش حجم مطالعات و واکاوی بیشتر این سازه شده است. در ایران نیز همانند سایر کشورها مطالعات کیفیت زندگی تغییراتی را تجربه کرده است. برای شناسایی روند تغییرات مطالعات کیفیت زندگی در ایران تمامی کارهای منتشر شده در سطح کشور در قالب پایان­نامه­ها، پروژه­های تحقیقاتی انجام گرفته در دانشگاه و مقالات علمی پژوهشی که عبارت "کیفیت زندگی" عنوان موضوعی یا چکیده آنها را شامل می­شود، جمع­آوری و مورد بررسی قرار گرفته­اند. نتایج این تحلیل نشان می­دهد که اگرچه در سال­های اخیر بر تعداد حوزه­های مطالعاتی غیرپزشکی کیفیت زندگی در ایران افزوده شده ولی تعداد مطالعات آنها در مقایسه با حوزه مطالعات پزشکی بسیار کم می­باشد. میزان مطالعات کیفیت زندگی در ایران در حوزه پزشکی بیش از 8 برابر این تعداد مطالعات در زمینه علوم اجتماعی است. علوم اجتماعی نسبت به پزشکی با دید جامع­تری به بررسی کیفیت زندگی می­پردازد، جامعه مورد مطالعه آن متنوع­تر و تعداد مولفه­های کیفیت زندگی در این حوزه بیشتر و به لحاظ محتوایی گسترده­تر است. این ویژگی­ها می­تواند مطالعات کیفیت زندگی را به سمت بررسی دقیق­تر این سازه سوق دهد که به واسطه آن به توان میزان پیشرفت و توسعه جامعه را اندازه گرفت. بر همین اساس مطالعات کیفیت زندگی در ایران باید رویکرد اجتماعی کیفیت زندگی را بیش از پیش مورد توجه قرار دهد که این نیازمند افزایش تعداد مطالعات در حوزه­های غیرپزشکی کیفیت زندگی می­باشد. موضوعی که در مطالعات اخیر کیفیت زندگی در قیاس با مطالعات اولیه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

کلمات کلیدی: کیفیت زندگی ذهنی، کیفیت زندگی عینی، روند مطالعات کیفیت زندگی، حوزه­های مطالعاتی


مقدمه

ظهور انقلاب صنعتی و گسترش روزافزون فرایند تفکیک و تمایز اجتماعی در جوامع بشری، ضرورت سازماندهی و چرخش در فرایند توسعه را از حیث نظری و عملی به همراه داشت به گونه­ای که رویکردهای مختلفی در باب چگونگی و کم و کیف توسعه مطرح شدند. درآغاز وجه غالب این رویکردها تمرکز بر رشد اقتصادی بود و از منظر رفاه و بهزیستی اجتماعی، گزاره «ثروت بیشتر به خوشبختی بیشتر افراد می­انجامد»، اصلی پذیرفته شده تلقی می­گردید. لیکن از اواسط دهه 1960 میلادی، با بروز و ظهور پیامدهای منفی حاصل از رشد از سویی و برجسته شدن دغدغه­های جدید از سوی دیگر، جایگاه رشد اقتصادی به عنوان هدف اصلی توسعه مورد پرسش و تردید قرار گرفت و تلاش­هایی انجام شد تا رشد اقتصادی و سیاست­های مربوط به آن نه به عنوان هدف بلکه به عنوان یکی از ابزارهای دستیابی به اهداف توسعه در نظر گرفته شود. در اوایل دهه 1990 مؤلفه­های مربوط به توسعه­ی اجتماعی نظیر سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتماعی و... نیز به ادبیات توسعه راه یافت و به تعبیری در سلسله مراتب اهداف توسعه تغییراتی اساسی حاصل گردید و با تأکید سازمان ملل، بهزیستی اجتماعی و کیفیت زندگی در رأس اهداف توسعه قرار گرفت که کاهش فقر و تخریب محیط زیست، افزایش بهداشت و طول عمر و به طور کلی ارتقاء کیفیت زندگی را به همراه دارد.

مفهوم کیفیت زندگی ابتدا به حوزه­های بهداشتی و بیماری­های روانی محدود می­شد، اما در طی دو دهه گذشته، این مفهوم از زمینه­های بهداشتی، زیست محیطی و روانشناختی صرف به مفهومی چند بُعدی ارتقاء یافته (عنبری، 1389: 152) و مورد توجه تعداد زیادی از حوزه­های مطالعاتی قرار گرفته است. از این روست که بر اساس پایگاه داده­های موسسه اطلاعات علمی، از 1982 تا 2005 بیش از 55 هزار تحقیق در مورد کیفیت زندگی صورت گرفته است (رضوانی و منصوریان، 1387: 2). امروزه کیفیت زندگی را به عنوان عنصری کلیدی در سیاست­گذاری و بررسی سیاست­های حوزه عمومی مورد بحث قرار داده و از آن به عنوان شاخص توسعه نام می­برند. این سازه بعد از طرح اولیه در دهه 1930 تا کنون تحولات بسیاری یافته و برای اندازه­گیری میزان پیشرفت و ترقی جوامع از آن استفاده روز افزونی می­شود. از اواخر دهه 1970 علاقه به مفهوم کیفیت زندگی به شکل معناداری افزایش یافت. از این تاریخ به بعد بحث­های کیفیت زندگی بیشتر در سه حوزه پزشکی، روانشناسی و علوم اجتماعی متمرکز شد. در واقع از دهه 1930 تا به امروز بر تعداد حوزه‌های مطالعه این سازه افزوده شده است. این امر موجب ایجاد ادبیات گسترده­ای برای شاخص توسعه شده است. هر چه تعداد مطالعات در این حوزه بیشتر باشد تدوین شاخص­های توسعه با دقت بیشتری انجام می­گیرد. از سوی دیگر توجه به کیفیت زندگی از دیدگاه اجتماعی باعث تغییرات گسترده­ای در نوع مطالعات این سازه شده و ابعاد جدیدی را بر این مفهوم افزوده است که باعث کاربرد بیشتر و گسترده­تر سازه کیفیت زندگی در مطالعات توسعه شده است. توجه به سازه کیفیت زندگی در کشوری مانند ایران به لحاظ مطالعاتی و سیاست­گذاری از دو بُعد درونی و بیرونی ضرورت و اهمیت دارد. از بُعد درونی، ضرورت کاربرد این مفهوم را می­توان در مواردی چون ارزیابی اثرات سیاست­های اجتماعی، ارزیابی تصمیم­گیری­های صورت گرفته در سطح خُرد و کلان، بهبود خدمات­رسانی، ترغیب مشارکت عمومی، اعتلای حقوق انسانی، توزیع برابر منابع و مانند اینها جست­وجو کرد. ابعاد بیرونی ضرورت توجه به سازه کیفیت زندگی در کشور با روند رو به رشد جهانی شدن شدت بیشتری می­یابد. در عصر جهانی شدن، مناطق مختلف در جذب سرمایه­هایی که مرزهای ملی را به رسمیت نمی شناسند با همدیگر رقابت می­کنند. از طریق ارتقای کیفیت زندگی است که بسیاری از افراد و سرمایه­ها تمایل می‌یابند تا در آن منطقه به سکونت، کار و سرمایه­گذاری بپردازند. از این رو می­توان ادعا کرد که در وضعیت کنونی دستیابی به توسعه از هر بُعد آن بدون توجه به سازه کیفیت زندگی امکان­پذیر نمی­باشد. با توجه به این ضرورت در سال­های اخیر مطالعات سازه کیفیت زندگی در ایران از ابعاد مختلفی دچار تغییر شده است. بررسی این تغییرات می­تواند نشان­دهنده میزان توجه به این سازه در مطالعات داخلی و درک جایگاه کیفیت زندگی در مطالعات توسعه باشد. بر همین اساس در این تحقیق با مطالعه سیر تحول کیفیت زندگی در مطالعات داخلی و مقایسه آن با مطالعات خارجی به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که مطالعات کیفیت زندگی در ایران از ابتدای آغاز این مطالعات تا پایان سال 1390 چه روندی را طی نموده و از چه ابعاد دچار تغییر شده است. مقایسه روند این مطالعات با مطالعات خارجی از ابعاد مختلف، نقاط ضعف و قوت مطالعات کیفیت زندگی در ایران را مشخص نموده و می­تواند راهنمایی برای تحقیقات آتی باشد.

پیش از ورود به بحث کیفیت زندگی در ایران آشنایی با خاستگاه کیفیت زندگی در جهان و تعاریف و ویژگی‌های این سازه ضرورت دارد. آشنایی با این موارد علاوه بر این که امکان مقایسه را فراهم می­آورد باعث می­شود تغییرات روند مطالعات کیفیت زندگی در ایران با دید جامع­تر و دقیق­تری توصیف گردد.

