A Studying the Relations Between Social Capital and Social Anomy

Document Type : Research Article

Authors

Abstract

Changes emerged in recent decades dramatically affect the formation and intensification of social problems among Iranian youth. Among the social problems we can mention the social anomy among the social members that reflects the chaos and anomy in the society. This article is allocated to social anomy among Tabriz Azad University students and effect of social capital on it. The research method was survey and the population was graduated students of Tabriz Azad University in 1387-1388. They were 18743 from which we choose 400 students as sample through stratified sampling method. After collecting data, in order to analyze the hypothesis, we used r Pierson tests, regression analysis and path analysis through SPSS software. Based on the findings, mean of social anomy among the students is more than average. The results of regression show that independent variables can explain 12% of changes in dependent variable. Among them, the social capitals indexes (institutional trust, social participation and social cohesion) affect the social anomy.

Keywords


بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و آنومی اجتماعی

محمد عباس‌زاده*   

محمد‌باقر علیزاده اقدم**

 سیدرضا اسلامی‌بناب***      

تاریخ دریافت: 19/6/1390                                                                                                                                                                                                                              تاریخ پذیرش: 23/10/1390

 

چکیده

 دگرگونی‏های پدید آمده در چند دهه اخیر به نحو چشم گیری بر شکل‏گیری و تشدید مشکلات اجتماعی در بین جوانان تأثیر گذاشته است. از جمله مشکلات ناشی از این تحولات می‏توان به آنومی اجتماعی در میان افراد جامعه اشاره کرد که بازتاب شرایط نابسامان و آنومیک است. به همین دلیل، مقاله حاضر به سنجش آنومی اجتماعی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز و تاثیر سرمایه اجتماعی بر آن پرداخته است.

 روش تحقیق، پیمایشی بوده و جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد تبریز در سال تحصیلی 88-87 می‏باشد که تعداد کل آن بر اساس مرکز آمار دانشگاه 18743 نفر بوده است؛ که از این تعداد، 400 نفر به روش نمونه‏گیری طبقه‏ای به عنوان نمونه نهایی انتخاب شده‏اند. پس از جمع‏آوری داده‏ها، جهت آزمون فرضیه‏ها از آزمون‏های پیرسون و تحلیل رگرسیون با استفاده از نرم‏افزار SPSS اقدام شده است.

 براساس نتایج تحقیق، میانگین آنومی اجتماعی در بین دانشجویان پاسخگو در حد متوسط به بالاست. نتایج تحلیل رگرسیون انجام یافته نشان می‏دهد که توان متغیر‏های مستقل در تبیین واریانس متغیر وابسته در حدود 12 درصد بوده و در این میان، مؤلفه‏های سرمایه اجتماعی (اعتماد نهادی، مشارکت اجتماعی و انسجام اجتماعی) بر آنومی اجتماعی تأثیر گذار بوده‏ است.

کلمات کلیدی: آنومی اجتماعی، سرمایه‌ اجتماعی، اعتماد نهادی، انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، دانشجویان.

 

طرح مسأله                                                             

 توسعه روند جهانی شدن و ادغام پذیری مرزهای جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی و همچنین وجود مسائلی چون بیکاری، فقر، عدم انسجام و مواردی مانند آن، سردرگمی را در اکثر کشور‏های جهان پدید آورده است. به بیان دیگر، جهان امروز در معرض بزرگترین تحولات تاریخ بشر قرار دارد؛ دگرگونی هایی که فرصت هنجاری شدن و انطباق با شرایط جدید را محدود کرده و در بسیاری از موارد، امکان تصمیم گیری مناسب را فراهم نمی‏آورد (شیانی و محمدی،12: 1386). همچنین رشد سریع جمعیت، دگرگونی ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، بی تناسبی عمیق بین توسعه فنی و فرهنگی و به عبارت دیگر، توسعه ناموزون در ایران معاصر موجب شکل گیری صور نامنظم و بی‏قاعدگی‏هایی گردیده که پیآمد آن رشد نابهنجاری‏ها و انحرافات در شهرهاست (کلدی و رحمانی، 192: 1385).

 شتاب چنین دگرگونی‏هایی در کشور‏های در حال توسعه به طور سرنوشت سازی بر شکل گیری و تشدید مشکلات اجتماعی افراد جامعه، به خصوص جوانان تأثیر گذاشته است. در این میان، آنومی به عنوان یک مشکل اجتماعی نیز ناشی از شرایطی است که بخشی از آن به دگرگونی‏های شتابان و بخشی دیگر به نا بسامانی‏های موجود در جامعه مربوط است.

 در شرایط آنومیک، به دلیل ضعف در حاکمیت هنجارها، تعرض میان آن‏ها و حتی پدید آمدن عرصه هایی فاقد هنجارهای روشن، عدم التزام به قواعد اخلاقی و اجتماعی پدید می‏آید و الگوها بخوبی راهنمای رفتارهای اجتماعی نیستند؛ به عبارت دیگر، در این شرایط، اختلال، تعارض، ناپایداری هنجارها و در برخی زمینه ها، بی‏هنجاری بوضوح قابل مشاهده است. در ضمن، گرایش به رفتارهای نابهنجار از مسائلی است که توسعه اجتماعی و اقتصادی و شکل‏گیری جامعه باثبات و دور از تنش و انحرافات را غیرممکن می‏سازد و هرگونه برنامه‏ریزی و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی را با خطر مواجه می‏سازد (شیانی و محمدی،12: 1386). بنابراین، مطالعه گرایش به رفتارهای نابهنجار و ریشه‏های آن با توجه به عواقبی که چنین گرایشاتی می‏تواند به همراه داشته باشد، از اهمیت زیادی بر خوردار است.

  کلان‏شهرها نیز با قرار گرفتن در مسیر رشد و تحولات شتابان جهانی شدن از یک سو و رخدادهای مهم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و تغییرات ساختاری ناشی از آن در دهه‏های اخیر از سوی دیگر، بستر مناسبی برای وضعیت بحرانی و آنومیک بوده است. دگرگونی‏های پدید آمده در چند دهه اخیر به نحو چشم گیری بر شکل گیری و تشدید مشکلات اجتماعی افراد جامعه تأثیرگذار بوده است. از جمله مشکلات اجتماعی و سیاسی؛ بی‏اعتمادی و سردرگمی، گسستگی پیوندهای اجتماعی، عدم جذب جوانان در بدنه اجتماع، عدم مشارکت و انزوای اجتماعی می‏باشد. حال بر اساس موارد یاد شده، مقاله حاضر، در پی پاسخگویی به این سئوال اساسی است که اولاً میزان آنومی اجتماعی در بین دانشجویان مورد بررسی تا چه اندازه‏ای است؟ و ثانیاً کدامیک از متغیرهای مورد بررسی، بیشترین تأثیر را بر آن داشته‏ است؟ در این مقاله، تلاش شده است بر اساس رویکرد‏های نظری و تجربی، به سؤالات یاد شده پاسخی علمی ارائه گردد.

پیشینه نظری تحقیق

سرمایه اجتماعی

مفهوم سرمایه برای اولین بار به طور رسمی به نوعی در کارهای مارکس و در مفاهیمی چون ارزش افزوده متجلی گردید. سالیان متمادی طول کشید تا تعبیر و تفسیرهای انسانی تری از این گونه مفاهیم پدید آمد؛ به نحوی که به ضرورت موضوع، نقش سرمایه و انواع آن در آموزش نیز به تصویر کشیده شد. از انواع سرمایه‏ها می‏توان به سرمایه مالی[1]، سرمایه فرهنگی[2]، سرمایه انسانی[3]، سرمایه زبانی[4] و سرمایه اجتماعی[5] اشاره کرد. سرمایه اجتماعی به ارتباطات و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می‏تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه‏های اقتصادی باشد. بر اساس تعریف بوردیو، سرمایه اجتماعی مجموعه منابع واقعی یا مجازی است که به واسطه مزیت پایدار شبکه‏ها و روابط سازمانی مستحکم‏شده و شناخت و آگاهی‏های متقابل، در افراد یا گروه‏ها شکل می‏گیرد. ازنظر بوردیو، سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموع منابع فیزیکی یا غیرفیزیکی در دسترس فرد یا گروهی که دارای شبکه نسبتاً بادوامی از ارتباطات نهادینه شده هستند. به بیان دیگر، سرمایه اجتماعی برای بوردیو آن بستر فرهنگی ناشی از ساخت اجتماعی است که در ارتباط مستقیم با عادات افراد و میدان فرهنگی ناشی از کنش‏های اجتماعی، سازمان یافته و صورت بندی می‏شود. جیمز کلمن[6]، جامعه شناس آمریکایی، برای تعریف سرمایه اجتماعی از نقش و کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه داد. بر این اساس، «سرمایه اجتماعی شیء واحدی نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آنها شامل جنبه‏ای از یک ساخت اجتماعی است و کنش‏های معین افرادی را که در درون ساختار هستند، تسهیل می‏کنند. سرمایه اجتماعی مانند شکل‏های دیگر سرمایه است و دستیابی به هدف‏های معینی را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان پذیر می‏سازد در کنار بوردیو و کلمن، رابرت پاتنام[7]، جامعه شناس ایتالیایی، از معدود افرادی است که تمامی نیروی خود را روی مفهوم سرمایه اجتماعی متمرکز کرده و پژوهش‏های بنیادینی برای سنجش و کاربردهای این واژه به انجام رسانده است. پاتنام، سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از مفاهیم، مانند اعتماد، هنجارها و شبکه‏ها می‏داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت، منافع متقابل آنان را تأمین خواهد کرد. از نظر وی، اعتماد و ارتباط متقابل اعضاء، در شبکه، به عنوان منابعی هستند که در کنش‏های اعضای جامعه موجود است. پاتنام، سرمایه اجتماعی را به عنوان وسیله‏ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در نظام‏‏های سیاسی می‏داند. به اعتقاد او، سرمایه اجتماعی، وجوه گوناگون سازمان اجتماعی، نظیر اعتماد، هنجار و شبکه‏ها را شامل می‏شود که با تسهیل اقدامات از طریق آنها، کارایی جامعه بهبود می‏یابد. بنابراین از نظر وی، اعتماد یکی از عناصر اصلی سرمایه اجتماعی بوده که عامل تسهیل همکاری‏ها است؛ و شبکه‏های اجتماعی نیز عامل گسترش اعتماد می‏باشد.

