<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1391</YEAR>
<VOL>1</VOL>
<NO>3</NO>
<MOSALSAL>3</MOSALSAL>
<PAGE_NO>217</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>درآمدی بر جامعه ‏شناسی تاریخی اصلاحات: استدلال‏ های مخالفان اصلاحات در اصلاحات ناصرالدین‏ شاه (1278-1275) از دیدگاه انتخاب عقلانی</TitleF>
				<TitleE>An Introduction to Historical Sociology of Reforms:
Argument against the Nasseri&#039;s Reform (1859-1862) based on Rational Choice Approach</TitleE>
                <URL>https://jisr.ut.ac.ir/article_36561.html</URL>
                <DOI>10.22059/jisr.2013.36561</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مقاله پیش‌رو به بررسی یکی از دوره‌های اصلاحی عصر ناصری، یعنی بازه زمانی 1278-1275 می‌پردازد، بازه‌ای که معمولا از آن غفلت می‌شود. در این مقاله، با رویکردِ انتخاب عقلانی، به روایت  علی استدلالاتِ مخالفان در قالبِ سه گروهِ روحانیان، درباریان، و دیوانیان پرداخته شده است و پس از بررسی استدلالات هریک از این سه دسته، (بر اساس روش تطبیقی جان استوارت میل) که عمدتا بر آموزه­های فراموش‌خانه متمرکز است، استدلالات مشترک در میانِ گروه­های استدلال­کننده عبارت بود از: «در خطر افتادن کیان پادشاهی ناصرالدین ­شاه»، و « عدم پایبندی مصلح و/یا همراهان وی به سنت». در کنارِ این استدلالاتِ پرتکرار، «مغایرت اقدامات اصلاحی مصلح و/یا همراهان وی با دین»، دین‌دار نبودن شخص مصلح و/یا همراهان وی»، به همراه استدلالاتِ «تلاش برای تغییر نظام پادشاهی»، «برهم‌خوردن امنیت داخلی»، «بی‌توجهی به جایگاه طبقاتی مخالف و تهدید منافع طبقاتی آنان»، «نگرانی از امتزاج فرهنگی» و «ویژگی‌های رفتاری مصلح و/یا همراهان وی» استدلالاتی­اند که دو گروهِ استدلال­کننده عنوان کرده‌اند. و «فساد اقتصادی مصلح»، «از بین رفتن تمامیت ارضی»، «مستعمره‌شدن ایران»، «وابستگی به روسیه» و «عدم رعایت حقوق شهروندی» استدلالاتی­اند که فقط یکی از گروه‏های استدلال‌کننده عنوان نموده­اند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The following article aims to study one of the reformative periods (1859-1862) in Nasseri&#039;s Era which is mostly neglected. Applying Rational Choice Theory I appealed to a narrative analysis of the arguments of cons by dividing the internal oppositions to three groups: clergymen, courtiers, and government officials. After analyzing the arguments of these three groups (based on John Stuart Mill&#039;s comparative method) there were common arguments among those groups who had discussed on: &quot;endangerment of the kingdom of Nasser al-Din Shah&quot; and &quot;neglecting the traditions&quot;. &quot;Incompatible of reformist performances with Islam&quot;, &quot;a not religious reformist&quot;, &quot;endangerment of the Imperial dynasty&quot;, &quot;homeland security disturbance&quot;, &quot;neglecting the opposition&#039;s position&quot;, &quot;the concern of cultural mixing&quot; and &quot;The personal manner of the reformist himself&quot; are the arguments which two groups are mentioned them. Also one of  these groups refered to the arguments like &quot;the economic performance of the reformist&quot;, &quot;the loss of territorial integrity&quot;, &quot;colonization of Iran&quot;, &quot;the reformist&#039;s political dependency on Russia&quot;, and &quot;neglecting the citizen&#039;s rights&quot;.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>9</FPAGE>
						<TPAGE>40</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ریحانه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جوادی</Family>
						<NameE>Reyhaneh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Javadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>rey.javadi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Reforms</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Rational Choice</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Naser al-Din Shah</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Mirza Malkom Khan</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Cons of the Reform</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>FaramoshKhaneh</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>· آدمیت، فریدون (1385)، اندیشه‌ترقی و حکومت قانون؛ عصر سپهسالار، تهران: انتشارات خوارزمی.##· اعتمادالسلطنه، محمد حسن‌خان مقدم (1367)، تاریخ منتظم ناصری، جلد سوم، به تصحیح محمد اسماعیل رضوانی، تهران: دنیای کتاب.##· الگار، حامد (1369)، میرزا ملکم‌خان، ترجمه‌جهانگیر عظما،، تهران: انتشارات مدرس.##· امانت، عباس (1383)، قبله‌عالم، ترجمه‌حسن کامشاد، تهران: کارنامه.##· پورامینی، محمدباقر (1379)، ملاعلی کنی؛ مرزبان دین، قم: معاونت فرهنگی دارالحدیث آستان مقدس حضرت عبدالعظیم.##· توحیدی چافی، محمد (1387)، قهوه‌قجری؛ آسیب‌شناسی رقابت‌های رجال عصر قاجار. تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران: انتشارات باز.##· جوادی، ریحانه (1391)، بررسی علل جامعه‌شاختی روندهای کوتاه‌مدت اصلاحات در دوره ناصری، براساس رویکردهای موافق و مخالف آن (مطالعه موردی امیرکبیر، ناصرالدین‌شاه، سپهسالار)، پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد جامعه­شناسی، دانشگاه تهران.##· جوادی یگانه، محمدرضا (1387)، «رویکرد جامعه‌شناسانه نظریه ‌انتخاب‌ عقلانی:‌ مقدمه‌ای بر تغییرات فرهنگی و اجتماعی برنامه‌ریزی‌شده». راهبرد فرهنگ(مرکز مطالعات راهبردی شورای عالی انقلاب فرهنگی)، سال اول، شماره سوم، پاییز 1387: 33 ـ 64.##· خورموجی، محمد جعفر (1363)، حقایق‌الاخبار ناصری، به‌کوشش حسین خدیو جم، تهران: نشر نی.##· راوندی، مرتضی (1378)، تاریخ اجتماعی ایران، جلد دوم، تهران: انتشارات نگاه.##· رائین، اسماعیل (1357)، فراموش‌خانه و فراماسونری در ایران، تهران: انتشارات امیرکبیر.##· رجبی دوانی، محمد حسن (1390)، مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه‌دوره قاجار، تهران: نشر نی.##· زیباکلام، صادق (1382)، سنت و مدرنیته، تهران: نشر روزنه.##· ساسانی، احمدخان‌ملک (1382)، سیاستگران دوره‌ قاجار، به کوشش سید مرتضی آل‌داود، تهران: انتشارات مگستان.##· شمیم، علی اصغر (1375)، ایران در دوره‌ سلطنت قاجار، تهران: مؤسسه‌انتشارات مدبر.##· طالبان، محمدرضا (1388)، روش­شناسی مطالعات انقلاب با تأکید بر انقلاب اسلامی ایران، تهران: پژوهشکده­ امام خمینی و انقلاب اسلامی.##· کتیرایی، محمود (1355)، فراماسونری در ایران از آغاز تا تشکیل لژ بیداری ایران، تهران: انتشارات اقبال.##· کرایب، یان (1385)، نظریه‌اجتماعی مدرن، ترجمه‌عباس مخبر، تهران: نشر آگه.##· کرمانی، ناظم‌الاسلام (1362)، تاریخ بیداری ایرانیان، جلد اول، به کوشش علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، تهران: نشر آگه.##· لیتل، دانیل (1373)، تبیین در علوم اجتماعی؛ درآمدی به فلسفه‌علم‌الاجتماع، ترجمه‌عبدالکریم سروش، تهران: مؤسسه فرهنگی صراط.