پیشینه طرح مفهوم کیفیت زندگی

کیفیت زندگی مفهوم جدیدی نیست. این مفهوم سابقه در فلسفه یونان دارد و ارسطو در بحث از شادکامی بدان اشاره کرده است. همچنین در دوران جدید فیلسوفانی چون کیرکه­گارد، ژان پل سارتر و دیگران به آن توجه داشته­اند (غفاری و امیدی، 1388). با این وجود کسی که برای اولین بار به مفهوم کیفیت زندگی به صورت مستقیم اشاره کرد پیگو[3] بود. پیگو عبارت کیفیت زندگی را اولین بار در سال 1920 در کتاب "اقتصاد و رفاه" مورد استفاده قرار داد. در این کتاب، پیگو درباره حمایت دولت از قشرهای کم درآمد جامعه و تأثیر این حمایت بر آنها و همچنین بودجه ملی بحث می­کند. آن زمان نظریه او شکست خورد و تا بعد از جنگ جهانی دوم به فراموشی سپرده شد. بعد از جنگ جهانی دوم دو حادثه مهم رخ داد. اولی مربوط به سازمان بهداشت جهانیبود. در این زمان سازمان بهداشت جهانی تعریف گسترده­ای از سلامت ارائه کرد که در این تعریف سلامت شامل سلامت فیزیکی، روانی و اجتماعی می­شد. این اقدام سازمان بهداشت جهانی منجر به مذاکرات زیادی در مورد سلامت و چگونگی اندازه­گیری آن شد. دومین رخ داد مهم بعد از جنگ جهانی دوم که زمینه توجهات ویژه به کیفیت زندگی را فراهم آورد بحث بی­عدالتی­های وسیع در جوامع غربی بود. همین مسأله باعث یک‌سری فعالیت­های اجتماعی و ابتکارات سیاسی از دهه 1960 به بعد شد. به اعتقاد فیشر و شوسلر[4] عبارت کیفیت زندگی به صورت خاص اولین بار در سال 1960 در گزارش کمیسیون ریاست جمهوری درباره اهداف ملی آمریکا مطرح شد (وود[5]، 1999). گزارش کمیسیون مذکور متمرکز بر برنامه­های اجتماعی مانند آموزش و نیروی انسانی، توسعه اجتماعی و مسکن، سلامتی و رفاه بود (لیندا و دیانا، 2005). بر همین اساس گزارش کمیسیون ریاست جمهوری آمریکا در زمینه اهداف ملی و تحقیق باوئر[6] در سال 1966 در زمینه اثرات ثانویه برنامه­های مکانی ملی در آمریکا را می­توان به عنوان اولین کارهایی ذکر کرد که به مقوله کیفیت زندگی به عنوان یک حوزه تحقیقاتی خاص پرداخته­اند (شوسلر و فیشر، 1985). از اواخر دهه 1970 علاقه به مفهوم کیفیت زندگی به شکل معناداری افزایش یافت. از این تاریخ به بعد بحث­های کیفیت زندگی بیشتر در سه حوزه پزشکی، روانشناسی و علوم اجتماعی متمرکز شد. بیشترین تمرکز تحقیقات انجام شده بر روی حوزه پزشکی می­باشد. همانگونه که در نمودار شماره (1) مشاهده می­شود از سال 1966 تا 2005 تعداد 76698 مقاله از سوی پایگاه داده­های پابمِد[7] منتشر شده که عبارت "کیفیت زندگی" عنوان موضوعی یا چکیده آنها را شامل می­شود. از نیمه دهه 1960 تعداد کارهای منتشر شده با این موضوع رشد تصاعدی داشته است. در سال 1966، 002/0 درصد از کل کارهای منتشر شده در پابمِد با موضوعیت کیفیت زندگی بوده درحالیکه همین مقدار در سال 2005 به 36/1 درصد رسیده است (مونز و همکاران[8]، 2005).

نمودار شماره (1): تعداد کارهای منتشر شده در زمینه کیفیت زندگی و درصد آنها در قیاس با همه مقالات پایگاه داده­های پابمِد از سال 1966 تا 2005

 

با نگاهی به مفهوم کیفیت زندگی در سه دهه اخیر می­توان گفت که در طول دهه 1980 مفهوم کیفیت زندگی به عنوان ادراک حسی[9]، برساخته اجتماعی[10] و موضوع وحدت بخش[11]  شناخته می­شد. در طول دهه 1990 فهم ما از مفهوم و مقیاس کیفیت زندگی نسبت به دهه 1980 بهبود یافت. در واقع در طول این دهه مفهوم کیفیت زندگی وسعت بیشتری پیدا کرده و ابعاد آن را می­توان به صورت سلسله مراتبی از پایین به بالا به صورت زیر بیان کرد.

1- بهزیستی فیزیکی[12] 2- بهزیستی مادی[13] 3- حقوق[14] 4- ادخال اجتماعی[15] 5- روابط بین فردی[16] 6- خودتعینی[17] 7- رشد فردی[18] و 8- بهزیستی عاطفی[19] (شالوک[20]، 2004). در طول دهه اول قرن حاضر این درک برای متخصصین کیفیت زندگی حاصل شد که به راستی کیفیت زندگی فراتر از فرد و احساسات اوست و در واقع یک مفهوم ترکیبی است که ابعاد مختلفی را شامل می­شود. در این دهه کیفیت زندگی به حد بالایی گسترش یافت و حوزه­های مختلفی از علم را دربرگرفت و تنها محدود به قلمروهای خاصی نشد (شالوک، 1999). گسترش حوزه‏های علمی مرتبط با کیفیت زندگی زمینه تحقیقات بیشتر راجع به این سازه را فراهم آورد. به موازات افزایش این قلمروها، تعاریف و پنداشت­های مختلفی از کیفیت زندگی شکل گرفت. در ادامه به بررسی و دسته­بندی این تعاریف می­پردازیم.

ابعاد مفهومی کیفیت زندگی

با وجود گذشت چندین دهه از رواج مفهوم کیفیت زندگی و تحقیقات متنوع صورت گرفته در این زمینه تعریف واحدی که مورد قبول همه باشد وجود ندارد. مرور متون مرتبط به کیفیت زندگی (فِلس و پِری[21]، 1995؛ ماسام[22]، 2002؛ لیی، 2005؛ فیلیپس، 2006؛ سِرجی[23]، 2006) حاکی از تأیید دیدگاه صاحب­نظران مختلف درباره ابهام مفهومی در تعریف این سازه است. هر محقق با توجه به حوزه مورد مطالعه، شرایط و ویژگی­های جامعه­ تحقیق تعریفی از کیفیت زندگی ارائه می­دهد. رومنی و همکارانش مجموعه استدلال­هایی برای پاسخ به این پرسش ارائه می‌دهند که چرا تعریف پذیرفته شده جهان­شمولی برای کیفیت زندگی وجود ندارد. این مجموعه عبارتند از:

 الف) فرایندهای روان­شناختی مرتبط با تجربه کیفیت زندگی را می­توان از دریچه زبان­ها و دهلیزهای مفهومی مختلف توصیف و تفسیر کرد.

ب) مفهوم کیفیت زندگی تا حد زیادی با ارزش داوری همراه است.

ج) مفهوم کیفیت زندگی متاثر از رشد درک انسانی و فرایندهای توسعه در طول زندگی افراد در اجتماع محلی و میزان تحت تاثیر قرارگرفتن این فرایندهای روان­شناختی توسط عوامل محیطی و سیستم­های ارزش فردی است.

از این رو به دلیل فقدان تعریف عملیاتی واحد از کیفیت زندگی، واژه­های مرتبط دیگری مانند بهزیستی، سطح زندگی، استاندارد زندگی، رضایتمندی از زندگی و خشنودی ظهور کرده­اند (ماسام، 2002). یکی از اختلافات مهمی که بین متخصصین کیفیت زندگی وجود دارد دیدگاه آنها در رابطه با ذهنی یا عینی بودن این مفهوم است. برهمین اساس می­توان محققین کیفیت زندگی را به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول کسانی هستند که فقط به بُعد ذهنی کیفیت زندگی توجه دارند. این­ها در کارهای خود یا بُعد عینی کیفیت زندگی را لحاظ نمی­کنند و یا آن را از لحاظ اهمیت در سطح بسیار پایینی قرار می­دهند. دسته دوم کسانی هستند که برخلاف دسته اول کیفیت زندگی را از لحاظ عینی بررسی می­کنند البته تعداد این افراد در قیاس با گروه اول بسیار کم است. اما دسته سوم که به نظر روز به روز بر تعداد آنها افزوده می­شود کسانی هستند که دید جامع­تری نسبت به این مفهوم داشته و معتقدند که کیفیت زندگی را باید از دو بُعد عینی و ذهنی مورد بررسی قرار داد.

کیفیت زندگی به مثابه سازه­ای ذهنی

کیفیت زندگی به احساسات، انتظارات، اعتقادات و پندارهای فرد بستگی دارد. بدین معنا که حتما باید توسط خود شخص، براساس نظر او و نه فرد جایگزین تعیین گردد. لذا در مطالعات کیفیت زندگی ارزیابی خود فرد از سلامت و یا خوب بودنش عامل کلیدی می­باشد (نازنجات، 1387؛ رستمی و صالحی، 1378). پترا بونک[24] (2007) برای بررسی کیفیت زندگی به بُعد ذهنی این موضوع یعنی رضایت از زندگی توجه دارد. او معتقد است که کیفیت زندگی یک جامعه در واقع انعکاس ذهنی افراد جامعه در زمینه رضایت از زندگی است. کامنس[25] کیفیت زندگی ذهنی را به عنوان یک مفهوم چند بُعدی تعریف کرده است. به نظر او کیفیت زندگی شامل هفت حوزه زندگی می­شود که هر کسی بر حسب اهمیتی که هر حوزه برای او دارد آن را مورد ارزیابی قرار می­دهد لذا این هفت حوزه وزن‌های مختلفی از دید مردم پیدا می­کنند. این هفت حوزه که از آن به عنوان شاخص­های کیفیت زندگی یاد می­کند شامل موارد زیر است. 1- بهزیستی جسمانی[26]  2- بهداشت[27] 3- بهره‌وری[28]  4- صمیمیت[29]  5- امنیت[30]  6- اجتماع[31]  7- بهزیستی عاطفی[32] (چیپور و همکاران[33]، 2002). شوسلر و فیشر (1985) معتقدند که جنبه ذهنی کیفیت زندگی معمولا برای بیان حالت­های وابستگی و رضایت به کار می­رود مانند حس شخصی از رفاه، رضایت یا نارضایتی از زندگی یا خوشحالی و ناراحتی.