فرانسیس فوکویاما[8] نیز همچون پاتنام در تعریف این مفهوم از وجود هنجارها و ارزش‏ها سخن می‏گوید. البته او هنجارها وارزش‏های غیررسمی در یک گروه را مد نظر دارد و بر این اساس می‏گوید؛ «سرمایه اجتماعی را به سادگی می‏توان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش‏های غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون در میان‏شان مجاز است، در آن سهیم هستند؛ البته مشارکت در ارزش‏ها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی شود، زیرا این ارزش‏ها ممکن است ارزش‏های منفی باشد» (عباس زاده و مقتدایی، 1388). درواقع، فوکویاما معتقد است که اعتماد، انتظاراتی است که بر اساس هنجارهای مشترک و صداقت و رفتارهای همکاری جویانه ایجاد می‏گردد.

به طور خلاصه، سرمایه اجتماعی در برگیرنده روابطی در بین مردم است که به نوعی کنش را تسهیل می‏کند. این سرمایه تا حدی ناملموس است؛ زیرا در برگیرنده روابط شخصی است. سرمایه اجتماعی می‏تواند در سطح فردی و درون گروهی و همچنین در سطح بین گروهی کاربرد داشته باشد.

آنومی اجتماعی، بی سازمانی اجتماعی و ارتباط سرمایه اجتماعی با آن

 امیل دورکیم اولین بار در سال 1893 از مفهوم آنومی[9] استفاده کرد، در نظر دورکیم، آنومی به وضعیتی در یک جامعه اطلاق می‏شود که در آن، هنجارهای اجتماعی نفوذ خود را بر فرد از دست بدهد. در چنین شرایطی، افراد دیگر برای اقتدار اخلاقی جامعه احترام قائل نیستند. بنابراین، افراد دچار احساس تشویش، سردرگمی و فقدان راهنمای اخلاقی می‏شود. تقاضاها و خواهش‏های مادی آنها بی حساب و کتاب افزایش می‏یابد و خودخواهی‏ها بر آن‏ها غلبه می‏یابد. شرایط نابسامانی که مستعد بی نظمی، جرم و انحراف است، همه را تحت تأثیر قرار می‏دهد. به اعتقاد دورکیم، وقتی فقدان التزام اجتماعی به قوانین، هنجارها و قواعد آشکار گردد، افراد احساس می­کنند هیچ‏گونه ملاکی در انتخاب‏های خود ندارند؛ درنتیجه، حالتی از گسستگی و بی­سازمانی در نظام اجتماعی آشکار می‏شود (اسلامی بناب، 1388: 46). در نظر دورکیم، پیآمدهای آنومی در شکل نوعی نابسامانی فردی و در قالب تعارض شخصیت فردی و خودخواه انسان با شخصیت اجتماعی و دیگر خواه او متجلی می­شود؛ نتیجه­ این تعارض این است که خواسته­های وجدان جمعی، کارآیی خود را از دست می­دهد. تضعیف فشارهای جمعی نیز موجب می­شود که افراد به حال خود رها شوند (سلیمی و داوری، 1380: 430-329). با تبیین این تئوری در چنین شرایطی، رفتارهای کجروانه اجتناب ­ناپذیر خواهد بود.

 در سال 1938، رابرت کینگ مرتون، مقاله پیشگام خود را با عنوان «ساختار اجتماعی و آنومی» منتشر کرد. وی در تز خود پیشنهاد می‏کند که مقادیر جرم را می‏توان از طریق بررسی ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه به دست آورد. مرتون این تئوری را برای تشریح مقادیر نسبتاً بالای جرم و کجروی مطرح کرد (بژرگارد و کوکران، 2008: 31).

 مرتون، تلقی دورکیم از آنومی را در قالب «نظریه فشار»[10] خود بسط داد. او در توضیح دلایل تفاوت نرخ جرم در بین طبقات بالا و پایین ادعا کرده که دو ساختار در بروز جرم و انحراف دخیل است: ساختار اول، اهداف و آرزوهایی است که به لحاظ فرهنگی تعریف شده و تمام افراد جامعه در طول زندگی خواهان آن هستند. ساختار دوم، وسایل و راه­های نهادینه شده برای رسیدن به آن اهداف و آرزوها. در سطح خرد، زمانی که فرد شیوه­ای تأیید شده برای دستیابی به اهداف خود نداشته باشد، مستأصل شده و به وسائل نامشروع متوسل می­شود. در سطح کلان هم وقتی جامعه توان ارائه ابزار و وسائل قابل قبول برای دستیابی به اهداف مطرح در سطح خرد را ندارد، خود باعث ایجاد آنومی می­شود. البته جوامع از لحاظ درجه اهمیتی که برای اهداف و وسائل قائل می­شود، بایکدیگر تفاوت دارد (شیانی و محمدی،12: 1386). مرتن بر این باور است که آنومی و بعضی از اشکال رفتارهای نابهنجار، بیشتر ناشی از جدایی موجود بین اهداف نهادی شده فرهنگی یک جامعه و راه‏های ساخته شده اجتماعی برای رسیدن به آن اهداف سرچشمه می‏گیرد. به عبارت دیگر، شکاف بین اهداف و وسایل مشروع برای رسیدن به آن‏ها باعث شکست ارزش‏ها در سطح فردی و اجتماعی می‏شود (گارفیلد، 1977: 272).

 فرضیه اصلی تئوری مزبور این است که تنظیمات و سازوکار‏های بازاری باعث ایجاد فشار‏های آنومیک می‏شود. بازار، اهداف مادی را تقویت کرده و باعث افزایش حسابگری و گرایش ابزاری به سمت روابط اجتماعی می‏شود. وقتی این روند‏ها ادامه پیدا می‏کند، احتمالاً آنومی روی می‏دهد. وقتی اهداف از حمایت فرهنگی بالایی برخوردار باشد، در حالی که ابزارهای هنجاری کنترل کننده، پیوسته نیرو و تأثیر خود را از دست بدهد، شرایط برای فعالیت‏های آنومیک مهیا می‏شود. در یک محیط آنومیک، کنشگران بیشتر با نتایج و بازدهی کنش درگیر می‏شوند نه با مشروعیت ابزارهایی که رفتارها را تنظیم می‏کند. تضیف کنترل هنجاری، احتمالاً به افزایش میزان رفتارهای نادرست منتهی می‏شود که جرم و کجروی هم در این مقوله جای می‏گیرد. (مسنر و روزنفیلد، 1997: 936)

 تئوری‏پردازان زیادی در طول زمان، تأثیر سرمایه اجتماعی (اعتماد، مشارکت و انسجام اجتماعی) بر آنومی اجتماعی را بررسی نمودند، به طوری که در برخی دوره­ها، تعداد آن‏ها افزایش و در دوره­ای دیگر کاهش یافته است. اگر بخواهیم از این تفسیرها یک تقسیم­بندی کلی داشته باشیم، می­توان گفت که انواع این تئوری­ها عبارتند از: تئوری انتخاب، تئوری­های ساختار اجتماعی، تئوری­های ترکیبی وتئوری­های مرتبط دیگر. در هر یک از این تئوری­ها سعی شده است تا به روش‏های مختلف از مفاهیم اعتماد اجتماعی و انسجام اجتماعی برای کمک به تبیین توانایی­های متفاوت اجتماعی و انسانی در حل فرآیند وسیعی از مسائل جمعی مانند آنومی اجتماعی استفاده گردد. در زیر به برخی از مهمترین آنها اشاره می­گردد:

 از دیدگاه انتخاب عقلانی، افرادی که دارای انتخاب‏های عقلایی هستند، زمانی مرتکب جرم و کجروی می­شوند که سود خالص مورد انتظاری که از این فعالیت به دست می­آید، بیشتر از آستانه اخلاقی[11]­ آن‏ها باشد. بنابراین، با توجه به تئوری انتخاب ویلسون و هرنستین (1985)، می‏‏توان گفت که کاهش بالقوه پیوند و انسجام اجتماعی می­تواند به آسانی به عنوان بازدارنده بالقوه در نظر گرفته شود؛ زیرا این کاهش از نظر فرد به عنوان هزینه­ای برای گرایش به انحراف محسوب شده و اولین هزینه را با سود خالص آن مقایسه کرده و تصمیم­گیری نهایی را نسبت به انجام رفتار اتخاذ می‏کند. درنهایت، براساس تئوری انتخاب عقلانی می­توان گفت که در صورت وجود انسجام و پیوندهای اجتماعی و وجود روابط گرم متقابل و اعتماد کافی بین اعضای جامعه، افراد در اغلب موارد مرتکب جرم و کجروی نمی­شوند، زیرا با انجام آن، شبکه روابط خود را از دست داده و از طرف کسانی که با آن‏ها رابطه داشته‏اند، طرد می­شوند (چلبی و مبارکی، 1384: 10).

 سرمایه اجتماعی از سه دیدگاه نظری با جرم وکجروی ارتباط دارد: این سه تئوری، مستقل اما مطابق باهم در درون دیدگاه ساختار اجتماعی وجود دارد که عبارتند از: تئوری بی­سازمانی اجتماعی[12]، تئوری فشار[13]، آنومی اجتماعی که هریک از آن‏ها به نوعی، رابطه بین سرمایه اجتماعی (اعتماد، مشارکت و انسجام اجتماعی) و جرم و کجروی را تبیین می‏کند.

 تئوری بی­سازمانی اجتماعی در پی مطالعات دهه 1920 و 1930 مکتب شیگاگو در آمریکا تکوین یافته است. این تئوری در تبیین جرم و کجروی بر روی عوامل اجتماعی و اقتصادی، بویژه ساختار و سازمان اجتماعی جامعه تأکید دارد. از دید این تئوری به دلیل توسعه شهرنشینی، تغییرات سریع در صنعتی شدن، مهاجرت به شهرها و ... اجتماعات مدرن، بویژه کلان شهرها، با تغییراتی مواجه بوده­اند که موجب افزایش جرم و کجروی می­شود (رید، 2000: 116؛ کروم و دیگران، 2003: 5-4).

 بر اساس این تئوری، شهرهای مدرن با تغییراتی مواجه بوده است، مثل تضعیف علاقه و روابط خویشاوندی، کاهش کارآیی نهادهای اجتماعی، تضعیف روابط همسایگی، کاهش انسجام اجتماعی، افزایش فقر، افزایش بی‏اعتمادی و مواردی مانند آن که محیط مناسبی برای کجروی و جرم فراهم می­کند. فرض بی­سازمانی اجتماعی بر این است که عدم وابستگی به نهادها و سازمانهای اجتماعی از قبیل خانواده، مدرسه و ... موجب رفتار انحرافی می­شود (احمدی، 1377: 37). به عبارت دیگر، این تئوری بر شرایط تأکید می­کند (شرایط بی‏سازمانی) که در آن وابستگی به نهادهای اجتماعی و سازمان اجتماعی از هم پاشیده و دیگر کنترلی اعمال نمی­شود.