##· مارتین، ونسا (1389)، دوران قاجار؛ چانه‌زنی، اعتراض و دولت در ایران قرن نوزدهم، ترجمه‌افسانه منفرد، تهران: کتاب آمه.##· ماهونی، جیمز (1391)، «بازنگری نظریه‌عمومی در جامعه‌شناسی تاریخی»، ترجمه ‌محمدرضا جوادی یگانه و فائزه حاجی قاسمی، جستارهایی در جامعه‌شناسی تاریخی، شماره اول: 49-81.##· مستوفی، عبدالله (1377)، شرح زندگی من (تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه)، تهران: انتشارات زوّار.##· هدایت، حاج مهدی‌قلی (مخبرالسلطنه) (1375)، خاطرات و خطرات؛ توشه‌ای از تاریخ شش پادشاه و گوشه‌ای از دوره‌ زندگی من، تهران: انتشارات زوار.##· Congleton, Roger D. (2006), &quot;Social Science and History: How Predictable Is Political Behavior? Understanding Change&quot;, edied by Anderas Wimmer and Reinhart Kossler. Hampshire: PALGRAVE MACMILAN. Pp. 260 -270.##· Hechter, Michael and Kanazawa, Satoshi (1997), &quot;Sociological rational choice theory&quot;. Annual review of sociology, 23. pp. 191-214.##· McLean, Ian (2001), Rational Choice and British Politics: an Analysis of Rhetoric and Manipulation from peel to Blair. New York, Oxford University Press Inc.##· Milner,  Henry (2002), Social Democracy and Rational Choice, New York, Routledge.##· Murshed, Syed Mansoob (2010), Explaining Civil War. Massachusetts, Edward Elgar Publishing Inc.##· Schneider, Irene (2005), &quot;Religious and state Jurisdiction during Nasir Al-Din Shah&#039;s Region&quot;. Religion and Society in Qajar Iran. Edited by Robert Gleave. Oxon: RoutledgeCurzon. Pp. 84-110.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بازسازی‌ الگوی ‌بازاندیشی‌گیدنز برمبنای‌ مواضع اخیرتر او راجع به سنت</TitleF>
				<TitleE>Rethinking Giddens Model on “Reflection”Based of his more recent positions on the tradition</TitleE>
                <URL>https://jisr.ut.ac.ir/article_36562.html</URL>
                <DOI>10.22059/jisr.2013.36562</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>آنتونی گیدنز، از جمله چهره‌های معیار جامعه‌شناسی، صاحب طیف وسیعی از افکار نوبه‌نو شونده است. از این رو، به آثار او در ردیف منابع کلاسیک‌های جامعه‌شناسی توجه می‌شود؛ با این تفاوت که او همچنان مشغول افزودن به منظومه فکری خویش است. این مقاله، می‌کوشد برداشت‌های آنتونی گیدنز در مورد سنت را در پیکر وسیع‌تر افکار او و خصوصاً نظریه ساختاربندی او تلفیق کند و در نهایت به الگوهای نظری جدیدی برای توضیح موضوع سنت دست یابد، که برای کاوش‌های تجربی در موضوع سنت و نسبت آن با مدرنیت، کاربست‌های تازه‌ای می‌یابد. برای بررسی نظریه بازاندیشی، و فهم آن در چهارچوب مواضع اخیرترآنتونی گیدنز، موضع عمومی وی نسبت به واقعیت اجتماعی، و سپس، موقعیت‌یابی مفهوم بازاندیشی در متن این موضع عمومی، تعیین‌کننده خواهد بود. از این رو، سه گام در دستور کار این کاوش قرار دارد: یکی تصور گیدنز از جامعه‌شناسی؛ دیگری، نظریه ساختاربندی او که مهم‌ترین موضع‌گیری وی در نظریه اجتماعی دانسته می‌شود؛ سپس، تصور گیدنز از سنت و مدرنیت که در دیدگاه او مشعر به تقسیم تاریخ بشری به دو دوران کاملا منقطع از هم است و گیدنز، از این جدایی، تحت عنوان انقطاع خاص یا  رشته‌ای از انقطاع‌ها یاد می‌کند. برای تحقق این سه گام، ابتدا به کمک بررسی اندیشة گیدنز، الگویی از فرآیند مدرنیت به دست می‌آوریم، سپس مجموعه عوامل مرتبط با بازاندیشی را در الگوی دومی جمع‌بندی می‌کنیم، و از درون آن، مفاهیم مورد نیاز برای کنکاش در سنت را استخراج می‌کنیم.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>For rethinking the Anthony Giddens’s theory on “Reflection”, it is necessary to reconsider his general approach to social reality, and then, situating the concept of “reflection” in the context of his general approach. Thus, three-steps will be studied in the article: First, Structuration theory that is most important opposition in his social theory. Then, Giddens&#039;s notion of tradition and modernity. For Giddens, human history share in two “episodes” or “discontinuities” that is completely separated. And third one, Giddens, looks discontinuity points as specific time and place interruptions. To accomplish these three steps, First, we get a model of the process of modernity. And then, we will focus on Giddens&#039;s theory of reflection. Finally, we extract concepts essential to explore the tradition.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>41</FPAGE>
						<TPAGE>83</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>حامد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حاجی حیدری</Family>
						<NameE>Hamed</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hajiheydari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hajiheidari@philosociology®.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>متقی زاده</Family>
						<NameE>Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Motaghizadeh</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Anthony Giddens</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Modernity</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Tradition</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Reflection</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>structuration theory</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Reflective Nature of Social Action</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>· پیرسون، کریستوفر (1384)، معنای مدرنیت، گفتگو با آنتونی گیدنز، ترجمه علی اصغر سعیدی، تهران: انتشارات کویر.##· جلائی‌پور، حمیدرضا و محمدی، جمال (1387)، نظریه‌های متأخر جامعه‌شناسی، تهران: نشر نی.##· حاجی حیدری، حامد (1388)، آنتونی گیدنز؛ مدرنیت. زمان. فضا، تهران: انتشارات اختران.##· ریتزر، جرج (1389)، مبانی نظریة جامعه‌شناختی معاصر و ریشه‌های کلاسیک آن، ترجمه شهناز مسمی‌پرست، تهران: ثالث.##· کرایب، یان (1385)، نظریه اجتماعی مدرن، ترجمه عباس مخبر، تهران: نشر آگاه.##· کسل، فیلیپ (1387)، چکیده آثار آنتونی گیدنز، ترجمة حسن چاوشیان، تهران: انتشارات ققنوس.##· گیدنز، آنتونی (1382)، فراسوی چپ و راست، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: علمی.##· گیدنز، آنتونی (1384 (الف))، پیامدهای مدرنیت، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر مرکز.       ##· گیدنز، آنتونی (1384 (ب))، چشم‌اندازهای جهانی، ترجمه محمدرضا جلائی‌پور، تهران: طرح نو.##· گیدنز، آنتونی (1385 (الف))، جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.##· گیدنز، آنتونی (1385 (ب))، تجدد و تشخص، ترجمه ناصر موفقیان، تهران: نشر نی.##Beck, Ulrich &amp;Giddens, Anthony&amp;Lash, Scott (1994), Reflexive Modernization. Politics, Tradition and Aesthetics in the Modern Social Order, Stanford: Stanford University Press##Giddens, Anthony (1984), The Constitution of Society,Berkeley: University of California Press.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>جایگاه دین روستایی در جامعه‌شناسی روستا: علل بی‌توجهی و پیامدهای آن</TitleF>