سازمان بهداشت جهانی نیز کیفیت زندگی را اینگونه تعریف می­کند؛ درک افراد از جایگاه­شان در زندگی با توجه به بافت فرهنگی و نظام ارزشی که در آن زندگی می­کنند. در این حالت درک افراد از زندگی در ارتباط با اهداف، انتظارات، ملاکها و عقایدشان می­باشد. سازمان بهداشت جهانی مفهوم وسیعی از کیفیت زندگی را مدنظر قرار می­دهد که این مفهوم تلفیقی از سلامت فیزیکی، وضعیت روانشناختی، سطح استقلال، روابط اجتماعی، اعتقادات فردی و ارتباط این عوامل با ویژگی­های محیطی می‌باشد (کارگروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، 1993). این تعریف از کیفیت زندگی نشان می­دهد که این مفهوم جنبه ذهنی داشته و در بافت فرهنگی، اجتماعی و محیطی محاط می­باشد. به عنوان یک تجربه ذهنی، کیفیت زندگی ارزیابی درکی فرد از وقایع و پاسخ عاطفی[34] به این وقایع را شامل می­شود (چیپور و همکاران، 2002). اِفکاس و مارون[35] معتقدند که رفاه ذهنی وسیله­ای برای شناسایی کیفیت زندگی است. آنان جنبه‏های ذهنی، روانی و فیزیکی شخصیت انسان را مورد بررسی قرار داده و تاثیرات این ابعاد را روی بخش ذهنی کیفیت زندگی لحاظ می­کنند. فاکتورهای عینی مانند درآمد، مسکن و آموزش برخلاف ویژگیهای ذهنی نقش کمتری را در بحثهای مربوط به کیفیت زندگی در تحقیقات اِفکاس و مارون دارند (لیندا و دیانا، 2005). در این نگاه کیفیت زندگی را با سنجش احساس‏های ذهنی شخص از خشنودی درباره جنبه­های گوناگون زندگی می­توان ارزیابی کرد (شیخاوندی 1388: 121). بیشتر روانشناسان طرفدار استفاده از مفهوم ذهنی کیفیت زندگی بوده و معتقدند که رفاه هر فرد یا گروه از افراد دارای اجزای عینی و ذهنی است. اجزای عینی رفاه یا بهزیستی با آنچه که به طور معمول به عنوان استاندارد زندگی یا سطح زندگی نامیده می­شود، ارتباط دارد و اجزای ذهنی آن به کیفیت زندگی اطلاق می‌شود.

کیفیت زندگی به مثابه سازه­ای عینی

در مقابل دسته اول که بُعد ذهنی کیفیت زندگی را لحاظ می­کنند. گروه دیگری نیز هستند که بحث خود را بیشتر بر روی جنبه عینی این مفهوم متمرکز کرده­اند. اگرچه تعداد این محققین زیاد نیست ولی رویکردی متفاوت از دیگران را در پیش گرفته­اند. کسانی همانند مازلو و مک­کال[36] کیفیت زندگی را از بُعد عینی مورد بررسی قرار داده و معتقدند با لحاظ کردن جنبه­های عینی کیفیت زندگی بهتر می­توان به تحلیل این مفهوم پرداخت. این دو طرفدار استفاده از شاخص­های عینی منطبق با هر فرهنگ برای اندازه­گیری کیفیت زندگی هستند (غفاری و امیدی، 1388).

کیفیت زندگی به مثابه سازه­ای ترکیبی

رویکرد سوم تلاش می­کند تا با ترکیب دو رویکرد یاد شده دید جامع­تری در رابطه با کیفیت زندگی مطرح کند. نقطه شروع این کار را می­توان در طبقه­بندی فرانس دید. فرانس (1992) معتقد است که از لحاظ مفهومی، کیفیت زندگی هم جسمی است و هم ذهنی ولی جنبه ذهنی آن غلبه دارد. فرانس کیفیت زندگی را ادراک فرد از رفاه خود می‌داند و معتقد است که اگر درک فرد از کیفیت زندگی­اش کاهش یابد سایر ویژگیهای او تحت تاثیر قرار گرفته و باعث تحلیل آنها و در نهایت افت کیفیت زندگی می­شود. اگرچه از لحاظ وسعت مفاهیم بررسی شده در زمینه کیفیت زندگی، فرانس را جزو طبقه سوم به حساب می‌آورند یعنی جزو اندیشمندانی که کیفیت زندگی را هم از بُعد عینی بررسی کرده­اند و هم از بُعد ذهنی. ولی بررسی کارهای او (فرانس، 1992، 1996) نشان می­دهد که بیشتر این کارها متمرکز بر بُعد ذهنی کیفیت زندگی است و بخش عینی این مفهوم بازنمایی مناسبی به مثابه کارهای انجام شده توسط فیلیپس[37] را نشان نمی­دهد. فیلیپس در زمینه کیفیت زندگی به بررسی این مفهوم در ابعاد فردی و جمعی با استفاده از مؤلفه­های عینی و ذهنی پرداخته است.  از دید فیلیپس لازمه کیفیت زندگی فردی در بُعد عینی، نیازهای اساسی و برخورداری از منابع مادی جهت برآوردن خواسته‌های اجتماعی شهروندان است و در بُعد ذهنی به داشتن استقلال عمل در موارد زیر اشاره دارد:

1- افزایش رفاه ذهنی شامل لذت­جویی، رضایتمندی، هدفداری در زندگی و رشد شخصی. 2- رشد و شکوفایی در مسیر سعادت و دگرخواهی. 3- مشارکت در سطح گسترده­ای از فعالیت­های اجتماعی. کیفیت زندگی در بُعد جمعی آن بر ثبات و پایداری محیط فیزیکی و اجتماعی، منابع اجتماعی درون گروه­ها و جوامعی که در آن زندگی می­کنند شامل انسجام مدنی، هم­کوشی و یکپارچگی، روابط شبکه­ای گسترده و پیوندهای موقتی در تمامی سطوح جامعه، هنجارها و ارزش­هایی اعم از اعتماد، نوع دوستی و رفتار دگرخواهانه، انصاف، عدالت اجتماعی و برابری طلبی تاکید دارد (فیلیپس، 2006: 242).

توجه روز افزون به کیفیت زندگی به عنوان سازه­ای ترکیبی باعث شده که بر تعداد قلمروها یا حوزه­های مطالعاتی این سازه افزوده شود. هَکِر[38] در تحقیقات خود در رابطه با بیماریهای سرطانی سه قلمرو را برای کیفیت زندگی نام می­برد که شامل قلمروهای فیزیکی، روانی و اجتماعی است (لیندا و دیانا، 2005). در زمینه ابعاد کیفیت زندگی، لیی معتقد است که سه حوزه محیطی، اجتماعی و اقتصادی سه ستون اصلی کیفیت زندگی هستند که می­توانند برای تشخیص مفهوم زندگی مناسب و پایدار و همچنین برای توضیح معنای کیفیت زندگی مورد استفاده قرار گیرند (لیی[39]، 2005). بونک (2007) سه حوزه مهم که به بررسی کیفیت زندگی می­پردازند را شامل روانشناسی، جامعه­شناسی و اقتصاد می­داند. روانشناسی ویژگی­های شخصیتی را بر رفاه و بهزیستی ذهنی مؤثر می­داند. جامعه­شناسی بر نقش الگوها و عوامل اجتماعی و جمعیتی بر رفاه و بهزیستی ذهنی تأکید دارد، و نهایتاً اقتصاد نقش درآمد را در رفاه و بهزیستی ذهنی مهم­تر از سایر حوزه­ها می‌داند. با توجه به مباحث مطرح شده در زمینه کیفیت زندگی می­توان سه ویژگی مهم برای این سازه برشمرد. این ویژگیها شامل چند بُعدی بودن کیفیت زندگی، ذهنی بودن آن و پویایی این سازه می‌باشد.