 بی سازمانی اجتماعی نشان می‏دهد، جوانان در کسب ارزش‏ها، روابط اجتماعی و توانایی برای کسب اهداف مشترک، تحت تأثیر والدین، همسایه‏ها و ساکنان محل می‏باشد. مشخصه‏های ساختاری، همچون فقر و بیکاری همگی پیش بینی کننده نتایج بی‏سازمانی می‏باشد؛ لذا، سطح پایین تر انسجام اجتماعی جوانان، اغلب با متغیرهای ساختاری مرتبط می‏تواند پیآمدهای آنومی را افزایش دهد. (بوِن و دیگران، 2002: 467) بنابراین، تئوری بی‏سازمانی اجتماعی چارچوبی فراهم می‏کند که گسیختگی شبکه‏های اجتماعی را که مبنای کنترل جامعه است به هم می‏ریزد. بنابراین، گسیختگی اجتماعی بر پیوند‏های اجتماعی آسیب می‏زند، چون سطوح دسترس پذیری سرمایه اجتماعی و تأثیرپذیری جمعی را کاهش می‏دهد. (روز و کلیر، 2002: 183)

 به نظر منطقی می‏رسد که هر دو مؤلفه کلیدی سرمایه اجتماعی (اعتماد و مشارکت شهروندان) با سازمان اجتماعی مرتبط می‏باشد. مشارکت در فعالیت‏های شهری موجب افزایش پیوند‏های اعضای جامعه شده و می‏تواند به عنوان مبنایی برای کنترل اجتماعی باشد. همچنین، مشارکت در فعالیت‏ها منجر به نظارت دیگر اعضای جامعه می‏شود که خود یک نوع مشارکت محسوب می‏شود. بنابراین، سطوح بالای مشارکت اجتماعی باعث تقویت سازمان اجتماعی و ارتقاء سرمایه اجتماعی می‏شود و کاهش جرم و خشونت را به دنبال دارد.(مسنر و روزنفلد، 2001: 286)

مطلب مهم در تئوری بی سازمانی اجتماعی، مکانیزم‏های محلی افراد می‏باشد که باعث افزایش پیوند‏های اجتماعی ساکنان و کاهش هر نوع جرم و بی نظمی می‏شود. پیوند‏های اجتماعی بیشتر به عنوان عوامل غیر مستقیم تأثیرگذار بی‏سازمانی اجتماعی بر میزان کجروی و جرم می‏باشد (کوبرین و ویتزر، 2003: 375).

 تئوری بی‏سازمانی اجتماعی، خود بر مبنای مفاهیم سرمایه اجتماعی و انسانی بنا شده است. سرمایه اجتماعی به مهارت‏های اجتماعی و منابع لازمه برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی اجتماعی نیاز دارد. همچنین، باعث افزایش ظرفیت عمل برای رسیدن به اهداف اجتماعی می‏باشد. ماهیت تئوری بی سازمانی این است که که برخی اجتماعات به دلیل اختلال در فرآیندهای رسمی و غیررسمی کنترل اجتماعی، قادر به خود تنظیمی مؤثر[14] نیستند. سرمایه اجتماعی ماهیت و بنیان کنترل اجتماعی می‏باشد و آن، شامل اشتراکات اجتماعی نیرومندی است که برای تقویت نظم به وجود آمده و این همان چیزی است که باعث تقویت هنجارها می‏شود و در نتیجه، سطح انسجام اجتماعی افزایش می‏یابد. جوامع بی‏سازمان، همواره از وجود جرم و سایر شرایط تهدیدکننده، عذاب می‏کشد؛ زیرا آن‏ها دچار کمبود منابع کافی برای حفظ سرمایه اجتماعی می‏باشد (رُز و کلیر، 1998: 8).

 بر طبق تئوری بی سازمانی اجتماعی، سرمایه اجتماعی پایه و اساس کنترل اجتماعی است. آن نیروی جمعی بیرونی که برای تحمیل نظم به وجود می‏آورد، همان چیزی است که گروه‏ها را نسبت به تحمیل هنجارها و در نتیجه نسبت به افزایش سطوح کنترل غیررسمی‏شان توانا می‏سازد. بنابراین، اجتماعات سازمان‏نیافته تا حدودی گرفتار جرم و شرایط منفی دیگر می‏باشد، به خاطر اینکه آن‏ها قادر به انباشت سرمایه اجتماعی لازم نیستند (رُز ،1998: 8).

 گرایش‏های اخیرتر درون این تئوری بیشتر بر روی اثربخشی جمعی[15] در کنترل جرم و کجروی تأکید می­کند. از این دیدگاه، اجتماعات دارای توان سازماندهی بالای رفتار ساکنان از طریق نهادهایی مثل خانواده، مدرسه و اجتماعات دارای همبستگی زیاد، می­توانند اثربخشی جمعی را توسعه دهد. اثربخشی جمعی نیز عبارت است از اعتماد متقابل و مشارکت در نظارت بر جوانان و حفظ نظم عمومی. جوامع با اثربخشی بالا به‏طور کلی میزان پایینی از خشونت و کجروی را تجربه می­کنند (سیکل، 2003: 182؛ مسنر و روزنفلد، 2001: 286). لذا بر این اساس، هرچه اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و انسجام اجتماعی بالا باشد، جرم و کجروی و در نهایت آنومی اجتماعی به حداقل ترین سطح خود می‏رسد.

 از جمله دیگر مطالعات بعد از دهه 1970 در ارتباط با تئوری بی­سازمانی اجتماعی، مطالعه کازاردا و جانویتز[16] است که مدل «سیستمی»[17] تحلیل جرم را بسط داده­اند. در مدل سیستمی، تراکم و قوت شبکه­ها به طور یکنواخت، توانایی جامعه برای کنترل جرم و کجروی را افزایش می­دهد. مثلاً سمپسون[18] استدلال کرده که ابعاد مختلف سازمان اجتماعی و جامعه می­تواند به کنترل جرم و به تبع آن کاهش آنومی و ازجمله رواج و تراکم شبکه­های خویشاوندی و سطوح مشارکتی در سازمان‏های اجتماعی کمک کند. این فاکتورها به ایجاد و انسجام اجتماعی کمک می­کند و مناطق دارای انسجام اجتماعی نیز کجروی و آنومی را آسانتر کنترل می­کند. انسجام، ثبات و اعتماد متقابل ناشی از شبکه­های متراکم و وسیع می­تواند کنترل اجتماعی را تضمین کند. بنابراین، مکانیسم تبدیل پیوستگی و تعلق به جامعه و اعتماد اجتماعی، ساختار پیوندهای اجتماعی است (برونینگ و دیگران، 2000: 7-6). در واقع، تبیین پاتنام[19] در رابطه با سرمایه اجتماعی و کجروی و جرم نیز مستقیما ریشه در تئوری بی‏سازمانی دارد. بر اساس منطق این تئوری، پاتنام استدلال می‏کند که شبکه‏های اجتماعی، زیرساختار سرمایه اجتماعی هستند. این زیرساختارها به گفته وی، اعمال معیارهای رفتاری مثبت در جوانان را ممکن کرده و برای آن‏ها، راهنمایان رفتاری[20]، الگوهای نقش، حامیان آموزشی و فرصت‏های شغلی فراهم می­کند. آن‏ها، همچنین با ایجاد حمایت مالی و عاطفی برای افراد، تأمین نفوذ و قدرت سیاسی و برانگیختن افراد داوطلب برای پیوستن به نهادهای اجتماعی به کاهش کجروی و آنومی می‏انجامد. برعکس شبکه­های آسیب دیده، اعتماد و مشارکت پایین و انسجام اندک، جوانان را به حال خود رها می­کند تا خود رفتار خودشان را هدایت کنند و احتمال این امر را که آن‏ها براساس انگیزه­های زودگذر و خود تخریب­کننده عمل کنند، افزایش می‏دهد. (مسنر و دیگران، 2004: 884). به طور خلاصه، تئوری بی‏سازمانی اجتماعی نشان می‏دهد که دو مؤلفه اصلی سرمایه اجتماعی (اعتماد و مشارکت) با کجروی و جرم ارتباط پیدا می‏کند (مسنر و روزنفلد، 2000: 286).

در کل می­توان چنین گفت که تئوری بی­سازمانی اجتماعی بر شرایطی ساختاری و نوعی از سازمان اجتماعی تأکید می­کند که نقطه مقابل اعتماد، مشارکت، همبستگی و پیوندهای اجتماعی است، شرایطی که در آن، شبکه­های اجتماعی ضعیف، مشارکت در جامعه کم و اعتماد نیز اندک است.

براساس تئوری فشار، وقایع پرتنش در خانواده یا محله منجر به احساسات منفی و سپس بزهکاری می­گردد؛ به ویژه اگر منابع هنجاری چیره شود؛ و حمایت والدین و همسالان قابل دسترسی نباشد. طبق این تئوری، می­توان گفت که فقدان تعلقات اجتماعی و همچنین کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه و نیز در درون خانواده باعث می­شود که افراد، هنگام روبرو شدن با منابع فشار نتوانند بر آن‏ها غلبه نمایند؛ در نتیجه احساسات منفی در آنان ایجاد می­شود که منجر به کجروی و ناهنجاری خواهد شد (چلبی و مبارکی، 1384: 12).

 تئوری بی­سازمانی اجتماعیو تئوری فشار از سنت‏های تحقیقی و نظری متفاوتی به وجود آمده است. اگرچه، به لحاظ اینکه آن‏ها موضوع مشترکی دارد، معمولاً در یک فصل منظور می‏شود، هرکدام ازآن ها، نظم، ثبات و هماهنگی اجتماعی را منشأ ایجاد همنوایی می‏داند، در حالی که بی نظمی و عدم هماهنگی را منشأ بروز جرم و انحراف محسوب می‏کند. نظام اجتماعی، اجتماع، یا خرده نظام در درون یک جامعه در صورتی تحت عنوان یک نظام اجتماعی سازمان یافته و هماهنگ توصیف می‏شود که درخصوص هنجارها و ارزش‏های آن، نوعی اتفاق نظر درونی و اجماع رأی وجود داشته باشد؛ میان اعضای آن همبستگی قوی به وجود آید و تعامل اجتماعی به گونه ای منظم در آن جریان یابد. برعکس، اگر در همبستگی و انسجام اجتماعی آن خللی ایجاد شود، یا بین اجزاء و عناصر آن تفرقه و پراکندگی به وجود آید، نظام، بی‏سازمان و آنومیک (نابسامان) توصیف می‏شود. هر کدام از این نظریات، مؤید این نکته است که هر چه سرمایه اجتماعی و همبستگی و انسجام در درون یک گروه، اجتماع یا جامعه کمتر باشد، میزان جرم و انحراف در آن بالاتر خو اهد بود. هر یک از آن‏ها تلاش می‏کنند میزان بالای جرم و بزهکاری در بین طبقات پایین محروم وگروه‏های قومی را تبیین نمایند. هر دو نظریه، در برخی مواقع، به طور خاص بر گروه‏های بزهکار، مجرم و خرده فرهنگ‏ها نیز متمرکز شده‏اند (علی‏وردی نیا، 195: 1384).