				<TitleE>Situation of Rural Religion in Rural Sociology</TitleE>
                <URL>https://jisr.ut.ac.ir/article_36563.html</URL>
                <DOI>10.22059/jisr.2013.36563</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>جامعه‌شناسی روستایی در ایران سابقه‌ای نزدیک به نیم قرن دارد. مطالعات روستایی در ایران و بالاخص جامعه‌شناسی روستایی بعد از اصلاحات ارضی به طور خاصی بر موضوع روستا به مثابه پدیده اقتصادی ـ سیاسی و در راستای اهداف اقتصادی ملی و بین‌المللی متمرکز شد. در نتیجه این روند، بیشترین موضوعاتی که در این مطالعات مورد توجه قرار گرفتند سیستم تولید و نظام قدرت سنتی در روستا بود. از جمله موضوعاتی که در این گفتمان علمی توجهی به آن نشد مقوله مذهب و امر دینی در روستا است. مذهب به مثابه هسته نظام فرهنگی و زمینه بازتولید انسجام اجتماعی نقشی کلیدی در جامعه روستایی ایران دارد، که از یک‌سو حافظ سنت است و از سوی دیگر می‌تواند عامل تغییر و عنصر مشروعیت بخش تغییرات باشد. در این مقاله از طریق فراتحلیل مطالعات روستایی در علوم اجتماعی، به بررسی علل درونی و بیرونی بی‌توجهی به مقوله مذهب در گفتمان جامعه‌شناسی روستایی ایران از دهه 40 تا 80 شمسی (علی‌رغم رخداد انقلاب اسلامی در این دروان) پرداخته شده است. علل بیرونی از جمله اقتصاد سرمایه‌داری و مسائل شهری سبب شد روستا به مثابه عنصری اقتصادی و جمعیت شناختی شده اهمیت یابد و علل درونی مانند تأثیر سنت مارکسیستی و پوزیتیوسیتی بر گفتمان جامعه‌شناسی روستایی و فقدان مفهوم‌بندی دقیق در باب دین و دین‌داری روستایی و در نهایت مقتضیات گفتمان روشنفکری دانشگاهی سبب شد به دین روستایی بی‌توجهی شود. در نتیجه، جامعه شناسی روستایی نتوانسته جریان اصلی فرهنگ و جامعه روستایی را، با توجه به هسته این نظام فرهنگی یعنی دین، به درستی تبیین کند، لذا مسائل فرهنگی و اجتماعی روستا، از دهه 40 تا آغاز دهه 90، همچنان تداوم داشته و دارد. در نهایت باید گفت که جامعه‌شناسی روستایی برای فهم زندگی فرهنگی و اجتماعی روستا و برای برنامه‌ریزی دقیق‌تر و کارآمدتر در حیطه توسعه روستایی، نیازمند تمرکز هرچه بیشتر بر مقوله دین و فرهنگ روستایی ایرانی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Since Land reform in Iran, rural studies and rural sociology have been concentrated on rural society as economical and political phenomena; therefore mostly traditional systems of production and power were noted in researches. One issue that was not addressed in this academic discourse was rural religion. Religion as a core of culture and the main context to reproduce social integration has a key role in this society. Religion reproduce the cultural tradition and also is the main agent in legitimatizing the social changes. This paper through a meta-analysis of rural studies in social sciences investigates internal and external causes of inattention to religion in academic discourses of rural sociology (since 1960 to 2000). Urban problematic and capitalist economic as the main external causes, considered rural issues as an economic and demographic issue. On the other side, Marxism and positivism and their epistemological inattention to religion as central issue in culture caused this inattention. As a result, rural sociology has not been able to provide a relevant explanation for rural culture (and religion as its core) and its changes. Due to this systematic inattention, cultural and social issues since 1960s to 2000, in the Iranian village have continued. Finally, for efficient rural policy making we have to understand and explain rural culture religion.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>85</FPAGE>
						<TPAGE>105</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>جبار</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رحمانی</Family>
						<NameE>Jabbar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rahmani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>j_rahmani59@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Rural Sociology</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Rural Religion</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Rural Culture</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Iranian Rural Studies</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Meta-analysis</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>· آشوری، داریوش (1380)، تعریف‏ها و مفهوم‏ فرهنگ، تهران: انتشارات آگاه.##· آل احمد، جلال (1376)، نفرین زمین، تهران: انتشارات فردوس.##· آل احمد، جلال (1378)، اورازان، تهران: انتشارات فردوس.##· آل احمد، جلال (1379)، تات‏نشین‏های بلوک‏زهرا، تهران: انتشارات فردوس.##· ارشاد، فرهنگ (1373)، «تأثیر متقابل کوچ و توسعه: بحثی پیرامون مهاجرت روستاییان به شهر در کشورهای کم‌تر توسعه‏یافته»، علوم‌اجتماعی و انسانی دانشگاه‌شیراز، دوره نهم، شماره 2: 81-99##· اروین، الکساندر. ام (1386)، مردم‏شناسی کاربردی، ترجمه مهرداد وحدتی، تهران: نشر افکار.##· اریکسن، ت.ه و نیلسن، ف.س (1387)، تاریخ انسان‏شناسی، ترجمه علی بلوکباشی، تهران: نشر گل‏آذین.##· ازکیا، مصطفی (1377)، جامعه‌شناسی توسعه، تهران: کلمه.##· ازکیا، مصطفی و غفاری، غلامرضا (1388)، «تحلیلی بر مطالعات روستایی ایران»،  توسعه روستایی، شماره اول، دوره اول، شماره پیاپی 36: 7-34.##· ازکیا، مصطفی، غفاری، غلامرضا (1383)، توسعه روستایی با تأکید بر جامعه روستایی ایران، تهران: نشر نی.##· اسپردلی،ج.پ‏ و مک‏کوردی، دو (1372)، پژوهش فرهنگی، ترجمه بیوک محمدی، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##· افراخته، حسن (1380)، «روابط متقابل شهر و روستا»،  علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دوره شانزدهم، شماره 2: 49-73.##· افشار، ایرج (1348)، یادگارهای یزد، تهران: انجمن آثار ملی.##· اونو، موریو (1376)، خیرآباد نامه، هاشم رجب‏زاده، تهران: دانشگاه تهران.##· بی‏من، ویلیام (1381)، زبان، منزلت و قدرت در ایران، ترجمه رضا ذوقدار مقدم، تهران: نشر نی.##· جهانگیری، جهانگیر و لهسائی‏زاده، عبدالعلی (1387)، «نقش زنان روستایی در اقتصاد خانواده، مطالعه موردی زنان روستایی استان فارس»، انجمن جامعه‏شناسی ایران، شماره 1: 124-145##· چمبرز، رابرت (1376)، توسعه روستایی: اولویت‌بخشی به فقرا، ترجمه مصطفی ازکیا، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران.##· دانش‏مهر، حسین و احمدرش، رشید (1388)، «بررسی نگرش‏های اجتماعی روستائیان به مشارکت اجتماعی»، توسعه روستایی، دوره اول، شماره 1: 129-156.##· دورکیم، امیل (1383)، صور ابتدائی حیات دینی، ترجمه باقر پرهام، تهران: مرکز.##· زمانی، غلامحسین و لاری، محمدباقر (1385)، «پژوهش رهبران روستایی با رهیافت راهبری پرورش”منتورینگ“»، علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دوره 24، شماره 2: 45-57.