روش­شناسی

در این تحقیق با توجه به اینکه هدف، بررسی موضوعات و مطالعات کیفیت زندگی در ایران در قالب اسناد و مدارک منتشر شده می­باشد از روش "مشاهده اسنادی" استفاده شد. در این روش اسناد مطالعاتی که کیفیت زندگی عنوان موضوعی یا چکیده آنها می­باشد، بررسی می­شود. تحلیل اسناد مطالعه نیز به دو شیوه "تحلیل درونی" و "تحلیل برونی" انجام شد. در تحلیل درونی، محتوی سند به لحاظ موضوعات مورد توجه، جامعه آماری، تقسیم­بندی­ها و تفکیک مسائل، مورد شناخت قرار گرفت. در تحلیل برونی به مقایسه مطالعات داخلی با مطالعات خارجی پرداخته ­شد. در این شیوه تحلیل که به اعتقاد موریس دوورژه (1366: 158) نوعی از "شیوه تحلیل جامعه­شناختی" است، ارتباط اسناد با دیگر پدیده­ها، اصل و ریشه آنها مورد توجه است. اسناد مورد بررسی در این مطالعه تمامی کارهای منتشر شده در کشور از ابتدا تا پایان سال 1390 در قالب پایان‌نامه­ها، پروژه­های تحقیقاتی انجام گرفته در دانشگاه و مقالات علمی پژوهشی می­باشد که عبارت "کیفیت زندگی" عنوان موضوعی یا چکیده آنها را شامل می­شود. پایان­نامه­ها و کارهای تحقیقی انجام گرفته در سطح دانشگاه در این مقاله به دو روش جمع­آوری شده­اند. الف) پایان­نامه­ها و کارهای تحقیقی که در دانشگاه‌های سطح شهر تهران[40] انجام شده است با مراجعه حضوری به این دانشگاه­ها گردآوری شده­اند. ب) پایان­نامه­ها و کارهای تحقیقی که در دانشگاه­های خارج از سطح شهر تهران صورت گرفته با مراجعه به سایت پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران[41] و کتابخانه مرکزی دانشگاه­ها جمع­آوری شده­اند. فرض بر این است در صورتی که پایان­نامه­ یا کار تحقیقی قوی راجع به کیفیت زندگی در دانشگاه­های خارج از سطح شهر تهران انجام گرفته و امکان دسترسی به آن­ها وجود ندارد، مقالات مستخرج از این پایان­نامه­ها یا کارهای تحقیقی در سایت مقالات علمی پژوهشی کشور موجود باشد. 

علاوه بر پایان­نامه­ها و کارهای تحقیقی انجام گرفته در سطح دانشگاه­های کشور یکی دیگر از منابع مهم گردآوری اطلاعات در زمینه کیفیت زندگی مقالات علمی پژوهشی می­باشد. بر همین اساس تمامی مقالاتی که با عنوان یا چکیده "کیفیت زندگی" در دو سایت معتبر کشور در زمینه مقالات علمی پژوهشی یعنی [42]Sid و [43]Magiran موجود بوده جمع­آوری شد. سپس مقالات جمع­آوری شده از دو سایت با یکدیگر تطبیق داده شد و موارد تکراری حذف گردید. در مرحله بعد مجموعه مقالات تهیه شده با پایان­نامه­ها و کارهای تحقیقی انجام گرفته در سطح دانشگاه­های کشور انطباق داده شد و مقالاتی که کارهای تحقیقی یا پایان­نامه آنها موجود بوده نیز از مجموعه مقالات حذف گردید.

در مجموع 1277 کار منتشر شده در قالب پایان­نامه، طرح­های تحقیقاتی انجام گرفته در سطح دانشگاه و مقالات علمی پژوهشی گردآوری گردید که تعداد 707 کار منتشر شده در قالب مقاله علمی پژوهشی و کارهای تحقیقاتی و مابقی آن یعنی 570 کار در قالب پایان­نامه­ها انجام گرفته در سطح دانشگاه­ها بود. در این تحقیق از نرم افزارهای SPSS و EXCEL  نیز برای تحلیل اطلاعات استفاده شده است.

یافته­ها

الف) سطح­بندی مطالعات کیفیت زندگی در ایران

در این مقاله مطالعات انجام شده در زمینه کیفیت زندگی در ایران به پنج سطح کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری، فوق تخصص و تحقیقات و مقالات علمی پژوهشی دسته­بندی شده است. کارهای انجام شده در مقطع پزشکی عمومی معادل فوق لیسانس و مطالعات کیفیت زندگی پزشکی در مقطع تخصص معادل دکتری قلمداد شده است. نتایج حاصل از این مطالعه که در جدول شماره (1) ارائه شده، نشان می­دهد که به لحاظ سطح تحصیلات بیش از 85 درصد مطالعات کیفیت زندگی در مقطع کارشناسی ارشد انجام شده است. بخش اصلی مطالعات کیفیت زندگی مربوط به تحقیقات و مقالات علمی پژوهشی می­باشد که در واقع بیش از نیمی از سهم مطالعات جمع­آوری شده در زمینه کیفیت زندگی در این مقاله را به خود اختصاص داده است.

در جدول شماره (1) سطح­بندی مطالعات کیفیت زندگی با توجه به حوزه مطالعاتی بیان شده است که با توجه به این جدول بیشترین تحقیقات صورت گرفته در مقطع دکتری بعد از مطالعات پزشکی به مطالعات مدیریت و اقتصاد اختصاص دارد که حاکی از اهمیت و کاربرد تحلیلی و سیاستی سازه کیفیت زندگی در تحقیقات این حوزه­های مطالعاتی می­باشد.

جدول شماره 1: سطح­بندی مطالعات کیفیت زندگی در ایران بر حسب حوزه مطالعاتی

سطح مطالعات

حوزه­ مطالعاتی

 

    پایان­نامه­های تحصیلی

تحقیقات و مقالات علمی پژوهشی

فوق تخصص

دکتری

کارشناسی ارشد

کارشناسی

23

0

8

69

0

اقتصاد و مدیریت

51

0

0

46

0

علوم اجتماعی

64

0

4

142

10

علوم تربیتی و روانشناسی

6

0

1

8

0

تربیت­بدنی

24

0

0

16

2

محیطی و فضایی

539

5

44

208

7

پزشکی

707

5

57

489

19

جمع

ب) روند مطالعات کیفیت زندگی در ایران

بررسی مطالعات انجام شده در زمینه کیفیت زندگی در ایران نشان می­دهد که توجه ویژه به این سازه و ورود آن به عنوان یک حوزه تحقیقاتی خاص در مطالعات علمی کشور به اوایل دهه 1370 باز می­گردد. تا پیش از این دهه مولفه­های مختلف کیفیت زندگی در تحقیقات متعددی مورد استفاده قرار گرفته­اند ولی نمی­توان این مولفه­ها را به عنوان سازه کیفیت زندگی قلمداد کرد. به دلیل اینکه مولفه­های به کار گرفته شده قابلیت پوشش بخش­های مختلف سازه کیفیت زندگی را ندارند. روند مطالعات کیفیت زندگی در ایران که در نمودار شماره (2) نشان داده شده حاکی از آن است که نخستین کارهایی که سازه کیفیت زندگی عنوان موضوعی یا چکیده آنها را شامل می­شود مربوط به سال 1372 است. از سال 1372 تا سال 1379 به تفکیک سا­ل­های مختلف در این بازه زمانی، تعداد مطالعات انجام شده به صورت نوسانی در حال تغییر است. با توجه به تعداد محدود مطالعات صورت گرفته در سال­های مختلف این بازه زمانی می­توان گفت که میزان نوسانات نمودار معنادار و شدید نمی­باشد. در سال 1372 به عنوان سال آغازین مطالعات کیفیت زندگی در ایران تعداد 11 تحقیق با این عنوان موضوعی در این مقاله شناسایی شده که این تعداد بعد از گذشت 7 سال در سال 1379 به 12 مورد می‌رسد. به عبارت دیگر رشد و نوسانات مطالعات کیفیت زندگی در این دوره کُند و بطئی بوده است. صرفنظر از نوسانات اندک سال­های اولیه می­توان گفت که روند کلی مطالعات انجام گرفته در زمینه کیفیت زندگی در ایران تا پایان سال 1388 سیر صعودی داشته و در سال 1389 دچار افت اندکی شده و در سال 1390 دوباره سیر صعودی به خود گرفته است. با توجه به اهمیت روز افزون موضوع کیفیت زندگی و ورود آن به شاخه­های مختلف علمی، انتظار می­رود که روند صعودی مطالعات کیفیت زندگی برای سال­های آتی نیز ادامه داشته باشد.

نمودار شماره (1)، که روند مطالعات کیفیت زندگی در بخش پزشکی و سلامت را با استفاده از داده­های موجود در پابمد نشان می­دهد حاکی از آن است که اولین مطالعات انجام شده با عنوان موضوعی یا چکیده کیفیت زندگی در موسسه ملی سلامت در آمریکا به سال 1966 باز می­گردد. مقایسه این نمودار با نمودار شماره (2) که روند مطالعات کیفیت زندگی در حوزه­های مختلف علمی در ایران را نشان می­دهد بیانگر تأخیر زمانی در شروع مطالعات کیفیت زندگی در ایران است. با استفاده از اطلاعات به دست آمده نخستین تحقیقات مربوط به کیفیت زندگی در ایران در سال 1372 هجری شمسی یعنی 1993 میلادی انجام گرفته به عبارت دیگر حدود 27 سال تأخیر زمانی در شروع مطالعات کیفیت زندگی در ایران نسبت به موسسه ملی سلامت در آمریکا وجود دارد.