بنابراین تئوری‏ها، آنومی موجب تخلیه سرمایه اجتماعی می­شود؛ زیرا اولاً، اعتماد زمانی شکل می­گیرد که هنجارها محکم باشد و افراد بتوانند رفتارهای یکدیگر را پیش­بینی کنند؛ از سوی دیگر، در محیط عاری از اعتماد، اگر سطوح مشارکت و شبکه­های روابط کاهش پیدا کنند امری قابل انتظار است. آنومی اجتماعی باعث کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش خشونت از طریق تضعیف هنجارهای مسلط بر رفتارها می‏شود. تعهد قوی به نظم هنجاری باعث افزایش اعتماد متقابل شده و در نتیجه کنش‏های متقابل شکل گرفته و از هنجار‏ها تبعیت خواهد شد. بر عکس، وقتی مردم به همدیگر شک و تردید داشته باشند، نسبت به قدرت هنجارها بطور معکوس نمی‏توان اعتماد کرد (مسنر و روزنفلد، 2000: 287). لذا به نظر می‏رسد که سطوح سرمایه اجتماعی باید با آنومی رابطه معکوس داشته باشد و آنومی نیز با کجروی و خشونت رابطه مثبتی دارد.

برطبق مورد یاد شده، زمانی که میان مردم اعتماد زیادی دیده می‏شود، آن‏ها با اطمینان از اینکه عمل متقابل تحقق خواهد یافت و هنجارها رعایت خواهد شد، خود نیز نسبت به نظم هنجاری تعهدی قوی خواهند داشت. در مقابل، عدم اعتماد موجب از میان رفتن ایمان نسبت به نیروی نظارتی خواهد شد. به عبارت دیگر، طبق پیش ­بینی تئوری آنومی، در محیط­های بی‏هنجار، اعتماد اجتماعی کاهش یافته و در همان زمان، کجروی و خشونت افزایش خواهد یافت (لدرمن و دیگران، 1991: 11).

 در واقع، همان‏طور که کلمن اشاره می­کند، وقتی اعتماد بالاست، افراد برای حفظ اعتماد به همدیگر سعی می­کنند با رعایت هنجارها، اعتماد طرف مقابل را جلب کنند و همان‏گونه که پاتنام اشاره می­کند، وقتی شبکه­های مشارکت قوی است و متراکم، احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع جمعی بیشتر می­شود. دلیل آن هم این است که شبکه­های مشارکت، اولاً هزینه بالقوه عهدشکنی را افزایش می­دهد، لذا فرصت ­طلبی و خودخواهی، منافع فرد را به خطر می‏اندازد و از سوی دیگر، این شبکه­ها، هنجارهای قوی معامله متقابل را تقویت می­کنند (پاتنام، 1380: 98-297). لذا می­توان نتیجه گرفت که سرمایه اجتماعی بالا آنومی را کاهش داده و به تبع آن جرم و کجروی را نیز کاهش می­دهد.

 یکی از ابعاد تأثیر گذار سرمایه اجتماعی بر آنومی اجتماعی که در تحقیق حاضر به آن پرداخت شده است، متغیر اعتماد اجتماعی می‏باشد. به اعتقاد گیدنز[21]، ایجاد اعتماد به شیرازه زمان و مکان مربوط می‏شود؛ زیرا اعتماد، یعنی ضمان و تعهد دادن به شخص، گروه یا نظام در طول زمان آینده. اندیشه اعتماد نیز یک اندیشه مدرن است. اعتماد باید دو سویه باشد تا مؤثر واقع شود و در قبال رخدادهای احتمالی در آینده، آسایش خاطر فراهم کند. به این دلیل است که گیدنز اعتماد را با اندیشه آسایش خاطر اولیه[22] در شخصیت نیز مربوط می‏داند (گیدنز، 1380: 187-175). به نظر گیدنز، جو دارای اعتماد، «پیله حفاظتی» می‏کند که در حقیقت، نوعی پوشش اطمینان بخش است که به حفظ و تداوم محیط پیرامونی ما کمک می‏کند (گیدنز،181: 1383).

به نظر فوکویاما، از یک سو، بی اعتمادی باعث فرسایش سرمایه اجتماعی گردیده و به انزوا، ذره‏ای شدن، گسسته شدن پیوندها و از بین رفتن شبکه روابط بین فردی می‏انجامد؛ و از سوی دیگر، با تحریک و برانگیختن افراد و جستجو برای یافتن جانشین‏ها، اغلب با پذیرش هویت‏های غیرقانونی (در باندهای بزهکاری، خرده فرهنگهای منحرف و نظایر آن) فرد را از حالت خود خارج کرده و او را از خود بیگانه می‏سازد (زتومکا، 1384: 122). به نظر پاتنام، اعتماد از مؤلفه‏های مهم و حیاتی سرمایه اجتماعی است. وی، سرمایه اجتماعی را به منزله شبکه‏هایی از انجمن‏های ارادی و خودجوش معرفی می‏کند که به وسیله اعتماد، گسترش یافته‏اند. او بر این نکته تاکید می‏کند که بدون اعتماد، اغلب فعالیت‏های اصلی زندگی روزمره غیرممکن می‏شود. او در کتاب «بولینگ یک نفره»[23] بیان می‏کند که صداقت و اعتماد، اختلافات زندگی اجتماعی را حل می‏کند (تورگلر، 2007: 4).

 یکی دیگر از مؤلفه‏های سرمایه اجتماعی مؤثر بر آنومی، انسجام اجتماعی است. از دید دورکیم، انسجام اجتماعی تنها به وسیله مواجهه با چیزی که وی نابهنجار می‏نامید، قابل تعریف است. نابسامانی، خودگرائی، فقر، ناهماهنگی و تقسیم کار تحمیلی همگی از دید دورکیم نمونه‏هایی از انسجام غلط بودند. بدین طریق، انسجام بهنجار مبین عکس این شرایط است. وی معتقد است که انسجام وقتی رخ می‏دهد که عواطف افراد به وسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شود، طوری که افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند؛ جائیکه کنش‏ها تنظیم و به وسیله هنجارها هماهنگ شده و نابرابری‏ها قانونی تصور می‏شود (ترنر، 1384: 446).

 انسجام اجتماعی در یک حوزه تعاملی معیّن شکل و معنی پیدا می‏کند. دورکیم، احساسی را که در میدان تعاملی به وجود می‏آید، عاطفه جمعی[24] می‏نامد. از نظر دورکیم، عاطفه جمعی عمیق اکثراً طی مناسک جمعی (مثل اعیاد و مراسم ملی و مذهبی و غیره) به وجود می‏آید و بدین نحو موجبات افزایش و تحکیم انسجام اجتماعی را فراهم می‏کند (ازکیا و غفاری، 1380: 180).

 عامل موثر دیگر بر آنومی اجتماعی که در تحقیق حاضر به آن اشاره شده است، مشارکت اجتماعی می‏باشد.مشارکت اجتماعی هر جامعه ای از طریق شبکه‏های رسمی و غیررسمی ارتباطات میان افراد شناخته می‏شود. بعضی از این شبکه‏ها هم سطح (افقی) است و شهروندان برخوردار از وضعیت و قدرت برابر را دور هم جمع می‏کنند. اما بعضی دیگر، شبکه‏های عمودی است که شهروندان را بر اساس روابط نابرابر مبتنی بر سلسله مراتب به هم پیوند می‏دهد. در اغلب موارد، شبکه‏ها ترکیبی از روابط عمودی و افقی را شامل می‏شود. هرچه شبکه‏های اجتماعی در جامعه‏ای متراکم‏تر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که شهروندان بتوانند برای منافع متقابل همکاری نمایند. نمونه‏ای از پیوندهای مشارکت هم سطح (افقی)، پیوندهای خویشاوندی است که نقش خاصی در حل مسائل جمعی دارند؛ اما در سطح اجتماعی، تقویت همکاری شبکه‏های خویشاوندی در مقایسه با شبکه‏های مشارکت مدنی(عضویت مشترک در انجمن‏ها) کمتر است. شبکه‏های مشارکت مدنی که شکاف‏های اجتماعی را دور می‏زند، موجب همکاری گسترده‏تری شده و بدین ترتیب انواع شبکه‏های مشارکت اجتماعی بخش مهمی از ذخیرة سرمایة اجتماعی یک جامعه را تشکیل می‏دهد. روابط متقابل میان منابع سرمایة اجتماعی، یعنی اعتماد، هنجارها و شبکه‏های مشارکت که خود تقویت کننده و افزاینده می‏باشد، از ویژگی‏های جامعه مدنی است. نبود این ویژگی‏ها یعنی عهدشکنی، بی اعتمادی، فریب، بهره کشی، انزوا، بی‏نظمی و نابسامانی، در حفظ دوره‏های باطل توسعه‏نیافتگی یکدیگر را تشدید می‏کنند (پاتنام،285: 1380). توسعه نیافتگی نیز، شرایط و بستر مناسبی برای اعمال و رفتارهای آنومیک فراهم می‏کند.

پیشینه تجربی تحقیق

 در سال 1382 توسط معاونت اجتماعی ناجا در مشهد در پژوهشی تحت عنوان «آنومی اجتماعی در روابط اجتماعی جوانان» انجام شده است. بر اساس این تحقیق، مهمترین انواع نابهنجاری‏ها عبارتند از: عدم تعهد و مسئولیت پذیری، مشکل ارتباط با والدین و مربیان و اعتیاد (خوشکار، 1382).

 رفیع‌پور در تحقیقی با عنوان «آنومی یا آشفتگی اجتماعی، پژوهشی در زمینه پتانسیل آنومی در شهر تهران» با طرح سه سوال اساسی به بررسی نابهنجاری‏های اجتماعی شهر تهران پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می‏دهد که عدم رعایت هنجارهای رسمی، بسیار فراگیر است و نیز میزان رعایت هنجارهای غیر رسمی بالاست. دیاگرام علّی نهایی این تحقیق نشان می‏دهد که عواملی چون نابرابری اجتماعی و وضعیت اقتصادی نامناسب بر نا بهنجاری‏ها تاثیر دارد (رفیع‏پور، 1378).