##· زیگفرید، آندره (1343)، روح ملت‏ها، ترجمه احمد آرام، با ضمیمه فارسی «روحیه ایرانی»، تهران: شرکت سهامی انتشار.##· سو، الوین (1378)، تغییر اجتماعی و توسعه، ترجمه محمود حبیبی مظاهری، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.##· شادی‏طلب، ژاله و حجتی کرمانی، فرشته (1387)، «فقر و سرمایه اجتماعی در جامعه روستایی»، فصلنامه علمی‏ پژوهشی رفاه اجتماعی، سال هفتم، شماره 28: 57-35.##· شریعتی، علی (1390)، کویر، تهران: چاپخش.##· صفی‏نژاد، جواد (1354)، طالب‏آباد، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی.##· طالب، مهدی (1367)، «شیوه‏های همیاری در روستاهای ایران»، نامه علوم اجتماعی، شماره 1: 167-180##· طالب، مهدی و موسی، عنبری (1384)، جامعه‏شناسی روستایی، تهران: دانشگاه تهران.##· عسگری خانقاه، اصغر (1372)، پژوهشی در مورد مردم‏شناسی روستای قاسم‏آ‎باد گیلان، شیراز: انتشارات نوید.##· غفاری، غلامرضا و حق‏پرست، عباس (1383)، «نشانگرهای فقر در مناطق روستایی»، انجمن جامعه‏شناسی ایران، سال پنجم، شماره 4: 32-48##· فاستر، جورج (1376)، جوامع سنتی و تغییرات فنی، ترجمه مهدی ثریا، تهران: کتاب فردا.##· فاضلی، نعمت‏الله (1386)، «مدرنیته و مسکن»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره 1: 25-63.##· فکوهی، ناصر (1381)، تاریخ اندیشه‏ها و نظریه‏های انسان‏شناسی، تهران: انتشارات نی.##· فیروزنیا، قدیر و رکن‏الدین افتخاری، عبدالرضا (1382)، جایگاه روستا در توسعه ملی از دیدگاه صاحب‏نظران، تهران: مؤسسه توسعه روستایی ایران.##· کوهی، کمال و تقوی، نعمت‏الله (1382)، «سنجش میزان مشارکت روستاییان در پروژه‏های توسعه روستایی»، نشریه دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه تبریز، شماره 4: 82-116.##· لهسائی‏زاده، عبدالعلی (1374)، «نقش زنان در اقتصاد روستایی»، علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دوره 11، شماره 1 و 2: 43-65.##· لهسائی‏زاده، عبدالعلی و ماجدی، مسعود (1383)، «بررسی اثرات پروژه‏های عمرانی بر رفاه در نقاط روستایی استان فارس»، انجمن جامعه‏شناسی ایران، سال پنجم، شماره 4: 73-94##· مالینوفسکی، برانیسلاو (1373)، تروبریاندها، ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو.##· محسنی تبریزی، علیرضا و میرزائی، محمد (1383)، «سنجش میزان انگیزش به کار و عوامل مؤثر بر آن»، مجله انجمن جامعه‏شناسی ایران، سال پنجم، شماره 4: 3-31##· معیدفر، سعید (1383)، «تمایز جنسیتی روستاییان در کار، فراغت، فعالیت و مصرف کالاهای فرهنگی»، مجله جامعه‏شناسی ایران، دوره پنجم، شماره 2: 179-200.##· منصورآبادی، افسانه و کرمی، عزت‏الله (1385)، «پیامدهای توسعه بر وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زنان روستایی: مطالعه موردی در استان فارس»، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دوره 24، شماره 2: 107-128.##· موریس، بریان (1383)، مطالعه مردم‌شناختی دین، ترجمه ج. شرف‌الدین و م. فولادی،‌قم: بوستان کتاب.##· مید، مارگرت (1365)، بلوغ در ساموآ، ترجمه مهین میلانی، تهران: نشر ویس.##· نیک‏خلق، علی‏اکبر (1345)، مونوگرافی باقرآباد سبزوار، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی.##· نیک‏خلق، علی‏اکبر (1382)، جامعه‏شناسی روستایی، تهران: چاپخش.##· واترز، مالکوم (1381)، جامعه سنتی و جامعه مدرن، ترجمه منصور انصاری، تهران: نقش جهان.##· وبر، مارکس (1382)، دین، قدرت و جامعه.، ترجمه احمد تدین، تهران: هرمس.##· وثوقی، منصور (1373)، جامعه‏شناسی روستائی، تهران: کیهان.##· همیلتون، ملکلم (1377)، جامعه‌شناسی دین، محسن ثلاثی، تهران: تبیان.##· هوگلند، اریک (1381)، زمین و انقلاب در ایران(1360-1340)، مترجم فیروزه مهاجر، تهران: شیرازه.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>روند مطالعه کیفیت زندگی در ایران</TitleF>
				<TitleE>Trend study of quality of life in Iran</TitleE>
                <URL>https://jisr.ut.ac.ir/article_36564.html</URL>
                <DOI>10.22059/jisr.2013.36564</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT> سازه کیفیت زندگی را سازه­ای تحلیلی، سیاستی و عنصری کلیدی در سیاست­گذاری و بررسی سیاست­های حوزه عمومی به حساب می‌آورند و از آن به عنوان شاخص توسعه اجتماعی یاد می­شود. ویژگی­های این سازه مانند پویایی، چند بُعدی بودن و پنداشت­های مختلف از آن سبب شده تا این سازه که در ابتدا در حوزه­های بهداشت و سلامت مورد استفاده قرار می­گرفت به تدریج به دیگر حوزه­های مطالعاتی نیز ورود پیدا کند. بی‌گمان چنین اقبال و توجهی موجب افزایش حجم مطالعات و واکاوی بیشتر این سازه شده است. در ایران نیز همانند سایر کشورها مطالعات کیفیت زندگی تغییراتی را تجربه کرده است. برای شناسایی روند تغییرات مطالعات کیفیت زندگی در ایران تمامی کارهای منتشر شده در سطح کشور در قالب پایان­نامه­ها، پروژه­های تحقیقاتی انجام گرفته در دانشگاه و مقالات علمی پژوهشی که عبارت &quot;کیفیت زندگی&quot; عنوان موضوعی یا چکیده آنها را شامل می­شود، جمع­آوری و مورد بررسی قرار گرفته­اند. نتایج این تحلیل نشان می­دهد که اگرچه در سال­های اخیر بر تعداد حوزه­های مطالعاتی غیرپزشکی کیفیت زندگی در ایران افزوده شده ولی تعداد مطالعات آنها در مقایسه با حوزه مطالعات پزشکی بسیار کم می­باشد. میزان مطالعات کیفیت زندگی در ایران در حوزه پزشکی بیش از 8 برابر این تعداد مطالعات در زمینه علوم اجتماعی است. علوم اجتماعی نسبت به پزشکی با دید جامع­تری به بررسی کیفیت زندگی می­پردازد، جامعه مورد مطالعه آن متنوع­تر و تعداد مولفه­های کیفیت زندگی در این حوزه بیشتر و به لحاظ محتوایی گسترده­تر است. این ویژگی­ها می­تواند مطالعات کیفیت زندگی را به سمت بررسی دقیق­تر این سازه سوق دهد که به واسطه آن به توان میزان پیشرفت و توسعه جامعه را اندازه گرفت. بر همین اساس مطالعات کیفیت زندگی در ایران باید رویکرد اجتماعی کیفیت زندگی را بیش از پیش مورد توجه قرار دهد که این نیازمند افزایش تعداد مطالعات در حوزه­های غیرپزشکی کیفیت زندگی می­باشد. موضوعی که در مطالعات اخیر کیفیت زندگی در قیاس با مطالعات اولیه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The construct quality of life is analytical, practical, construct and a main element in policy- making and the study of policies in public sphere as well as it has been known as an indicator in social development. The characters of the construct as dynamic, multidimensional, and has been diversity conceptions about it due to using more fields in their studies. However this attention caused to is increasing range studies and more investigation on this construct. In Iran such other countries studies of quality of life experienced new changes. For knowing trend these changes all studies published in level country in form academic dissertation, research projects and papers scientific that in their title have term quality of life collected and studied. The results this study showed although in recent years in Iran has increase non-medical studies in part quality of life but contribution in studies in compare with part medical is very little. The studies of quality of life in the medical field are more than 8 times the number of studies in the social science. Social science in compare with medicine has an approach more comprehensive of the quality of life. Studies qualities of life in field social science are doing on diversity communities and with more dimensions. These studies have more content. These characters could take more evaluate of quality of life that by using it researchers can measure the progress and development of society. Than studies about of quality of life in Iran have to more attention to social approach quality of life, that it is need to increasing study in field’s non medicine. Of course this problem in recent studies, in compare with earlier studies, has been more attention.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>107</FPAGE>