اشتراک هر دو نمودار روند صعودی آنها می­باشد به عبارت دیگر در هر دو نمودار طی زمان بر تعداد مطالعات انجام شده در زمینه کیفیت زندگی افزوده شده است.

نمودار شماره 2: تعداد کارهای منتشرشده در زمینه کیفیت زندگی در ایران به تفکیک سالهای مختلف

 

از اوایل دهه 1380 علاقه به سازه کیفیت زندگی در ایران به شکل معناداری افزایش یافت که یکی از مهمترین دلایل آن را می­توان ورود بیش از پیش حوزه­های مختلف علمی به بحث­های مربوط به کیفیت زندگی دانست. از اواخر دهه 1370 مباحث مربوط به کیفیت زندگی از انحصار رشته­های پزشکی و روانشناسی خارج شد و حوزه­های دیگر علمی بالاخص علوم اجتماعی این فرصت را یافتند که با تغییر در شاخص­ها و مولفه­های کیفیت زندگی دیدگاه جدیدی نسبت به این سازه ارائه نمایند.

ج) روند مطالعات کیفیت زندگی در حوزه­های مختلف علمی در ایران

در این مقاله مطالعات انجام شده در زمینه کیفیت زندگی در ایران به شش دسته کلی پزشکی، محیطی و فضایی، تربیت بدنی، علوم تربیتی و روانشناسی، علوم اجتماعی و اقتصاد و مدیریت تقسیم شده است. حوزه­های مختلف علمی و تعداد کارهای انجام شده در آنها به تفکیک سال‏های مختلف در جدول شماره (2) نشان داده شده است.

جدول شماره2: تعداد مطالعات انجام شده در زمینه کیفیت زندگی در حوزه­های مطالعاتی مختلف به تفکیک سال­های انجام مطالعه

سال انجام مطالعه

حوزه مطالعاتی

جمع

اقتصاد و مدیریت

علوم اجتماعی

علوم تربیتی و روانشناسی

تربیت­بدنی

محیطی و فضایی

پزشکی

1372

0

0

9

0

0

2

11

1373

0

0

6

0

0

0

6

1374

2

0

3

0

0

0

5

1375

0

0

0

0

0

2

2

1376

1

1

0

0

0

0

2

1377

1

0

6

0

0

3

10

1378

2

0

3

0

0

4

9

1379

4

0

2

0

2

4

12

1380

4

0

3

0

1

12

20

1381

2

0

4

0

0

15

21

1382

2

1

4

0

0

23

30

1383

4

2

10

0

1

32

49

1384

2

4

13

0

2

39

60

1385

14

4

20

2

6

52

98

1386

8

14

24

0

1

110

157

1387

16

17

26

3

6

120

188

1388

16

16

29

6

11

136

214

1389

13

17

31

1

5

122

189

1390

9

21

27

3

7

127

194

جمع

100

97

220

15

42

803

1277

پزشکی

منظور از مطالعات پزشکی تحقیقاتی است که در قالب پایان­نامه، مقاله و کارتحقیقی در رشته‏های پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی، روانپزشکی، پرستاری، مامایی، بهداشت و سایر رشته­های مرتبط با آنها انجام شده است. جدول شماره (2) حاکی از آن است که روند انجام این مطالعات در فاصله سالهای 1372 تا پایان سال 1390 فارغ از نوسانات اندک، سیر صعودی داشته است. بیشترین فراوانی کارهای انجام شده در زمینه کیفیت زندگی در مطالعات پزشکی مربوط به سال 1386 به بعد می­باشد. در سال 1386 نسبت به سال قبل از آن یعنی 1385 تعداد کارهای انجام شده در حوزه پزشکی به بیش از دو برابر افزایش یافت. رشد شدید کارهای انجام شده در حوزه پزشکی در فاصله سال­های 1385 و 1386 به خوبی در نمودار شماره (3) نمایان است. علاوه بر این، نمودار نشان­دهنده توجه روزافزون مطالعات پزشکی در ایران به مباحث کیفیت زندگی است. در بخش پزشکی، سازه کیفیت زندگی بیشتر با معنای مطلوبیت اجتماعی در ارتباط است. کیفیت زندگی وقتی با عبارت مطلوبیت اجتماعی تعریف می­شود، قویاً با محدودیتهای جسمانی یا نشانه­های بیماری افراد بیمار در ارتباط است. توانایی افراد بیمار برای بهبود بخش­های مختلف زندگی خویش از قبیل مشارکت معنادار در جامعه از طریق فعالیت مفید یا انجام نقش­های ارزشمند اجتماعی در این تعریف از کیفیت زندگی مورد بررسی قرار می‌گیرد. علاوه بر این در بیشتر تحقیقات حوزه پزشکی از پرسشنامه­های استاندارد برای ارزیابی کیفیت زندگی پاسخگویان استفاده شده و شاخص­های به کار رفته در این حوزه در مقایسه با حوزه علوم اجتماعی محدودتر می‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار شماره 3: تعداد کارهای منتشرشده در زمینه کیفیت زندگی در مطالعات پزشکی به تفکیک سالهای مختلف

 

محیطی و فضایی

حوزه مطالعاتی محیطی و فضایی که در جدول شماره (2) تعداد کارهای منتشر شده از آن در زمینه کیفیت زندگی به تفکیک سال­های مختلف ذکر شده شامل رشته­های تحصیلی جغرافیا و زیرشاخه­های آن، معماری و شهرسازی و محیط زیست می­باشد. داده­های بدست آمده حاکی از آن است که مطالعات انجام شده در این حوزه با عنوان موضوعی یا چکیده کیفیت زندگی از سال 1379 شروع شده و تغییرات پُر نوسانی داشته است. مقایسه محتوای مطالعات انجام شده در این حوزه طی سال­های اخیر نشان می­دهد که بر تعداد شاخص­های آن‌ها برای سنجش کیفیت زندگی افزوده شده و به سمت مطالعه کیفیت زندگی از بُعد اجتماعی نزدیکتر شده است.

تربیت بدنی

رشته تحصیلی تربیت بدنی و زیرشاخه­های آن به تازه­گی موضوع کیفیت زندگی را در تحقیقات خود مد نظر قرار داده­اند. حوزه تربیت بدنی نسبت به حوزه­های دیگر مطالعاتی که در این تحقیق تعریف شده­اند، زیر شاخه کمتری دارد همچنین نسبت به حوزه­های دیگر کمتر با مولفه‏های کیفیت زندگی ارتباط دارد لذا تعداد کارهای انجام شده در این حوزه نیز کمتر از سایر حوزه­های مطالعاتی می­باشد. با این وجود با توجه به تعداد کارهای انجام شده در سال­های اخیر می­توان انتظار داشت که در آینده تعداد بیشتری از تحقیقات کیفیت زندگی در این حوزه صورت گیرد. علاوه بر این محتوای مطالعات انجام شده در زمینه تربیت بدنی ارتباط بیشتری با مطالعات حوزه پزشکی داشته و شاخص­های به کار رفته در این حوزه میزان تشابه قابل توجه­ای با شاخص­های پزشکی دارد با این تفاوت که در زمینه تربیت بدنی تأکید بر ورزشکاران به عنوان جامعه و نمونه­ آماری می­باشد.

علوم تربیتی و روانشناسی

بعد از حوزه پزشکی بیشترین تعداد کارهای انجام شده در زمینه کیفیت زندگی در ایران مرتبط با حوزه مطالعاتی روانشناسی و علوم تربیتی است. این حوزه شامل گرایش­های مختلف رشته روانشناسی، مشاوره و راهنمایی و سایر حوزه­های مرتبط با علوم تربیتی می­باشد. مروری بر نحوه توزیع تعداد 220 کار انجام شده در بازه زمانی 1372 تا پایان سال 1390 نشان می­دهد که صرفنظر از نوسانات اندک، روند مطالعات صورت گرفته در این حوزه صعودی بوده و در واقع علاقه به سازه کیفیت زندگی در تحقیقات آنها در حال افزایش است. در حوزه علوم تربیتی و روانشناسی تأکید اصلی بر شاخص­های ذهنی کیفیت زندگی می­باشد و شاخصهای ذهنی بیشتر در سطح فردی و اندازه­گیری رضایت فردی از زندگی به عنوان یک تجربه شخصی مورد استفاده قرار گرفته است. این شاخصها یک مفهوم ذهنی، درون­نگر و مرتبط با تجربه شخصی ارائه می­کنند. لذا کیفیت زندگی روانشناسی، بیشتر کیفیت زندگی را به عنوان رضایت از زندگی نشان می­دهد و آن را به شرایط و ویژگیهای عینی مانند شرایط فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی ترجیح می­دهد.