 غفاری در تحقیقی با عنوان «سرمایه اجتماعی و پیشگیری از جرم» به بحث از آنومی و جرم می‏پردازد. به نظر او سرمایه اجتماعی می‏تواند نسبت به سازمان‏ها در ذهن افراد نگرش مثبتی ایجاد کند، به ویژه به این دلیل که عملکرد سازمان‏های نظارتی و سایر نهادها در جایی که شبکه‏ها قوی است و سطوح همبستگی هنجاری بالاست، مؤثرتر است(غفاری،1387).

 سمپسون و گروز(2000) در مطالعات خود نشان داده‏اند که رابطه‏ای قوی‏ بین جنبه‏های مختلف بی‏سازمانی اجتماعی و عدم ثبات و انسجام اجتماعی‏ وجود دارد. اغلب این مطالعات بر عوامل کلان در سطح اجتماع و رابطه‏شان با میزان جرم و کجروی متمرکز شده است. یافته‏های استارک[25] (1987) نشان می‏دهد، ویژگی‏های ساختاری، نظیر بی ثباتی زیاد، عدم نظم و انسجام اجتماعی، همگی منجر به میزان بالای کجروی و جرم خواهد شد.

در مجموع، چنانچه بخواهیم یک جمع­بندی کلی از تمام نظریات و پیشینه‏های تحقیقی موجود در این زمینه داشته باشیم، می­توان گفت که به‏طور کلی برای کاهش نابهنجاری­های اجتماعی تحت­ تأثیر مؤلفه­های سرمایه اجتماعی دو استدلال اساسی وجود دارد:

 استدلال نخست این است که سرمایه اجتماعی و مؤلفه­های آن، هزینه­های روابط (تبادل) اجتماعی را کاهش می‏دهد. در نتیجه باعث حل مسالمت­آمیز تضادها، تفاوت‏های بین شخصی (در خانه، محله و کار) و تضادهای اجتماعی (از قبیل درک تبعیض غیرمنصفانه فرصت­های اقتصادی) می­گردد. این استدلال در حقیقت اظهارنظر قطعی فوکویاما است مبنی بر این‏که اعتماد می‏تواند به طور چشم­گیری باعث کاهش امری ­گردد که اقتصاددانان آن را هزینه­های تبادل، هزینه­های گفت­گو و نظایر آن نامیده­اند.

 استدلال دوم این‏که جوامعی که در بین اعضایشان انسجام اجتماعی و پیوندهای قویتری وجود دارد بهتر می­توانند کنش­های جمعی خودشان را سازماندهی و بسیج کنند. این عامل، پتانسیل رفتار فرصت­­طلبانه خود را کاهش می­دهد؛ بنابراین از پتانسیل­ تضاد و ستیز اجتماعی می­کاهد. حال بر اساس چارچوب نظری و تجربی تحقیق، مدل نظری  و فرضیه‏های زیر قابل استنباط است:

سرمایه اجتماعی

انسجام اجتماعی

اعتماد اجتماعی

مشارکت اجتماعی

آنومی

مدل نظری تحقیق

 

 

 

 

 

فرضیه‏های تحقیق

فرضیه کلی: بین سرمایه اجتماعی و آنومی اجتماعی رابطه وجود دارد.

فرضیه‌های جزئی

- بین اعتماد اجتماعی و آنومی اجتماعی رابطه وجود دارد.

- بین انسجام اجتماعی و آنومی اجتماعی رابطه وجود دارد.

- بین مشارکت اجتماعی و آنومی اجتماعی رابطه وجود دارد.

روش‏شناسی

در این تحقیق به لحاظ مفهومی از روش مطالعه اسنادی و از حیث تجربی برای بررسی متغیرها، تحلیل و آزمون فرضیه‏ها از روش پیمایش استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. که ابتدا پرسشنامه تحقیق مورد پیش‌آزمون (Pre-Test) قرار گرفته و با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ پایایی(Reliability) پرسش‌های چندگزینه‌ای و نیز پرسش‌هایی که در قالب طیف لیکرت مورد سنجش قرار گرفته‌اند محاسبه شده است. پس از اصلاحات لازم مجددآ داده‌ها از طریق پرسشنامه نهایی جمع‌آوری شده است و الفای کرونباخ برای آنها محاسبه گردیده است که در مجموع پایایی محاسبه شده برای هر کدام از پرسش‌ها در سطح مطلوب می‏باشد(جدول شماره 1).

 پردازش وتجزیه و تحلیل آماری اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی(مشتمل بر آزمون‌های همبستگی، رگرسیون چند متغیری) انجام شده است.

جدول شماره 1: نتایج تحلیل پایایی سنجه‏های پرسشنامه

تعداد گویه

ضریب آلفای کرونباخ

ابعاد

متغیر ها

11

84/

-

آنومی اجتماعی

12

83/

اعتماد اجتماعی

سرمایه اجتماعی

11

75/

مشارکت اجتماعی

9

89/

انسجام اجتماعی

جامعه آماری و روش نمونه‌گیری

جامعه آماری این تحقیق کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در سال تحصیلی 88-87 هستند که تعداد کل آن‏ها بر اساس مرکز آمار دانشگاه 18743 نفر بوده است. نمونه به روش نمونه گیری طبقه‌ای تصادفی و با استفاده از فرمول کوکران و به تعداد 376 نفر انتخاب گردیده است. برای جلوگیری از تأثیر پرسشنامه‏های گمشده و مخدوش بر نتایج تحقیق، نمونه آماری مورد نظر به تعداد 400 نفر افزایش یافت.

 

 

تعریف مفاهیم و متغیرها

آنومی اجتماعی:طبق نظر دورکیم، جامعه بی هنجار(آنومیک)، جامعه‌ای است که در آن، قواعد رفتار(هنجارها) شکسته شده و یا نادیده انگاشته شده است (سیگل،192: 2003). به نظر آبرکرامبی[26]، آنومی وضعیتی اجتماعی است که ویژگی بارز آن از هم پاشیدگی معیارهای حاکم بر روابط و تعاملات اجتماعی است. مفهوم آنومی، شکاف موجود میان تفسیر عمل اجتماعی در سطح فردی را با تفسیر آن در سطح ساختار اجتماعی با پیوند میان آنها، پر می‏کند (شیانی و محمدی،1386: 14). و از دیدگاه مرتون بی‏هنجاری، فقدان وسیله قانونی برای دسترسی به اهداف مشروع است (پوفر،2009: 213).

 شاخص‏های سنجش آنومی عبارتند از: 1- ناامیدی نسبت به آینده؛2- احساس بی قدرتی و بدبینی نسبت به امور روزانه و عادی؛ 3- نبود قاعده و قانون مشخص در زندگی؛ 4-احساس عدم هدفمندی در زندگی؛ 5- بیهوده تلقی کردن زندگی؛ 6- غیرقابل پیش بینی بودن آینده7- بیزاری از زندگی؛ 8- عدم پایبندی به اصول اخلاقی و... که در سطح سنجش رتبه‌ای مورد اندازه گیری قرارگرفته است.

سرمایه اجتماعی:سرمایه اجتماعی از تغییراتی در روابط میان اشخاص حاصل می‏شود که کنش را تسهیل می‏کند. این سرمایه در روابطی که بین اشخاص برقرار است، یافت می‏شود. سرمایه اجتماعی که برای رشد جوانان مهم است، منحصراً در محدوده خانواده جای ندارد، می‏توان آن را در بیرون از خانواده و در جامعه نیز یافت (تاجبخش، 78: 1384).

 سرمایه اجتماعی، جمع منابع واقعی و یا بالقوه ای است که حاصل شبکه‏ای بادوام از روابط کمابیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل یا به بیان دیگر، عضویت در یک گروه است. این شبکه هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می‏کند، وآنان را مستحق کسب اعتبار می‏سازد. این روابط ممکن است فقط در حالت عملی در مبادلات مادی و یا نمادینی که آنان را در حفظ آن روابط کمک می‏کند، وجود داشته باشد. بدین سان حجم سرمایة اجتماعی مورد تملک یک فرد به اندازه شبکه پیوندهایی بستگی دارد که او می‏تواند به طرزی مؤثر بسیج کند؛ و علاوه بر آن وابسته است به حجم سرمایه (اقتصادی، فرهنگی، یا نمادین) در تصرف کسانی که وی با آنان مرتبط است. این بدان معنی است که سرمایه اجتماعی اگرچه به سرمایه اقتصادی و فرهنگی مورد تملک یک فرد، یا حتی مورد تملک کل مجموعه عواملی که وی با آنها مرتبط است، نسبتاً تقلیل‏ناپذیر است، با این حال، هرگز از این حجم مفروض کاملاً مستقل نیست؛ چون مبادلات نهادینه ساختن شناخت متقابل، باز شناسی حداقلی از همگنی عینی را پیشاپیش ایجاب می‏کند. همچنین چون سرمایة اجتماعی بر سرمایه‏ای که او به سهم خودش در تملک دارد، اثری متکثرکننده اعمال می‏کند (تاجبخش،1384: 148). برای سنجش سرمایه اجتماعی، مؤلفه‏های اعتماد نهادی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی مد نظر بوده است.

الف) اعتماد اجتماعی:فوکومایا (1995)، اعتماد را به صورت انتظاری تعریف می‏کند که در جامعه ای با رفتار منظم، مشارکتی، مشروع و بر پایه هنجارهای مشترک بر روی بخشی از اعضای جامعه رخ می‏دهد (بت، 2008: 488). از سوی دیگر، هاردین[27] بر نقش اصلی نهادها به مثابه ایجادکننده اعتماد اجتماعی هستند تأکید دارد (روبال و وسز؛ 2007: 2). طبق دیدگاه جانسون[28]، مفهوم اعتماد فرآیندهای شبکه اجتماعی و اقتصادی را تسهیل می‏کند؛ چون اعتماد ساختار مهمی در مدل کنش متقابل است. به نظر وی، برای ایجاد ارتباط اجتماعی، شخص باید بتواند فضایی آکنده از اعتماد ایجاد کند که در نتیجه، ترس‏های خود و دیگری از طرد شدن را کاهش داده، امید به پذیرش، حمایت و تأیید را ارتقاء بخشد (بت، 2008: 488) به نظرگامبتا[29]، اعتماد جزء جدائی‏ناپذیر و ضروری برای کنش‏های فرد تلقی می‏گردد. هر چه اهمیت اعتماد در کنش‏ها و تصمیم‏گیری‏هایمان افزایش یابد، میزان انتخاب‏های ما در ارتباط با دیگران امکان‏پذیرتر و عملی‏تر می‏گردد (جیوستا، 2007: 4).