						<TPAGE>134</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>غلامرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>غفاری</Family>
						<NameE>Gholamreza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghafari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ghaffary@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کریمی</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Karimi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>حمزه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نوذری</Family>
						<NameE>Hamzeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Nozari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>subjective quality of life</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>objective quality of life</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Trend studies quality of life</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>fields study</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>· دوورژه، موریس (1366)، روش­های علوم اجتماعی، ترجمه خسرو اسدی، تهران: انتشارات امیرکبیر.##· رستمی، آرین و صالحی، مسعود (1378)، کیفیت زندگی و مفهوم آن، سمینار کیفیت زندگی، دانشکده پرستاری، دانشگاه تربیت مدرس.##· رضوانی، محمدرضا و منصوریان، حسین (1387)، «سنجش کیفیت زندگی: بررسی مفاهیم، شاخص­ها، مدل­ها و ارائه مدل پیشنهادی برای نواحی روستایی»، فصلنامه روستا و توسعه، شماره 3: 1-26.##· شیخاوندی، فرزانه (1388)، بررسی تاثیر مولفه­های توسعه پایدار بر روی پایگاه اقتصادی - اجتماعی زنان سرپرست خانوار: مطالعه موردی، زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی شهرستان تبریز، پایان نامه کارشناسی ارشد، گروه جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی.##· عنبری، موسی (1389)، «بررسی تحولات کیفیت زندگی در ایران (1365 تا 1385)»، فصلنامه توسعه روستایی، شماره 2: 181-149.##· غفاری، غلامرضا و امیدی، رضا (1388)، کیفیت زندگی شاخص توسعه اجتماعی، تهران: نشر شیرازه.##· نازنجات، سحر (1387)، «کیفیت زندگی و اندازه­گیری آن»، مجله تخصصی اپیدمولوژی ایران، دوره 4، شماره 2: 57-62.##· Bohnke, P (2007), &quot;Does Society Matter? Life Satisfaction in the Enlarged Europe&quot;,Social indicators research,  No 87: 189-210.##· Chipuer, H.M., et al (2002), &quot;Determinants of subjective quality of life among rural adolescents: a development perspective&quot;, Social indicators research, No 61: 79-95.##· Felce, D., and Perry, J (1995), &quot;Quality of Life: Its Definitions and Measurement&quot;, Research in Developmental Disabilities, No 16: 51-74.##· Ferrans, C (1996), &quot;Development of a conceptual model of quality of life&quot;, Scholarly inquiry for nursing practice: An international journal, No 10 : 151-158.##· Ferrans, C (1992), &quot;Conceptualization of quality of life in cardiovascular research&quot;, Progress in cardiovascular nursing, No 7 : 2-6.##· Lee, Y.J (2005), &quot;Subjective quality of life measurement in Taipei&quot;, Building and Environment, No 43: 1205-1215.##· Lynda, L., Diana, E (2005, &quot;A concept of quality of life&quot;, Journal of Orthopedic nursing, No 9: 12-18.##· Massam, H. B (2002), &quot;Quality of Life: Public Planning and Private Living&quot;, Progress in Planning, No 58 : 141-227.##· Moons, ph., et al (2005), &quot;Critique on the conceptualization of quality of life: A review and    evaluation of different conceptual approaches&quot;, International  journal of nursing studies, No 43 : 891-901.##· Phillips, D (2006), Quality of Life: Concept, Policy and Practice. London: Rutledge Publications.##· Schalock, R.L (2004), &quot;The concept of quality of life: what we know and do not know&quot;, Journal of intellectual disability research, No 43 : 121-139.##· Schalock, R.L (1999), &quot;Three decades of quality of life&quot;, Focus on Autism and other development disabilities, No 15: 116-127.##· Schuessler, K.F., Fisher, G.A (1985), &quot;Quality of life research and sociology&quot;, Annual review of sociology, No 11: 129-149.##· Sirgy, M. J (2006), &quot;The Quality of Life Research Movement: Past, Present and Future&quot;, Social Indicators Research, No 76 : 343-466.##· WHO QoL Group (1993), Measuring Quality of Life: The Development of the World Health Organization Quality of Life Instrument, Geneva: World Health Organization.##· Wood, D.S (1999), &quot;Assessing quality of life in clinical research from where have we come and where are we going&quot; ,Journal of clinical epidemiology, No 52: 355-363.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>پذیرش ارزش‌های جهانی در میان ایرانیان عرب زبان (اعراب خوزستان)</TitleF>
				<TitleE>Acceptance Of Globalize Values among Iranian Arabic Speakers (Khozestan Arabs)</TitleE>
                <URL>https://jisr.ut.ac.ir/article_36565.html</URL>