علوم اجتماعی

منظور از مطالعات علوم اجتماعی در این تحقیق رشته­های پژوهش­گری، علوم ارتباطات، برنامه‏ریزی و رفاه، جمعیت­شناسی، مطالعات زنان و توسعه می­باشد. ذکر عنوان کیفیت زندگی در مطالعات علوم اجتماعی ایران به صورت مشخص مربوط به سالهای 83-1382 و بعد از آن می­باشد. کیفیت زندگی در هر حوزه علمی معنای خاص خود را دارد. به عبارت دیگر تعاریف و مولفه­های کیفیت زندگی در حوزه علوم اجتماعی با حوزه­های دیگر مانند پزشکی، روانشناسی و مدیریت متفاوت است. متفاوت بودن این حوزه­ها به معنای جدایی و عدم ارتباط آنها با یکدیگر نیست بلکه نشان از کاربردهای متعدد کیفیت زندگی و گستردگی این سازه دارد. مروری بر شاخص­ها و مولفه­های به کار برده شده در زمینه کیفیت زندگی در مطالعات اجتماعی حاکی از گستردگی بالای این سازه و تعدد شاخص­ها و مولفه‌های آن در قیاس با سایر حوزه‏های مطالعاتی است. اگرچه با توجه به جدول شماره (2) تنها 97 کار منتشر شده در زمینه مطالعات علوم اجتماعی در ایران با عنوان موضوعی یا چکیده کیفیت زندگی وجود دارد ولی باید گفت که مطالعات اجتماعی همواره با مولفه­های کیفیت زندگی و سنجش آنها به صور مختلف در ارتباط بوده‌اند. بررسی این مولفه­ها اغلب به صورت پراکنده بوده و انسجام این مولفه­ها و قرارگیری آنها زیر چتر کیفیت زندگی به اوایل دهه 1380 بر می­گردد. تحلیل محتوای مطالعات علوم اجتماعی نشان می­دهد که در این مطالعات سعی شده که به رویکرد اجتماعی کیفیت زندگی توجه شود. اگرچه این قضیه در مورد بعضی گرایش­ها مانند جمعیت­شناسی متفاوت است ولی رویکرد کلی شاخص­های حوزه علوم اجتماعی به سمت مطالعه کیفیت زندگی از دو بُعد عینی و ذهنی می­باشد. محتوای شاخص­های به کار رفته در این حوزه گسترده­ می­باشد. در حوزه علوم اجتماعی که زیر شاخه­های آن ذکر شد، تعاریف متعددی برای کیفیت زندگی بیان شده است. با این وجود عناصر محوری در تعاریف ذکر شده مبتنی بر افزایش مشارکت، قابلیت و توانایی شهروندان در زندگی اقتصادی – اجتماعی اجتماعات خودشان است که از طریق آن میزان بهزیستی و ظرفیتهای بالقوه آنها افزایش یابد. شاخص­های به کار گرفته شده در این زمینه نیز متعدد می­باشد که از مهمترین آنها می­توان به امنیت اقتصادی-اجتماعی، شمولیت اجتماعی، محیط زیست و همبستگی اجتماعی اشاره نمود. 

اقتصاد و مدیریت

مجموع کارهای انجام شده در این حوزه 100 کار منتشر شده می­باشد که بیشتر آنها مربوط به زیر شاخه­های رشته مدیریت است. زیر شاخه­های رشته مدیریت در این تحقیق بسیار متنوع بوده و شامل انواع مختلفی از مدیریت اعم از دولتی، آموزشی، صنعتی، بهداشتی، اجرایی، شهری، محیط زیست و موارد مشابه می­باشد. توزیع کارهای منتشر شده در سال­های مختلف در این حوزه نشان می­دهد که بیش از 75 درصد این کارها از سال 1385 به بعد انجام شده که این امر نشان دهنده توجه روزافزون مطالعات مدیریت و اقتصاد به سازه کیفیت زندگی می­باشد. در این تحقیقات در کنار بُعد ذهنی کیفیت زندگی، بُعد عینی این سازه جایگاه ویژه­ای دارد. لذا تأکید خاصی بر درآمد، آموزش، بهداشت، نوع کالاهای مصرفی و مواردی از این قبیل در مطالعات کیفیت زندگی در زمینه اقتصادی و مدیریتی قابل مشاهده است.

همانگونه که در جدول شماره (2) ملاحظه شد، در ایران بیشترین مطالعات مربوط به کیفیت زندگی در حوزه پزشکی انجام شده که نزدیک به دو سوم تحقیقات و مطالعات کیفیت زندگی را به خود اختصاص داده است. در همین زمینه بعد از پزشکی با فاصله بسیار زیادی حوزه علوم تربیتی و روانشناسی قرار دارد که 17 درصد از مطالعات کیفیت زندگی در ایران در این حوزه انجام شده است. بعد از علوم تربیتی و روانشناسی به ترتیب حوزه­های اقتصاد و مدیریت (8 درصد)، علوم اجتماعی (8 درصد)، محیطی و فضایی (3 درصد) و تربیت بدنی (1 درصد) قرار دارند. توزیع نسبی مطالعات صورت در زمینه کیفیت زندگی بر حسب حوزه­های مختلف علمی در نمودار شماره (4)، نشان داده شده است.

نمودار شماره 4: توزیع نسبی مطالعات انجام شده در زمینه کیفیت زندگی برحسب حوزه‏های مختلف مطالعاتی

 

 

 

د) جمعیت­های مورد مطالعه در تحقیقات کیفیت زندگی

جمعیت­های مورد مطالعه در تحقیقات کیفیت زندگی با توجه به نوع حوزه مطالعاتی و تعریف آنها از کیفیت زندگی متفاوت است. جمعیت­های مطالعاتی کارهای منتشر شده در زمینه کیفیت زندگی در ایران را می­توان به 9 دسته تقسیم کرد که در جدول شماره (3) ارائه شده است. بر اساس اطلاعات بدست آمده بیشترین مطالعات صورت گرفته راجع به کیفیت زندگی در ایران مربوط به جامعه بیماران می­باشد. در واقع گروه­های مطالعاتی بیماران بیش از نیمی از سهم مطالعات کیفیت زندگی در ایران را به خود اختصاص داده­اند. پس از جامعه بیماران، پرسنل سازمانی با اختلاف بسیار زیادی در رده دوم اولویت­های مطالعاتی کیفیت زندگی در ایران قرار دارد. در واقع تعداد مطالعات کیفیت زندگی بیماران حدود چهار برابر مطالعات انجام شده در زمینه کیفیت زندگی پرسنل سازمانی می­باشد. منظور از کیفیت زندگی پرسنل سازمانی در واقع کیفیت زندگی کارمندان و مدیران ادارات و نهادهای دولتی و خصوصی می­باشد.

مطالعات کیفیت زندگی مردم عادی و دانش­آموزان و دانشجویان هر کدام به ترتیب با 9/8 درصد و 6/5 درصد در رده­های سوم و چهارم اولویت­های مطالعاتی کیفیت زندگی قرار دارند. مطالعات سنجشی کیفیت زندگی که در رده پنجم اولویت­های مطالعاتی قرار دارد بیشتر به هنجاریابی پرسشنامه­های کیفیت زندگی، شاخص­سازی در زمینه کیفیت زندگی پزشکی، تست پرسشنامه­های کیفیت زندگی، تعیین اعتبار پرسشنامه و موارد مشابه می‌پردازند. مطالعات سنجشی کیفیت زندگی بیشتر در حوزه مطالعات پزشکی انجام می­گیرد. بررسی کیفیت زندگی سالمندان، جانبازان و معلولین و زنان به ترتیب در اولولیت­های 6، 7 و 8 تحقیقات صورت گرفته در زمینه کیفیت زندگی در ایران قرار دارد. نهمین اولویت مطالعات کیفیت زندگی در ایران مربوط به مطالعه کیفیت زندگی از بُعد تاریخی و نظری می­باشد. در این نوع مطالعات بیشتر به بررسی جایگاه کیفیت زندگی در برنامه‌های توسعه، مطالعه کیفیت زندگی جامعه­ای خاص در یک بازه زمانی مشخص و مواردی از این دست پرداخته شده است. اولویت آخر مطالعات کیفیت زندگی در ایران جامعه معتادین را شامل می­شود که یک درصد از کل مطالعات کیفیت زندگی در ایران را به خود اختصاص داده­ است.

جدول شماره 3: توزیع فراوانی مطلق و درصد نسبی تحقیقات انجام شده در زمینه

 کیفیت زندگی بر حسب جامعه مورد مطالعه

درصد معتبر

فراوانی

جامعه مورد مطالعه

اولویت

8/54

700

بیماران

1

6/14

186

پرسنل سازمانی

2

9/8

113

مردم عادی

3

6/5

72

دانش آموزان و دانشجویان

4

2/5

67

مطالعات سنجشی

5

1/4

53

سالمندان

6

2/2

28

جانبازان و معلولین

7

2

25

زنان

8

6/1

20

مطالعات تاریخی و نظری

9

1

13

معتادین

10

100

1277

جمع

همانگونه که ذکر شد نوع جامعه مورد مطالعه در تحقیقات کیفیت زندگی به میزان زیادی بستگی به حوزه مطالعاتی محقق دارد. جدول شماره (4) رابطه بین حوزه­های مطالعاتی و جامعه مورد مطالعه در تحقیقات کیفیت زندگی در ایران را نشان می­دهد.