در اینجا اعتماد در قالب سه سنجة اعتماد بین فردی، اعتماد تعمیم‌یافته و اعتماد نهادی مورد سنجش قرار گرفته است که نمرة اعتماد اجتماعی از جمع نمرات سه مؤلفه فوق محاسبه شده است.

اعتماد فردی، به معنای اعتماد به افراد خانواده، خویشان، دوستان و همکاران است. که میزان آن در افراد بر اساس طیف لیکرت اندازه‌گیری شده است.

اعتماد تعمیم‌یافته، اعتماد به بیگانگان یا افراد کمتر آشنای اجتماع را شامل می‌شود که از طریق گویه‌های زیر در قالب طیف لیکرت اندازه‌گیری شده است:

1- اکثر مردم در معامله با دیگران درستکار و بی شیله ‌پیله‌اند.

2-خیلی از مردم فقط در فکر خویش‌اند و واقعاً به جز خود به هیچ کس دیگر اهمیت نمی‌دهند.

 3-خیلی‌ها  فقط از آن رو با تو دوست‌اند که در مواقع نیاز بتوانند از تو کمک بگیرند.

4- شما تا چه اندازه به غریبه‏ها اعتماد می‏کنید.

اعتماد نهادی، بازگوی خوش بینی و اطمینان افراد نسبت به عملکرد نهادها و گروههای اجتماعی است. برای سنجش این معرف میزان اعتماد افراد برای شماری از نهادها و گروههای اجتماعی از طریق طیف لیکرت سنجیده شده و سپس با استفاده از جمع نمرات افراد شاخص اعتماد نهادی هر یک از آزمودنی‌ها محاسبه شده است (علی‌پور و دیگران،118: 1388).

ب) انسجام اجتماعی: مفهوم انسجام اجتماعی[30] را می‏توان پیوندهای نظم یافته، تبادلات یا دوسویگی کردارها، را میان کنشگران یا جمع‏ها تعریف کرد. گیدنز، انسجام اجتماعی را معطوف به نظام مندی در سطح کنش متقابل چهره به چهره تعریف می‏کند (گیدنز، 1384: 83). انسجام به مفهوم بهره‏مندی از احساس پذیرش از سوی دیگران و احساس راحتی در محیط همسایگی و اجتماع محلی و گروه‏هایی که افراد در آن‏ها عضویت داشته و یا در آن‏ها مشارکت دارند (اسماعیلی، 234: 1385).

 معرف‏های انسجام اجتماعی: اهمیت دادن افراد به یکدیگر، احترام گذاردن به حقوق همدیگر، همکاری با همدیگر، کمک به هنگام گرفتاری، به فکر همدیگر بودن، دلداری دادن به همدیگر به هنگام مشکل حاد، وجود روابط محبت آمیز و انسان دوستانه میان افراد و....

ج) مشارکت اجتماعی: مشارکت به معنی به کار گرفتن منابع شخصی به منظور سهیم شدن در یک اقدام جمعی است. آنچه که مشارکت را تحقق می‌بخشد، گذر از حالت بالقوه به بالفعل است؛ صرف نظر از موفقیتی که حاصل می‏شود. «اوکلی معتقد است که مشارکت عبارت است از احساس سازگاری مردم و در نهایت افزایش پذیرش و توانایی آنان برای پاسخگویی به برنامه‌های توسعه از طریق درگیر کردن آنان با تصمیم‏گیری، اجراء و ارزشیابی برنامه‏ها، بر اساس تلاشهای سازمان یافته» (محسنی، 1382: 13-12).

 معرف‏های مشارکت اجتماعی عبارتند از: شرکت در مراسم مذهبی، شرکت در نماز جمعه، مشارکت در انجمن‏های علمی، مشارکت در انتخابات، ارائه پیشنهادات برای حل مشکل در داخل دانشگاه، عضویت در تشکل‏های دانشجویی، میل به مشورت با دیگران در مشکلات روزمره، میل به تبادل اطلاعات با دیگر دانشجویان، مشارکت در تشکل‏های سیاسی، مشارکت در تیم‏های ورزشی دانشگاه و شرکت در نماز جماعت دانشگاه و ...

یافته‏های پژوهش

یافته‏های توصیفی

  برای سنجش آنومی اجتماعی به عنوان متغیر وابسته، 11 گویه در سطح اندازه گیری فاصله‏ای استفاده شده است. نتایج به دست آمده با توجه به جدول شماره 2، میانگین آنومی اجتماعی در بین دانشجویان پاسخگو 74/41 و میزان چولگی برابر با 058/ می‏باشد این امر بیانگر آن است که احساس آنومی در بین دانشجویان در حد متوسط به بالاست.

برای سنجش میزان اعتماد اجتماعی 12 گویه طرح شده بود. بر اساس آماره‏های توصیفی، میانگین اعتماد اجتماعی 12/31 ومیزان چولگی 411/- می‏باشد. این داده‏ها نشان می‏دهد که اعتماد اجتماعی در بین دانشجویان در حد متوسط به بالا است.

 برای سنجش انسجام اجتماعی 9 گویه طرح شده بود. بر اساس نتایج حاصله می‏توان گفت که میانگین این متغیر در بین دانشجویان 38/33 و میزان چولگی برابر با 161/- می‏باشد. این یافته‏ها نشان می‏دهد که میزان انسجام اجتماعی در میان دانشجویان در حد متوسط بوده است.

برای سنجش متغیر مشارکت اجتماعی، 10 گویه طرح شده بود. بر اساس نتایج حاصله می‏توان گفت که میانگین مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان 07/41 و میزان چولگی برابر با 084/ می‏باشد که نشان می‏دهد میزان مشارکت اجتماعی در میان دانشجویان از مقدار متوسط به دست آمده کمتر بوده است.

 در کل با جمع نمرات ابعاد سرمایه اجتماعی (جدول شماره 2) می‏توان گفت که میانگین سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان پاسخگو از مقدار متوسط، اندکی کمتر می‏باشد.

 

جدول شماره 2: آماره‏های پراکندگی مربوط به متغیر‏های اصلی تحقیق

متغیر

میانگین

انحراف معیار

واریانس

چولگی

دامنه تغییرات

مینیمم

ماکزیمم

آنومی اجتماعی

74/41

15/10

15/103

058/

51

15

66

اعتماد اجتماعی

12/31

08/7

23/50

411/-

40

8

48

مشارکت اجتماعی

07/41

27/12

6/150

084/

63

13

76

انسجام اجتماعی

38/33

15/9

83/85

161/-

45

9

54

مجموع سرمایه اجتماعی

3/58

8/13

3/170

184/-

71

25

96

یافته‏های استنباطی

 همبستگی هر یک از مؤلفه‏های سرمایه اجتماعی با متغیر وابسته با استفاده از آزمون r پیرسون آزمون شده است. نتایج حاصله نشان می‏دهد: الف) همبستگی بین اعتماد اجتماعی و آنومی اجتماعی معکوس و معنی‏دار می‏باشد؛ بر این اساس می‏توان گفت که هر چه از میزان اعتماد اجتماعی دانشجویان کاسته شود، به همان میزان، احساس آنومی اجتماعی در بین دانشجویان بالا می‏رود؛ عکس آن نیز صادق است.

 ب) برای آزمون همبستگی بین دو متغیر آنومی اجتماعی و انسجام اجتماعی نیز از آزمون r پیرسون استفاده گردید. نتایج حاصله نشان داد که فرضیه مذکور قابل تأیید است و نوع رابطه بین دو این متغیر معکوس می‏باشد. بنابراین، هر چه میزان انسجام اجتماعی یعنی، پیوند‏ها و تبادلات دوسویه میان کنشگران، همکاری، احترام و روابط محبت آمیز و انسان دوستانه در بین دانشجویان رو به کاستی گذارد، به همان اندازه آنومی اجتماعی نیز افزایش پیدا می‏کند؛ عکس آن نیز صادق است.

ج) نتایج حاصل از آزمون همبستگی بین متغیرهای مشارکت اجتماعی و آنومی اجتماعی نشان داد که فرضیه مذکور قابل تأیید و نوع رابطه بین دو این متغیر، معکوس می‏باشد. بنابراین، هر چه میزان مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان رو به کاستی گذارد، به همان اندازه آنومی اجتماعی نیز افزایش پیدا می‏کند، عکس آن نیز صادق است.

 در مجموع برای آزمون همبستگی بین متغیرهای سرمایه اجتماعی و آنومی اجتماعی نیز از آزمون r پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین دو متغیر یاد شده همبستگی معنی دار و معکوسی وجود دارد. ( جدول3).

جدول شماره 3: نتایج آزمون همبستگی بین متغیر آنومی اجتماعی و ابعاد سرمایه اجتماعی

اعتماد نهادی

متغیر وابسته

متغیرهای مستقل

سطح معنی داری

ضریب همبستگی پیرسون

تعداد

000/0

264/-

379

اعتماد اجتماعی

000/0

209/-

377

انسجام اجتماعی

000/0

225/-

377

  مشارکت اجتماعی

000/0

290/-

380

سرمایه اجتماعی

 

 

تحلیل رگرسیون چندگانه

 هدف از تحلیل رگرسیون، مشخص نمودن سهم و تأثیر مؤلفه‏های عمده سرمایه اجتماعی در تعیین و پیش بینی تغییرات متغیر وابسته است. بر اساس نتایج حاصله که به روش رگرسیون همزمان[31] انجام یافته است، می‏توان گفت که متغیر وابسته (آنومی اجتماعی) بیشتر متأثر از متغیر اعتماد اجتماعی است. نتایج جدول زیر (4) حکایت از آن دارد که چهار متغیر مانده در مدل درمجموع توانسته‏اند 12/0 درصد از کل واریانس آنومی اجتماعی را تبیین نمایند(125/0=R2). همانگونه که یافته‏های جدول یاد شده نشان می‏دهد، سه متغیر اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی باهم در مدل دخالت داده شده و همه آن‏ها تاثیر معنی‏داری بر آنومی اجتماعی داشته‏اند. بنابراین، با توجه به یافته‏های اخیر می‏توان گفت که متغیر اعتماد اجتماعی در مقایسه با متغیر‏های دیگر، در تبیین میزان آنومی در جامعه تعیین کننده تر بوده و دارای اهمیت خاصی می‏باشد؛ به طوری که می‏توان نتیجه‏گیری کرد که هر جامعه ای دارای اعتماد بالایی باشد، افراد آن جامعه کمتر دچار احساس آنومی خواهند شد و برعکس.