                <DOI>10.22059/jisr.2013.36565</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>این مقاله تلاشی است برای تبیین میزان پذیرش یا مقاومت در برابر ارزش‌های جهانی‌شدن در میان عرب‌زبانان خوزستان، و به این سؤال پاسخ می‌دهد که آیا ارزش‌های بنیادین جهانی‌شدن سبب برجستگی هویت قومی در میان عرب‌زبانان ایرانی می‌شود و به عبارتی ارزش‌های جهانی‌شدن چه تأثیری بر خاص‌گرایی در میان عرب‌زبانان ایرانی دارد و آیا خاص‌گرایی تحت تاثیر ارزش‌های جهانی به‌ وجود آمده است. در این طرح از روش‏ پیمایش استفاده شده، و علاوه بر داده‌های کمی از مصاحبه نیز استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق را عرب‌زبانان 18 تا 65 ساله اهوازی تشکیل داده‌اند. برای برآورد حجم نمونه با در اختیار داشتن جامعه آماری، از فرمول کوکران استفاده شده و حجم نمونه آماری 560 نفر برآورد گردید. برای سنجش پایانی و اعتبار داده‌ها و اطلاعات جمع‌آوری‌شده از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و برای تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانسی و رگرسیون نیز استفاده شد. تحلیل داده‌ها نشان داده است که هر چه میزان احساس محرومیت از فرصت‌های برابر اجتماعی ـ فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و امکانات ملی بیشتر باشد، گرایش به هویت‌یابی‌های قومی نیز بیشتر است. متغیرهای احساس برابری و احساس عدالت قومی و عناصر انسان‌گرایی، رسانه‌های خارجی و تحصیلات متغیرهای مهم و مؤثر در پذیرش ارزش‌های جهانی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The present article try to explain rate of acceptance and/ or resistance of khozestanis&#039; Arabic speakers in confront with globalization values, and would reply to the question; either  do  the fundamental globalization values cause the preeminence of ethnic identity among the Iranian Arabic speakers? In other words, what effects does the globalization values have on the particularism among the Iranian Arabic speakers and does the particularism come to exist due to effects of the globalization values? The survey method using interviews was applied in this research and all the Arabic speakers sample in Ahwaz and were 18 to 65 years old. According to Cochran formula 560 people were selected. For reliability and validity of data,  cronbach alpha was used and to analyse the data variance and regression were applied. Analysis of data indicates that in parallel of the raise of deprivation feeling of equal opportunity in socio- cultural, political, economical and national possibilities, the tendency towards ethnical identities increased as well. Equal opportunity, ethnical justice feeling, humanitarian elements, foreign Medias and education were important and effective variables in acceptance of globalization values.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>135</FPAGE>
						<TPAGE>158</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>علی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قنبری برزیان</Family>
						<NameE>Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghanbari barziyan</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ganbari20@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>حمیدرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جلایی پور</Family>
						<NameE>Hamidreza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Jalaeipoor</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>h_ jalaeipour@hotmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>تهمینه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شاوردی</Family>
						<NameE>Tahmineh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Shahverdi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Globalization</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>globalization values</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Deprivation</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Equal opportunity</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ethnical justice</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>· آزاد ارمکی، تقی ( 1386)، فرهنگ و هویت ایرانی و جهانی‌شدن، تهران: تمدن ایرانی.##· آزاد ارمکی، تقی و غفاری، غلام‌رضا (1384). جامعه شناسی نسلی، تهران: پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی.##·آلبرو، مارتین (1380)، عصر جهانی (جامعه‌شناسی پدیده جهانی‌شدن)، ترجمه نادرسالارزادهامیری، تهران: مؤسسه انتشارات آزاداندیشان.##· احمدی، حمید، (1388)،بنیادهای هویت ملی ایران، تهران. پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات اجتماعی وزارت علوم.##· اینگلهارت، رونالد (1373)، تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی، ترجمه مریم وتر، تهران: کویر.##· پاک‌سرشت، سلیمان (1387)، بررسی تطبیقی تضادهای قومی، پایان نامه دکتری جامه‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس.##·تاملینسون، جان (1381)، رسانه‌ها و مدرنیته (نظریه اجتماعی رسانه‌ها)،‌ ترجمه مسعود اوحدی،‌ تهران: سروش.##·خایف، آوتور (1371)، مسئله اقلیت‌های قومی در روسیه، مترجم فتح‌الله دیده‌بان، تهران: آموزش انقلاب اسلامی.##· رابرتسون، رونالد (1385)، جهانی‌شدن (تئوری‌های اجتماعی و فرهنگ جهانی)، ترجمه کمال پولادی، تهران: ثالث.##· ‌قیصری، نورالله (1377)، «قومیت عرب و هویت ملی»، فصل‌نامه مطالعات راهبردی، سال اول، پیش شماره 1: 49-83.##· کوشافر، محسن (1384)، تأثیر ارزش‌های مدرن بر مشروعیت سیاسی اسلامی ایران، رساله کارشناسی ارشد جامعه‌‌‌‌شناسی، دانشگاه تربیت معلم.##· گیدنز، آنتونی (1384)، چشم‌اندازهای جهانی، ترجمه حمیدرضا جلایی‌پور، تهران: طرح نو.##· لورین، سرپرسی (1363)، شیخ خزعل و پادشاهی رضاخان، ترجمه محمد رفیعی، تهران: فلسفه##· Isajiw,w.(1990), Ethnic identity retention and equability,university of Toronto press.##· Lilli waldemar and Diehl, Michael, (1999) Measuring National identity,uni-Mannheim.de.##· Mozaffari, Mehdi(2002 )(ed.), Globalization and Civilization, London: Routledge.##· Weinreeich,p, (1998), The operatinalization of identity theory in racial and ethnic relation, Cambridge university.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مطالعه‏ ی عوامل زمینه‏ ای مرتبط با ساختار توزیع قدرت در خانواده (نمونه موردی زنان متاهل شهر شیراز)</TitleF>
				<TitleE>Study of Related Context Factors with Structure of Power in Family</TitleE>
                <URL>https://jisr.ut.ac.ir/article_36566.html</URL>
                <DOI>10.22059/jisr.2013.36566</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>پژوهش حاضر با هدف مطالعه­ی عوامل مرتبط با ساختار توزیع قدرت در خانواده انجام شده است. این پژوهش با استفاده از رویه­ی پیمایش و پرسشنامه در شهر شیراز، انجام پذیرفته است و جمعیت نمونه 600 نفر از زنان که از طریق نمونه­گیری طبقه­بندی سهمیه­ای انتخاب شدند. چارچوب نظری این مطالعه نظریه منابع است. ساختار قدرت سه بعد دارد: میزان مشارکت در حوزه­های تصمیم­گیری، ساخت روابط قدرت و شیوه­ی اعمال قدرت. واکاوی داده‌ها با استفاده از فن رگرسیون تک متغیره، F تست و T تست نشانگر آن است که ارتباط بین دو متغیر مستقل سن زن زمان ازدواج و محل اقامت آنان بر ساختار قدرت و ابعاد آن معنادار نیست همچنین مدت ازدواج زنان بر حوزه­های تصمیم­گیری و شیوه­ی اعمال قدرت تاثیر گذار است. بین دو متغیر مستقل فاصله سنی و تحصیلات دانشگاهی و بعد میزان مشارکت در حوزه­های تصمیم­گیری ارتباط معنی­داری وجود دارد و همچنین بین شیوه  اعمال قدرت در خانواده و وضعیت اشتغال زن ارتباطی معنادار وجود دارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The research aims to study the related context factors with structure of power in family.  The method by which this research has been done is survey and the data has been collected through the inquiry from a sample size of 600 women in shiraz through Quota _ Classification.The instrument of data collection sampling is questioner. Our research is based on resource theory. Structure of power has 3 dimensions, including decision – Making areas, construction of power relations and way of power impose. The findings indicate that there isn&#039;t any significant correlation between two independent variables include age of women&#039;s marriage and local of residence. Also long of marriage is effected by decision – making areas and way of power impose. There is a significant difference between two independent variables including the difference of husband age and academic educations with decision – making areas. Also there is a meaningful relation between way of power impose and situation of job.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>159</FPAGE>