جدول شماره 4: توزیع فراوانی جامعه مورد مطالعه در تحقیقات کیفیت زندگی بر حسب حوزه مطالعاتی

حوزه مطالعاتی

 

جامعه مورد مطالعه

اقتصاد و مدیریت

علوم اجتماعی

علوم تربیتی و روانشناسی

تربیت بدنی

محیطی و فضایی

پزشکی

پرسنل سازمانی

82

11

46

4

2

41

مردم عادی

8

46

24

0

26

9

مطالعات تاریخی و نظری

4

8

2

0

4

2

دانش آموزان و دانشجویان

2

5

47

0

0

18

بیماران

2

9

45

10

6

628

معتادین

0

1

6

1

0

5

مطالعات سنجشی

0

0

25

0

2

40

زنان

0

12

13

0

0

0

سالمندان

2

3

5

0

2

41

جانبازان و معلولین

0

2

7

0

0

19

بحث و نتیجه­گیری

چند بُعدی بودن سازه کیفیت زندگی امکان ورود حوزه­های مطالعاتی مختلف را به مباحث این سازه فراهم آورده است. هر حوزه مطالعاتی با توجه به شاخص­ها و مقیاس­های خود به مطالعه کیفیت زندگی می­پردازد. از سوی دیگر پویا بودن این سازه و تغییرات مداوم آن در طول زمان نیاز به تحقیقات پیوسته­ای را ایجاب می­کند و لذا باید در دوره­های زمانی مختلف مورد اندازه‏گیری قرار گیرد. این دو ویژگی مهم کیفیت زندگی در کنار اهمیت روز افزون این سازه باعث شده که میزان تحقیقات صورت گرفته در این زمینه به شدت در حال افزایش باشد. با وجود توجه روز افزون به سازه کیفیت زندگی و افزایش تحقیقات در این زمینه هنوز به لحاظ مفهومی تعریف واحدی از این سازه ارائه نشده است. مبهم بودن تعریف این سازه از ویژگی‏های دیگری است که باعث شده برداشت­های مختلفی از آن صورت گیرد و تعاریف متفاوتی ارائه گردد. تعاریف ارائه شده در زمینه کیفیت زندگی بر حسب حوزه­های مطالعاتی مختلف جنبه ذهنی و عینی آنها تغییر می­کند. با این وجود محققین جدید کیفیت زندگی بر این باورند که کیفیت زندگی سازه­ای عینی و ذهنی است اما جنبه ذهنی آن قویتر می­باشد. تفاوت دیدگاه­های موجود در زمینه تعاریف و نحوه سنجش کیفیت زندگی بر پویایی و جذاب بودن آن به صورت دو چندانی افزوده است.

مجموع این عوامل در کنار هم باعث شده که روز به روز بر تحقیقات و علاقه­مندی­های محققین در زمینه کیفیت زندگی افزوده شود. لذا تعداد مطالعات مرتبط با کیفیت زندگی در حال افزایش است. تأیید این ادعا در نمودار شماره (1) ارائه گردیده که در این نمودار تحقیقات کیفیت زندگی پزشکی در آمریکا با رشدی تصاعدی در حال افزایش می­باشد. امری که در این مقاله در مورد مطالعات کیفیت زندگی در ایران نیز ثابت گردید.

 شاخص­ها و مولفه­های کیفیت زندگی در تحقیقات صورت گرفته در ایران از گذشته­های دور به صور مختلف مورد بررسی قرار می­گرفته اما ورود به تحقیقاتی که عنوان موضوعی یا چکیده آنها کیفیت زندگی باشد سابقه­ای حدود 18 سال دارد. در طول این مدت بر تعداد حوزه­های مطالعاتی کیفیت زندگی افزوده شده است و همین عامل یکی از دلایل اصلی رشد صعودی مطالعات کیفیت زندگی در ایران می­باشد. با این وجود بیشتر مطالعات کیفیت زندگی در ایران در حوزه پزشکی انجام شده و جامعه مورد مطالعه آنها بیشتر متمرکز بر بیماران می‏باشد. اگرچه این امر در روند جهانی مطالعات کیفیت زندگی امری طبیعی می­باشد ولی از سوی دیگر در ایران مطالعات کیفیت زندگی در حوزه­های غیر پزشکی نسبت به حوزه پزشکی بسیار کم است. نمونه این امر را در قیاس مطالعات کیفیت زندگی پزشکی و علوم اجتماعی می‏توان دید. در واقع میزان مطالعات کیفیت زندگی در حوزه پزشکی بیش از 8 برابر این تعداد مطالعات در زمینه علوم اجتماعی است. توجه حوزه علوم اجتماعی به مطالعات کیفیت زندگی و انجام این نوع مطالعات در مقطع تحصیلی دکتری و انجام پژوهش­های بیشتری در این حوزه ضرورتی انکار ناپذیر برای مطالعات اجتماعی است. به دلیل اینکه علوم اجتماعی به دنبال بررسی کیفیت زندگی به شکل جامعی است به گونه­ای که هم بُعد ذهنی و هم بُعد عینی آن را شامل شود. علاوه بر این مطالعات علوم اجتماعی بر خلاف مطالعات پزشکی یک گروه خاص مانند بیماران را به عنوان جامعه آماری ندارند بلکه جامعه مورد مطالعه اینگونه تحقیقات وسعت بیشتری داشته و افراد مختلف جامعه را شامل می­شود. بر همین اساس توجه به کیفیت زندگی از این دیدگاه منجر به شکل­گیری شاخص دقیقی می­شود که نسبت به حوزه­های دیگر مطالعاتی مولفه­های اجتماعی بیشتری را در بر می­گیرد و از آن می­توان به عنوان شاخصی برای میزان پیشرفت و ترقی جوامع استفاده کرد. شاخصی که از رویکرد اجتماعی کیفیت زندگی حاصل می­شود می‌تواند به ابزاری مهم در دست برنامه­ریزان و سیاست­گذاران برای شناخت و سنجش وضعیت موجود، ارزیابی اثرات سیاست­های پیشین و جهت­گیری­های جدید برای سیاست‏گذاری‏های آینده بدل شود. با این وجود روند کلی مطالعات کیفیت زندگی در ایران به لحاظ تعداد و محتوا در سال­های اخیر تغییرات عمده­ای را گذرانیده است. به لحاظ تعداد همانگونه که گفته شد همانند سیر مطالعات جهانی، در ایران نیز در سال­های اخیر بر میزان مطالعات انجام گرفته در زمینه کیفیت زندگی افزوده شده و به طور کلی سیر مطالعاتی آن در ایران به صورت صعودی می­باشد و بر همین اساس انتظار می­رود که همانند سیر جهانی آن در سال­های آتی با توجه به ضرورت موضوع بر تعداد مطالعات کیفیت زندگی افزوده شود. به لحاظ شدت مطالعات در قیاس با کشورهای توسعه­یافته سیر صعودی مطالعات این سازه در ایران کُند می­باشد. از بُعد محتوایی مطالعات کیفیت زندگی در ایران باید گفت که با افزوده شدن حوزه­های مطالعاتی جدید مانند علوم اجتماعی، روانشناسی، اقتصاد و مدیریت و سایر حوزه­های تحقیقاتی، مطالعه کیفیت زندگی از تسلط حوزه پزشکی خارج شده و محتوای مطالعات تغییرات گسترده­ای یافته است. در مطالعات جدید، سازه کیفیت زندگی با شاخص­های بیشتری مورد ارزیابی قرار می­گیرد به گونه­ای که ابعاد عینی و ذهنی این سازه را در بر گرفته و از سوی دیگر مطالعه این سازه به سمت رویکرد اجتماعی نزدیکتر شده است. به عبارت دیگر به لحاظ محتوایی، مطالعات جدید در قیاس با مطالعات گذشته از رهیافت تک بُعدی مطالعه کیفیت زندگی به رهیافت ترکیبی مشتمل بر چند بُعد در مطالعات کیفیت زندگی در حال گذار هستند. رویکرد اجتماعی کیفیت زندگی یکی از رهیافت­های چند بُعدی در مطالعات این سازه می­باشد. مطالعاتی که در سال­های اخیر در زمینه کیفیت زندگی در ایران با این رهیافت یا نزدیک به آن انجام گرفته نشان دهنده تغییرات گسترده محتوایی در مطالعات کیفیت زندگی می­باشد. لذا در مطالعات جدید کیفیت زندگی در ایران می­توان کاهش نگاه تقلیل­گرایانه در مطالعات این سازه را بیش از پیش مشاهده نمود و تمایل به سمت رویکرد ترکیبی را به عنوان رویکرد جایگزین در بخش نظری و تجربی مطالعات انجام شده در ایران را از ویژگی­ تغییرات محتوایی مطالعات داخلی کیفت زندگی دانست. رویکرد ترکیبی کیفیت زندگی باعث شده که به این سازه از ابعاد ذهنی و عینی و همچنین با مولفه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی توجه شود. اگرچه تعداد این مطالعات در حال حاضر نسبت به کل مطالعات داخلی اندک است ولی توجه به کیفیت زندگی از این رویکرد در سال­های اخیر بیانگر روند رو به رشد آن در سال­های آتی می­باشد. رویکرد ترکیبی کیفیت زندگی باعث شده که جامعه آماری مورد مطالعه نیز متنوع شود و گروه­های مختلف جامعه در جهت سنجش دقیق کیفیت زندگی مورد مطالعه قرار گیرند. لذا انتظار می­رود که در آینده با تغییر محتوایی و همچنین افزایش تعداد مطالعات کیفیت زندگی دیدگاه جامع­تری نسبت به این سازه به عنوان شاخص توسعه به وجود آید و به تبع آن برنامه­ریزی و سیاستگذاری دقیق­تر و جامع­تری برای ارتقای کیفیت زندگی جامعه ارائه شود. 