 

جدول شماره 4: آماره‏های تحلیل رگرسیون چند گانه آنومی اجتماعی

متغیر

بتا

t

سطح معنی داری

ضریب همبستگی چند گانه

354/0

اعتماد اجتماعی

231/-

46/4-

000/0

ضریب تعیین

125/0

مشارکت اجتماعی

175/-

45/2-

001/0

ضریب تعیین تصحیح شده

116/0

انسجام اجتماعی

131/-

26/3-

015/0

اشتباه معیار برآورد

58/9

کمیت دوربین واتسون

9/1

آنالیز واریانس

 

کمیت F

17/13

سطح معنی داری

000/0

بحث و نتیجه‏گیری

 مسائل اجتماعی جوانان ایران، هم گام با پدیده جهانی شدن و رخداد‏های اجتماعی و اقتصادی دستخوش دگرگونی شده است. جوانان امروز از لحاظ احساسات، اعتقادات، نگرش‏ها و رفتارها با نسل‏های دیگر متفاوت هستند و لذا مسائل آنان هم در اثر تحولات پدید آمده، متفاوت خواهد بود. نتایج به دست آمده از پژوهش (7/41) نمایانگر وجود احساس آنومی زیاد در میان دانشجویان است؛ این ارزیابی گویای وضعیتی است که دانشجویان در آن، حالتی از گسستگی میان خود و جامعه را تجربه می‏کنند که بسیار نگران کننده و خطر ساز است.

 بر اساس نتایج تحقیق، ضرایب همبستگی مربوط به متغیر‏های مذکور در بین کل پاسخگویان نشان می‏دهد که متغیر‏های اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی با شاخص آنومی اجتماعی دارای رابطه منفی و معنی‏داری است؛ یعنی هر چه اعتماد اجتماعی، پیوند‏های اجتماعی، خود باوری در فرد بیشتر باشد و فرد احساس مثبت بالایی نسبت به دیگران داشته باشد، اقدام به ایجاد روابط متقابل زیادی با اطرافیان خود کرده و همچنین اگر علاقه به کمک و همکاری با دیگران در فرد وجود داشته باشد، نابسامانی و کجروی در جامعه کاهش‏ یافته و در نتیجه آنومی اجتماعی نیز کاهش می‏یابد. همچنین نتایج حاصله از معادله رگرسیونی در میان کل پاسخگویان نیز حاکی از آن است که اگر چه متغیر‏های اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و انسجام اجتماعی هر کدام به صورت جداگانه‏ای تاثیر منفی و معنی‏داری بر آنومی اجتماعی داشته‏اند، اما در بین آن‏ها متغیر اعتماد اجتماعی بیشترین میزان تبیین آنومی اجتماعی را به خود اختصاص داده است؛ به طوری که این شاخص توانسته است به تنهایی 231/-درصد واریانس آنومی اجتماعی را تبیین نماید.

 طبق یافته‏های این پژوهش، مواردی چون ناروشنی معیارها برای تشخیص راه‏ها و شیوه‏های درست از نادرست، بی‏اعتمادی نسبت به دیگران، تصور بی‏اعتماد شمرده شدن از سوی دیگران، احساس تبعیض، تصور نامطلوب از شیوه‏های غلط پیشرفت در جامعه، بدبینی و ناامیدی نسبت به آینده و دستیابی به آرزوها و زندگی مطلوب، نارضایتی از زندگی، انزوا و فرد گرایی و گریز از مشارکت و همکاری، عدم همدلی و صمیمیت، احساس بی قدرتی، تصور مبهم از آینده، نبود قائده و قانون مشخص در زندگی، همه معرّف شرایط نابسامان اجتماعی-اقتصادی در ذهن جوانان (دانشجویان) است که بر احساس آنومی اجتماعی تأثیرگذار بوده است. همانطور که در مباحث نظری آمد، در این شرایط، نسبت قابل توجهی از جوانان در انتخاب هنجار‏ها و تبعیت از قواعد و رفتار دچار مشکلات جدی هستند.

 در پایان، بر این نکته تأکید می‏شود که سرمایه اجتماعی( اعتماد، مشارکت و انسجام اجتماعی) می‏تواند به عنوان منبعی ارزشمند همچون سایر اشکال سرمایه محسوب شود؛ لذا ذخیره محدود سرمایه اجتماعی می‏تواند به عنوان شکلی از محرومیت در کنار فقر، نبود شغل و آموزش محدود مطرح گردد. اگر ذخیره موجود سرمایه اجتماعی برای رسیدن به اهداف مورد نظر کافی نباشد، در این صورت، تئوری‏های بی‏سازمانی اجتماعی و فشار می‏تواند مقادیر بالای جرم و کجروی را تبیین کند. به طور خلاصه، با توجه به دیدگاه‏های تئوری بی‏سازمانی اجتماعی، آنومی و فشار، سرمایه اجتماعی را می‏توان با مقادیر جرم، خشونت و کجروی مرتبط دانست که این عمل از طریق تعیین نیروی تنطیم کننده هنجارها و منابع مورد نیاز برای رسیدن به اهداف مورد نظر انجام می‏گیرد.

بر اساس نتیجه تحقیق پیشنهاد می‏باید با اعمال اهرم‏های تشویقی و یا هر عامل دیگر، دانشجویان را به سمت مشارکت‏های اجتماعی سوق داد تا از این طریق، با ایجاد حلقه‏ها و پیوندهای دوستی، سرمایه‏های اجتماعی آنان افزایش یابد؛ عاملی که می‏تواند به کاهش آنومی اجتماعی در بین آنان منجر گردد.

برای کاهش آنومی اجتماعی در بین دانشجویان طبق یاقته‏ها، عملکرد سازمان‏ها و مسئولین سازمانی تأثیرگذار است، بنابراین، مسئولان سازمان‏ها می‏باید با عملکرد بهینه توأم با صداقت، تدابیری اتخاذ کنند تا اعتماد دانشجویان نسبت به آنان جلب گردد. صورت تحقق این امر سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان افزایش و آنومی کاهش می‏یابد.

منابع

 

  • اچ ترنر، جاناتان (1384)، پیدایش نظریه جامعه شناختی، ترجمه عبدالعلی لهسائی‌زاده، شیراز: انتشارات نوید.
  • احمدی، حبیب (1377)، نظریه انحرافات، شیراز: انتشارات دانشگاه شیراز.
  • ازکیا، مصطفی و غفاری، غلامرضا (1380)، «بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در نواحی روستایی شهرستان کاشان»، نامة علوم اجتماعی، شماره 17: 3-31.
  • اسلامی‌بناب، سید رضا (1388)، بررسی امنیت اجتماعی و برخی عوامل مرتبط با آن، پایان نامه کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد تبریز.
  • اسماعیلی، رضا (1385)، «سطح‏بندی سرمایه اجتماعی در شهرستان‌های استان اصفهان»، فصلنامه رفاه اجتماعی، شماره23: 225-248.
  • پاتنام، رابرت (1380)، دموکراسی و سنت‏های مدنی، ترجمه محمد تقی دلفروز، تهران: نشر سلام.
  • تاجبخش،کیان (1384)، سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه، تهران: نشر شیرازه.
  • چلبی، مسعود و مبارکی، محمد (1384)، «تحلیل رابطه سرمایه اجتماعی و جرم در سطوح خرد و کلان»، مجله جامعه‌شناسی، شماره 22: 3-44.  
  • خوشکار، علیرضا (1382)، «آنومی اجتماعی در روابط اجتماعی جوانان»، فصلنامه امنیت اجتماعی، پیش شماره اول: 10-23.
  • رفیع پور، فرامرز (1378)، آنومی یا آشفتگی اجتماعی در شهر تهران، تهران: انتشارات سروش.
  • زتومکا، پیتر (1384)، اعتماد یک نظریه جامعه شناختی، ترجمه فاطمه گلابی: نشر ستوده.
  • شیانی، ملیحه و محمدی، محمدعلی (1386)، «تحلیل جامعه شناختی احساس آنومی اقتصادی در میان جوانان»، فصلنامه رفاه اجتماعی، شماره 25: 11-37.
  • عباس‏زاده، محمد و مقتدایی، لیلا (1388)، «سرمایه اجتماعی و دانش آفرینی»، مجله انجمن جامعه‌شناسی ایران، دوره دهم، شماره 1: 3-28.
  • علی‌پور، پروین؛ زاهدی، محمدجواد و شیانی، ملیحه (1388)، «اعتماد و مشارکت (بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در شهر تهران)»، مجله جامعه شناسی ایران، شماره10: 109-135.
  • علی‌وردی‌نیا، اکبر (1384)، «مطالعه جامعه‌شناختی اعتیاد به مواد مخدر در ایران»، فصلنامه رفاه اجتماعی، شماره 20: 193-212.
  • غفاری، غلامرضا (1387)، «سرمایه اجتماعی و پیشگیری از جرم»، در مجموعه مقالات نخستین همایش پیشگیری از جرم، تهران، دفتر تحقیقات کاربردی پلیس: 263-289.
  • کلدی، علیرضا و رحمانی، علی (1385)، «عوامل موثر بر نابهنجاری جوانان»، فصلنامه رفاه اجتماعی، سال هفتم، شماره27: 192-212.
  • گیدنز، آنتونی (1380)، معنای مدرنیت، ترجمه علی‌اصغر سعیدی، تهران: نشر کویر.
  • گیدنز، آنتونی(1383)، تجدد و تشخص، ترجمه ناصر موفقیان، تهران: نشر نی.
  • محسنی، منوچهر (1382)، مشارکت اجتماعی در ایران، تهران: انتشارات آرون.
  • منصورفر، کریم (1382)، روش‏های آماری، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

 