						<TPAGE>178</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مجید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>موحد</Family>
						<NameE>Majid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Movahed</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mmovahed@rose.shiasu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>حلیمه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>عنایت</Family>
						<NameE>Halimeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Enayat</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مرضیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>مردانی</Family>
						<NameE>Marziyeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mardani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه شیراز</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>family</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Structure of Power</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Difference of age</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Longe of marriage</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Egalitarian family</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Marriage</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>· آبوت، پاملا و کلر والاس (1383)، جامعه­شناسی زنان، نجم عراقی، تهران: نشر نی.##· اعزازی، شهلا (1382)، جامعه شناسی خانواده با تاکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.##· بستان نجفی، حسین و همکاران (1388)، اسلام و جامعه شناسی خانواده، قم: انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.##· ذوالفقار پور، محبوبه؛ حسینیان، سیمین و یزدی، سیده منوره (1383)، «بررسی رابطه بین ساختار قدرت در خانواده با رضایت مندی زناشویی زنان کارمند و خانه دارشهر تهران»، تازه‌ها و پژوهش‌های مشاوره، شماره 11: 31-46.##· زاهد زاهدانی، سعید و جلیل ایران، محبوب (1371)، بررسی امکانات و مشکلات اشتغال زنان در شهرستان شیراز، مرکز جمعیت‌شناسی دانشگاه شیراز.##· سفیری، خدیجه و آراسته، راضیه (1386)، «بررسی رابطه­ی سرمایه­ی اقتصادی زنان با نوع روابط همسران در خانواده»، مجله­ علمی و پژوهشی تحقیقات زنان، سال2، شماره1: 114-147.##· عنایت، حلیمه و دسترنج، منصوره (1389)، «مطالعه ساختار قدرت در خانواده (مطالعه موردی: شهر لار)»، پژوهش زنان، دوره 8، شماره1: 107-124. ##· عنایت، حلیمه و سروش، مریم (1388)، «میزان و نوع مقاومت زنان در رویارویی با ساختار قدرت در زندگی»، پژوهش زنان، شماره 7: 85-112.##· گروسی، سعیده (1387)، «بررسی ساختار قدرت در خانواده­های شهرستانکرمان»، مطالعات زنان، دوره 6، شماره2: 7-25.##· گیدنز، آنتونی (1382)، جامعه­شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.##· لنسکی، گرهارد و لنسکی جین (1369)، سیر جوامع بشری، ترجمه ناصر موفقیان، تهران: انتشارات آموزش انقلاب اسلامی.##· منصوریان، محمد کریم و قادری، فرحناز (1381)، «عوامل موثر بر ساخت قدرت در خانواده»، مجله علمی – پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، دوره دوم، شماره 30و31: 269-294.##· مهدوی، محمّد صادق و خسروشاهی، حبیب (1382)، «بررسی ساختار توزیع ساختار قدرت در خانواده»، مطالعات زنان، سال1، شماره2: 27-67.##· میشل، آندره (1354)، اقتصاد و جامعه، ترجمهعباس منوچهر و دیگران، تهران: انتشارات مولی.##· American Human&#039;s National Center (2010), Family Group Decicion – Making Webinor Series, The Free Press, New York. ##· Cooney Rosemary.S.(1987), &quot;Decision Making in intergenerational puetrican families&quot;, journal of marriage &amp; the family, Vol 44, pp: 621-631.##· Blood, Robert (1964), Marriage, The Free Press, New York.                                                                       ##· Eric, Behice (2001), &quot;Women&#039;s Efficiency in Decision Making and their perception of their status in the family&quot;, journal of marriage &amp; the family, Vol 20, No 1, pp: 65-70.##· Kuper, Adam and Kuper, Jessica (eds) (1985), The Social Science Encyclopedia. London and Boston: Routledge &amp; Kegan Paul.##· Mohd Nor, Leilanie (2010), Decision – Making Process, Groupe ESC Toulouse.##· Sexton, C. S. and Perlman D. S(1989), &quot;CouplesCareer Orientation, Gender Equity as Determinants of Material Power, Journal of Marriage and the Family, Vol.51, No.4,pp: 933-941.##· Sparks,Lisa (2009), Family Decision – Making, University of Chapman press.##· Srinivasan, Kannan (2009), Social Networks and Decision – Making:Women’s Participation in Household Decisions, Neww Dehli, India: Radiant.##· Werner, E. et al (1985), &quot;Dominance in Marital Decision making in women’s librration &amp; Non – liberayion families&quot;, Jornal of Marriage &amp; the family, Vol. 14, No. 2, pp. 223 – 233.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>واکاوی مفهومی دلبستگی ملی</TitleF>
				<TitleE>Conceptualization of national attachment</TitleE>
                <URL>https://jisr.ut.ac.ir/article_36567.html</URL>
                <DOI>10.22059/jisr.2013.36567</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>میهن دوستی و ناسیونالیسم در دو سر طیف دلبستگی ملی با تعاریف، جهت­گیری­ها و پیامد­های متفاوت قرار می­گیرند. در این مقاله سعی شده است با توجه به نظریه­هایی که در زمینۀ دلبستگی ملی مطرح است، این مفهوم از منظر دیگری مورد بررسی قرار گیرد. هدف اصلی این مقاله توضیح دلبستگی ملی به معنای پیامد ارزیابی مثبت افراد از هویت ملی­شان و مفهوم­سازی آن در دو شکل ناسیونالیستی و میهن دوستانه است. شکل ناسیونالیستی دلبستگی ملی احساس مثبت افراد به همراه پیشداوری، اتخاذ دیدگاه­های غیر انتقادی و احساسی نسبت به کشور را نشان می دهد و در مقابل، شکل میهن دوستانۀ دلبستگی ملی احساس مثبت افراد بدون قضاوت­های پیشداورانه نسبت به سایر گروه ها و ملت هاست که اتخاذ دیدگاه­های انتقادی و جهت­گیری­های عاقلانه نسبت به ارزیابی کشور را در پی دارد.