منابع

  • · دوورژه، موریس (1366)، روش­های علوم اجتماعی، ترجمه خسرو اسدی، تهران: انتشارات امیرکبیر.
  • · رستمی، آرین و صالحی، مسعود (1378)، کیفیت زندگی و مفهوم آن، سمینار کیفیت زندگی، دانشکده پرستاری، دانشگاه تربیت مدرس.
  • · رضوانی، محمدرضا و منصوریان، حسین (1387)، «سنجش کیفیت زندگی: بررسی مفاهیم، شاخص­ها، مدل­ها و ارائه مدل پیشنهادی برای نواحی روستایی»، فصلنامه روستا و توسعه، شماره 3: 1-26.
  • · شیخاوندی، فرزانه (1388)، بررسی تاثیر مولفه­های توسعه پایدار بر روی پایگاه اقتصادی - اجتماعی زنان سرپرست خانوار: مطالعه موردی، زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی شهرستان تبریز، پایان نامه کارشناسی ارشد، گروه جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی.
  • · عنبری، موسی (1389)، «بررسی تحولات کیفیت زندگی در ایران (1365 تا 1385)»، فصلنامه توسعه روستایی، شماره 2: 181-149.
  • · غفاری، غلامرضا و امیدی، رضا (1388)، کیفیت زندگی شاخص توسعه اجتماعی، تهران: نشر شیرازه.
  • · نازنجات، سحر (1387)، «کیفیت زندگی و اندازه­گیری آن»، مجله تخصصی اپیدمولوژی ایران، دوره 4، شماره 2: 57-62.
  • · Bohnke, P (2007), "Does Society Matter? Life Satisfaction in the Enlarged Europe",Social indicators research,  No 87: 189-210.
  • · Chipuer, H.M., et al (2002), "Determinants of subjective quality of life among rural adolescents: a development perspective", Social indicators research, No 61: 79-95.
  • · Felce, D., and Perry, J (1995), "Quality of Life: Its Definitions and Measurement", Research in Developmental Disabilities, No 16: 51-74.
  • · Ferrans, C (1996), "Development of a conceptual model of quality of life", Scholarly inquiry for nursing practice: An international journal, No 10 : 151-158.
  • · Ferrans, C (1992), "Conceptualization of quality of life in cardiovascular research", Progress in cardiovascular nursing, No 7 : 2-6.
  • · Lee, Y.J (2005), "Subjective quality of life measurement in Taipei", Building and Environment, No 43: 1205-1215.
  • · Lynda, L., Diana, E (2005, "A concept of quality of life", Journal of Orthopedic nursing, No 9: 12-18.
  • · Massam, H. B (2002), "Quality of Life: Public Planning and Private Living", Progress in Planning, No 58 : 141-227.
  • · Moons, ph., et al (2005), "Critique on the conceptualization of quality of life: A review and    evaluation of different conceptual approaches", International  journal of nursing studies, No 43 : 891-901.
  • · Phillips, D (2006), Quality of Life: Concept, Policy and Practice. London: Rutledge Publications.
  • · Schalock, R.L (2004), "The concept of quality of life: what we know and do not know", Journal of intellectual disability research, No 43 : 121-139.
  • · Schalock, R.L (1999), "Three decades of quality of life", Focus on Autism and other development disabilities, No 15: 116-127.
  • · Schuessler, K.F., Fisher, G.A (1985), "Quality of life research and sociology", Annual review of sociology, No 11: 129-149.
  • · Sirgy, M. J (2006), "The Quality of Life Research Movement: Past, Present and Future", Social Indicators Research, No 76 : 343-466.
  • · WHO QoL Group (1993), Measuring Quality of Life: The Development of the World Health Organization Quality of Life Instrument, Geneva: World Health Organization.

· Wood, D.S (1999), "Assessing quality of life in clinical research from where have we come and where are we going" ,Journal of clinical epidemiology, No 52: 355-363.



1. دکتری جامعه‏شناسی، دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، ghaffary@ut.ac.ir

2و3. دانشجویان دکتری جامعه­شناسی توسعه دانشگاه تهران

[3]. Pigou

[4]. Schuessler and Fisher

[5]. Wood

[6]. Bauer

[7] .pubmed

پابمِد پایگاه داده­های متعلق به NHI آمریکا (National Institute of Health) به نشانی زیر می باشد.

   www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed   

[8]. Moons and et al

[9]. sensitizing notion

[10]. social construct

[11]. unifying theme

[12]. physical wellbeing                               

[13]. material wellbeing

[14]. rights

[15]. social inclusion

[16]. interpersonal relations

[17]. self-determination

[18]. personal development

[19]. emotional wellbeing

[20]. Schalock

[21].Felce and Perry

[22].Massam

[23].Sirgy

[24]. Petra Böhnke

[25]. Cummins

[26]. Material well being

[27]. health

[28]. productivity

[29]. intimacy

[30]. safety

[31]. community

[32]. emotional well being

[33]. Chipuer and et al

[34]. affective

[35]. Efficace and Marrone

[36]. McCall

[37]. Phillips

[38]. Hacker

[39]. Lee

[40]. دانشگاه­های تهران، شهید بهشتی، الزهرا، تربیت مدرس، علامه­طباطبایی، شاهد، تربیت معلم، علوم پزشکی تهران، علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات.

[41]. به نشانی http://bank1.irandoc.ac.ir

[42]. به نشانی   http://www.sid.ir

[43]. به نشانی  http://www.magiran.com

  • · دوورژه، موریس (1366)، روش­های علوم اجتماعی، ترجمه خسرو اسدی، تهران: انتشارات امیرکبیر.
  • · رستمی، آرین و صالحی، مسعود (1378)، کیفیت زندگی و مفهوم آن، سمینار کیفیت زندگی، دانشکده پرستاری، دانشگاه تربیت مدرس.
  • · رضوانی، محمدرضا و منصوریان، حسین (1387)، «سنجش کیفیت زندگی: بررسی مفاهیم، شاخص­ها، مدل­ها و ارائه مدل پیشنهادی برای نواحی روستایی»، فصلنامه روستا و توسعه، شماره 3: 1-26.
  • · شیخاوندی، فرزانه (1388)، بررسی تاثیر مولفه­های توسعه پایدار بر روی پایگاه اقتصادی - اجتماعی زنان سرپرست خانوار: مطالعه موردی، زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی شهرستان تبریز، پایان نامه کارشناسی ارشد، گروه جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی.
  • · عنبری، موسی (1389)، «بررسی تحولات کیفیت زندگی در ایران (1365 تا 1385)»، فصلنامه توسعه روستایی، شماره 2: 181-149.
  • · غفاری، غلامرضا و امیدی، رضا (1388)، کیفیت زندگی شاخص توسعه اجتماعی، تهران: نشر شیرازه.
  • · نازنجات، سحر (1387)، «کیفیت زندگی و اندازه­گیری آن»، مجله تخصصی اپیدمولوژی ایران، دوره 4، شماره 2: 57-62.
  • · Bohnke, P (2007), "Does Society Matter? Life Satisfaction in the Enlarged Europe",Social indicators research,  No 87: 189-210.
  • · Chipuer, H.M., et al (2002), "Determinants of subjective quality of life among rural adolescents: a development perspective", Social indicators research, No 61: 79-95.
  • · Felce, D., and Perry, J (1995), "Quality of Life: Its Definitions and Measurement", Research in Developmental Disabilities, No 16: 51-74.
  • · Ferrans, C (1996), "Development of a conceptual model of quality of life", Scholarly inquiry for nursing practice: An international journal, No 10 : 151-158.
  • · Ferrans, C (1992), "Conceptualization of quality of life in cardiovascular research", Progress in cardiovascular nursing, No 7 : 2-6.
  • · Lee, Y.J (2005), "Subjective quality of life measurement in Taipei", Building and Environment, No 43: 1205-1215.
  • · Lynda, L., Diana, E (2005, "A concept of quality of life", Journal of Orthopedic nursing, No 9: 12-18.
  • · Massam, H. B (2002), "Quality of Life: Public Planning and Private Living", Progress in Planning, No 58 : 141-227.
  • · Moons, ph., et al (2005), "Critique on the conceptualization of quality of life: A review and    evaluation of different conceptual approaches", International  journal of nursing studies, No 43 : 891-901.
  • · Phillips, D (2006), Quality of Life: Concept, Policy and Practice. London: Rutledge Publications.
  • · Schalock, R.L (2004), "The concept of quality of life: what we know and do not know", Journal of intellectual disability research, No 43 : 121-139.
  • · Schalock, R.L (1999), "Three decades of quality of life", Focus on Autism and other development disabilities, No 15: 116-127.
  • · Schuessler, K.F., Fisher, G.A (1985), "Quality of life research and sociology", Annual review of sociology, No 11: 129-149.
  • · Sirgy, M. J (2006), "The Quality of Life Research Movement: Past, Present and Future", Social Indicators Research, No 76 : 343-466.
  • · WHO QoL Group (1993), Measuring Quality of Life: The Development of the World Health Organization Quality of Life Instrument, Geneva: World Health Organization.
  • · Wood, D.S (1999), "Assessing quality of life in clinical research from where have we come and where are we going" ,Journal of clinical epidemiology, No 52: 355-363.