  • Batt, peter J (2008), »Building Social Capital in Network«, Industrial Marketing Management, , 487-491.
  • Bjerregaard, Beth & Cochran, John K (2008), »A Cross-National Test of Institutional Anomie Theory: Do the Strength of Other Social Institutions Mediate or Moderatethe Effects of the Economy on the Rate of Crime?«, Western Criminology, Review 9(1), Pp: 31– 48.
  • Bowen, Natasha K; Bowen, Gary L and Ware, William (2002), »Neighborhood Social Disorganization, Families, and the Educational Behavior of Adolescents«, Journal of Adolescent Research, Vol. 17 No. 5, Pp: 468 – 490.
  • Browning , Christophre R ; Dietz, Robert and Feinberg, Seth L (2000), Social Capital andUrban Crime: A Negotiated coexistence perspective, URAI working Paper No. 00-07 at the Ohio stats University: 1-59, http: //www.ohio- stats .edu.
  • Garfield, Eugene (1987), »The Anomie-Deviant Behavior Connection: The Theories of Durkheim, Merton, and Srole«, Essays of an Information Scientist, Vol: 10, Pp272 –281.
  • Giusta, Marina Della (2007), »A Theory of Trust Besed Systems of Intermediation«, combridge journal of Economics, Pp: 1-17.
  • Kubrin, Charis E & Weitzer, Ronald(2003),»New Dirertions in Social Disorganization Theory«, Journal of Research in Crime and Delinquency, Vol. 40 No. 4, Pp: 374 – 402.
  • Messner, Steven F; Baumer, Eric p and Rosenfeld, Richard  (2004), »Dimensions of Social capital and Rates of Criminal Homicide« , ASR , Vol. 69, No. 6, Pp: 882-903.
  • Messner, Steven F & Rosenfeld, Richard (1997), Political Restraint of the Market and Level of Criminal Homicide: A Cross – National Application of Institutional – Anomie Theory, The University of North Carolina Press, 75(4), Pp: 1393 – 1416.
  • Messner, Steven F; Baumer, Eric p and Rosenfeld, Richard (2001), »Social capital and Homicide« , social Forces, Vol. 80, No. 1, Pp: 283 – 310.
  • Puffer, P., (2002), Durkheim did not Say Normlessness: The concept of Anomic Suicide for Introductory Sociology Courses, southern Rural sociology, 24(1), Pp: 200-222.
  • Reid, S. T (2000), Crime and Criminology, McGraw-Hill Higher Education, A Division of McGraw-Hill Companies.
  • Rose, Dna A & Clear, Todd R (1998), »Incarceration, Social Capital, and Crime: Implications for social Disorganization Theory«, Criminology. Beverly Hills: vol. 36, Iss. 3, Pp: 441- 479.
  • Rose, Dna A & Clear, Todd R (2002). »Incarceration, Social Capital, and Crime: Implications for social Disorganization Theory«, Criminology. Beverly Hills: vol. 36, Iss. 3, Pp: 183 – 200.
  • Rubal, M & Voces, C (2007), Confidence in Institutions and Social Trust,Paperprepared for the ECPR Joint Session, Helsinki, Finland Escola Galega de Administración Pública Rúa de Madrid, 2-4.
  • Sampson, R & Groves, B (1989), »Community Structure and Crime: Testing Social Disorganization Theory«, American Journal of Sociology,94, Pp: 774-802.
  • Siegel, Larry, J (2003), Criminology, Wadsworth, A Division of Thomson learning Inc.
  • Torgler, B (2007), Trust in International Organization, Australia, university of Technology.


* عضو ‏هیئت علمی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه تبریز m.abbaszadeh1@yahoo.com

** عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تبریز

*** کارشناس ارشد جامعه‌شناسی

[1] Financial Capital

[2] Cultural Capital

[3] Human Capital

[4] Linguistic Capital  

[5] Social Capital

[6] Coleman

[7]  Putnam

[8] Fukuyama

1 Anomie

1 Strain Theory

[11] Moral Threshold

[12] Social Disorganization Theory

[13] Strain Theory

1 Effectively Self - Regulation

[15] Collective Efficency

[16] Kasarda & Janowitz

[17] Systemic

[18] Sampson

[19] Robert Putnam

[20] Mentors

[21]  A. Giddens

[22]  Security Basic

[23]  Bowling Alone

[24]  Collective Emotion

1 Stark

2 Abercrombie

1 Hardin

2 Johnston

3 Gambetta

[30]  Social Solidarity

1 Inter

  • اچ ترنر، جاناتان (1384)، پیدایش نظریه جامعه شناختی، ترجمه عبدالعلی لهسائی‌زاده، شیراز: انتشارات نوید.
  • احمدی، حبیب (1377)، نظریه انحرافات، شیراز: انتشارات دانشگاه شیراز.
  • ازکیا، مصطفی و غفاری، غلامرضا (1380)، «بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در نواحی روستایی شهرستان کاشان»، نامة علوم اجتماعی، شماره 17: 3-31.
  • اسلامی‌بناب، سید رضا (1388)، بررسی امنیت اجتماعی و برخی عوامل مرتبط با آن، پایان نامه کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد تبریز.
  • اسماعیلی، رضا (1385)، «سطح‏بندی سرمایه اجتماعی در شهرستان‌های استان اصفهان»، فصلنامه رفاه اجتماعی، شماره23: 225-248.
  • پاتنام، رابرت (1380)، دموکراسی و سنت‏های مدنی، ترجمه محمد تقی دلفروز، تهران: نشر سلام.
  • تاجبخش،کیان (1384)، سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه، تهران: نشر شیرازه.
  • چلبی، مسعود و مبارکی، محمد (1384)، «تحلیل رابطه سرمایه اجتماعی و جرم در سطوح خرد و کلان»، مجله جامعه‌شناسی، شماره 22: 3-44.  
  • خوشکار، علیرضا (1382)، «آنومی اجتماعی در روابط اجتماعی جوانان»، فصلنامه امنیت اجتماعی، پیش شماره اول: 10-23.
  • رفیع پور، فرامرز (1378)، آنومی یا آشفتگی اجتماعی در شهر تهران، تهران: انتشارات سروش.
  • زتومکا، پیتر (1384)، اعتماد یک نظریه جامعه شناختی، ترجمه فاطمه گلابی: نشر ستوده.
  • شیانی، ملیحه و محمدی، محمدعلی (1386)، «تحلیل جامعه شناختی احساس آنومی اقتصادی در میان جوانان»، فصلنامه رفاه اجتماعی، شماره 25: 11-37.
  • عباس‏زاده، محمد و مقتدایی، لیلا (1388)، «سرمایه اجتماعی و دانش آفرینی»، مجله انجمن جامعه‌شناسی ایران، دوره دهم، شماره 1: 3-28.
  • علی‌پور، پروین؛ زاهدی، محمدجواد و شیانی، ملیحه (1388)، «اعتماد و مشارکت (بررسی رابطه بین اعتماد و مشارکت اجتماعی در شهر تهران)»، مجله جامعه شناسی ایران، شماره10: 109-135.
  • علی‌وردی‌نیا، اکبر (1384)، «مطالعه جامعه‌شناختی اعتیاد به مواد مخدر در ایران»، فصلنامه رفاه اجتماعی، شماره 20: 193-212.
  • غفاری، غلامرضا (1387)، «سرمایه اجتماعی و پیشگیری از جرم»، در مجموعه مقالات نخستین همایش پیشگیری از جرم، تهران، دفتر تحقیقات کاربردی پلیس: 263-289.
  • کلدی، علیرضا و رحمانی، علی (1385)، «عوامل موثر بر نابهنجاری جوانان»، فصلنامه رفاه اجتماعی، سال هفتم، شماره27: 192-212.
  • گیدنز، آنتونی (1380)، معنای مدرنیت، ترجمه علی‌اصغر سعیدی، تهران: نشر کویر.
  • گیدنز، آنتونی(1383)، تجدد و تشخص، ترجمه ناصر موفقیان، تهران: نشر نی.
  • محسنی، منوچهر (1382)، مشارکت اجتماعی در ایران، تهران: انتشارات آرون.
  • منصورفر، کریم (1382)، روش‏های آماری، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

 

  • Batt, peter J (2008), »Building Social Capital in Network«, Industrial Marketing Management, , 487-491.
  • Bjerregaard, Beth & Cochran, John K (2008), »A Cross-National Test of Institutional Anomie Theory: Do the Strength of Other Social Institutions Mediate or Moderatethe Effects of the Economy on the Rate of Crime?«, Western Criminology, Review 9(1), Pp: 31– 48.
  • Bowen, Natasha K; Bowen, Gary L and Ware, William (2002), »Neighborhood Social Disorganization, Families, and the Educational Behavior of Adolescents«, Journal of Adolescent Research, Vol. 17 No. 5, Pp: 468 – 490.
  • Browning , Christophre R ; Dietz, Robert and Feinberg, Seth L (2000), Social Capital andUrban Crime: A Negotiated coexistence perspective, URAI working Paper No. 00-07 at the Ohio stats University: 1-59, http: //www.ohio- stats .edu.
  • Garfield, Eugene (1987), »The Anomie-Deviant Behavior Connection: The Theories of Durkheim, Merton, and Srole«, Essays of an Information Scientist, Vol: 10, Pp272 –281.
  • Giusta, Marina Della (2007), »A Theory of Trust Besed Systems of Intermediation«, combridge journal of Economics, Pp: 1-17.
  • Kubrin, Charis E & Weitzer, Ronald(2003),»New Dirertions in Social Disorganization Theory«, Journal of Research in Crime and Delinquency, Vol. 40 No. 4, Pp: 374 – 402.
  • Messner, Steven F; Baumer, Eric p and Rosenfeld, Richard  (2004), »Dimensions of Social capital and Rates of Criminal Homicide« , ASR , Vol. 69, No. 6, Pp: 882-903.
  • Messner, Steven F & Rosenfeld, Richard (1997), Political Restraint of the Market and Level of Criminal Homicide: A Cross – National Application of Institutional – Anomie Theory, The University of North Carolina Press, 75(4), Pp: 1393 – 1416.
  • Messner, Steven F; Baumer, Eric p and Rosenfeld, Richard (2001), »Social capital and Homicide« , social Forces, Vol. 80, No. 1, Pp: 283 – 310.
  • Puffer, P., (2002), Durkheim did not Say Normlessness: The concept of Anomic Suicide for Introductory Sociology Courses, southern Rural sociology, 24(1), Pp: 200-222.
  • Reid, S. T (2000), Crime and Criminology, McGraw-Hill Higher Education, A Division of McGraw-Hill Companies.
  • Rose, Dna A & Clear, Todd R (1998), »Incarceration, Social Capital, and Crime: Implications for social Disorganization Theory«, Criminology. Beverly Hills: vol. 36, Iss. 3, Pp: 441- 479.
  • Rose, Dna A & Clear, Todd R (2002). »Incarceration, Social Capital, and Crime: Implications for social Disorganization Theory«, Criminology. Beverly Hills: vol. 36, Iss. 3, Pp: 183 – 200.
  • Rubal, M & Voces, C (2007), Confidence in Institutions and Social Trust,Paperprepared for the ECPR Joint Session, Helsinki, Finland Escola Galega de Administración Pública Rúa de Madrid, 2-4.
  • Sampson, R & Groves, B (1989), »Community Structure and Crime: Testing Social Disorganization Theory«, American Journal of Sociology,94, Pp: 774-802.
  • Siegel, Larry, J (2003), Criminology, Wadsworth, A Division of Thomson learning Inc.
  • Torgler, B (2007), Trust in International Organization, Australia, university of Technology.