 در این پژوهش از روش اسنادی و تحلیلی استفاده کرده­ایم و با استفاده از کتب و اسناد معتبر در این زمینه به تبیین موضوع مورد بررسی پرداخته­ایم.همچنین جهت مستند سازی مطالب مطرح شده مبنی بر این که دلبستگی ملی در دو شکل می­تواند تجلی کند، نظریه­های مربوط به این حیطه را در قالب سه رویکرد نظری ناسیونالیستی، میهن دوستانه و دیدگاه­هایی که هر دو شکل را در خود می‏گنجانند و مورد بررسی قرار داده­ایم.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Patriotism and nationalism make up the two sides of the spectrum of national attachment; but with different meanings, tendencies, and outcomes. This article, based on the current theories about national attachment, tries to study this subject from a different point of view. The main goal of this article is to explain national attachment in the context of the positive feeling of people toward their national identity and conceptualizing it in its two forms of nationalism and patriotism.  The nationalistic form of national attachment shows the positive feeling of people along with judgments and non-critical and emotional points of view toward the country. On the other hand, there is the patriotic form of national attachment with the positive feeling of people without early judgments towards other groups and nationalities whiche brings with it the adoption of critical points of view and wise orientations in assessing the country.
We have used the documental and analytical method and have explained the subject of discussion using valid books and documents. In addition, in order to document the subjects discussed, based on the theory that national attachment can be expressed in two forms, we have studied the theories relevant in this area in three theoretical approaches of nationalism, patriotism, and viewpoints that include both forms.
 </CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>179</FPAGE>
						<TPAGE>205</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سیدعلی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>هاشمیانفر</Family>
						<NameE>Seyed Ali</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hashemiyanfar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>j.hashemian@ltr.ui.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>رضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>اسماعیلی</Family>
						<NameE>Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Esmayili</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سیدضیاء</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>هاشمی</Family>
						<NameE>Seyedziya</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hashemi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه تهران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>: zhashemi@ut.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مینا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جلالی</Family>
						<NameE>Mina</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Jalali</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشگاه اصفهان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>Iran</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>national attachment</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Nationalism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>Patriotism</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>National Identity</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>· اسمیت، آنتونی دی (1383)، ناسیونالیسم؛ نظریه، ایدئولوژی، تاریخ، ترجمه ی منصور انصاری، تهران: مطالعات ملی تمدن ایرانی##· اوزکریملی، اوموت (1383)، نظریه های ناسیونالیسم ، ترجمه محمد علی قاسمی، تهران: موسسه­ی مطالعات ملی تمدن ایرانی##· حاجیانی، ابراهیم (1384)، تحلیل جامعه شناختی هویت ملی در ایران و طرح چند فرضیه ، کتاب درآمدی بر فرهنگ و هویت ایرانی نوشته مریم صنیع اجلال، تهران: نشر تمدن ایرانی##· سازمند، بهاره (1385)، «معرفی و نقد کتاب ناسیونالیسم معاصر نوشته­ی دیوید براون»، فصلنامه­ مطالعات ملی، سال هفتم، شماره­ی 26: 159-165##· سریع القلم، محمود (1381)، عقلانیت و آینده ی توسعه یافتگی ایران، تهران: ،مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه##· ریتزر ، جرج (1385) ، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی:  تهران، علمی##· گیبرنا، مونتسرات (1378)، مکاتب ناسیونالیسم: ناسیونالیسم و دولت-ملت در قرن بیستم، ترجمه امیر مسعود اجتهادی، تهران: نشر وزارت امور خارجه##· مظاهری، محمد علی و دیگران (1387)، «مقایسه دلبستگی ملی در ایرانیان مقیم کانادا ، متقاضی مهاجرت به کانادا و ساکن تهران»، مجله روانشناسی، سال دوازدهم، شماره 2 : 169-154##· مک گراون، دیوید (1384)، «ظهور و سقوط ناسیونالیسم»، ترجمه­ محی­الدین شریف­زاده، فصلنامه­ی زریبار، شماره­57 : 229-225##· منوچهری، عباس و نجاتی حسینی, محمود (1385)، «درآمدی بر نظریه شهروندی گفت و گویی در فلسفه سیاسی هابرماس»، نامه علوم اجتماعی، شماره 29:28-1##Brewer, Marilynn B  (1999) , The psychology of prejudice : Ingroup love or outgroup hate? , Journal of social Issues , Vol 55 , No 3 , pp 429-444##-Blank , Thomas , Peter Schmidt , (2003) , National Identity in a united Germany: Nationalism or Patriotism ? An Emprical test with Representative Data ,  Political psychology , Vol 24 , NO 2##Brubaker, Rogers (2004), In the name of nation : Reflections on nationalism and patriotism, Citizenship studies , Vol 8 , No 2,pp:115-127##Callan , Eamonn  (2006) , Love , identity and patriotism , Social theory and practice , Vol 32 , No 4##De Figueiredo , Rui J P , Zachary Elkins  (2002) , Are patriots Bigots? An Inquiry into the vices of In-group attachment. University of California , Berkely##Donahue , Tom  (2007) , Book Review : for love of country, University of Chicago##Druckman , Daniel  (1994) , Nationalism , patriotism and group loyalty : A social psychological perspective , Mershon International studies Review , Vol 38 , No 1 , pp : 43-68##Groschwitz , Stephan F  (2007) , A watershed moment ? the changes in determinants of national attachment after 9/11 . Evidence from the general social survey and the national tragedy study, University of Cincinnati##Hayward , Clarissa Rile (2006)&quot;Democracy s identity problem : Is constitutional patriotism the answer?&quot; , paper Number 27##Huddy , Leonie , Nadia khatib  (2007) , American patriotism , National identity and political involvement , American journal of political science , Vol 51 , No 1 , pp: 63-77##-Koening , Nadja ,(2006) Construction of national identity and national attachment of Germans in the intercultural context##Moaddel , Mansoor  et al  (2008) , Foreign occupation and national attachment : the case of Iraq , Vol 72 , No 4 , pp : 677-705##Muller , Jan-Werner  (2006) , On the origins of constitutional patriotism, 5 , pp : 278-296##Muller , Jan-Werner (2007) , A general theory of constitutional patriotism , International journal of constitutional law##Muller , Jan-Werner (2008) , Constitutional patriotism : An introduction, Oxford university press and Newyork university school of low.##Mummendy , Amelie  et al  (2001) , Nationalism and patriotism : National identification and out-group rejection, British journal of social psychology , 40 , pp : 159-172##Luksyte , Aleksandra , Derek R Avery (2010) , &quot;The effects of citizenship dissimilarity and national pride on attitudes toward immigrants : Investigating mediators and moderators of intergroup contact&quot; , International Journal of intercultural Relations, University of Houston##Orwell , George  (1945) , Notes on Nationalism , A magazine of philosophy  and Aesthetics , No 1##-Routh , David A Carole B Burgoyne , (1998) , Being in two minds about a single currency : A UK perspective on the euro Journal of economic psychology 19, pp 741-754##Schatz , Robert T (1994), On being a good American : Blind versus constructive patriotism , Ph . D university of Mossachusetts##Schatz , Robert T&amp; Ervin  Staub, (1999) , On the varieties of national attachment : Blind versus constructive patriotism , Political psychology ,Vol 20 , No 1##Viroli , Maurizio (1995) , For love of country : An essay on patriotism and nationalism , Oxford university press##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				